یکشنبه
خرداد 23
 
  • افزایش اندازه متن
  • اندازه متن پیش فرض
  • کاهش اندازه متن

آثار تخریبی عرفان­های نوظهور و کاذب

مقاله 12، دوره 4، 6 (ویژه ائمه جمعه)، بهار 1392، صفحه 36-38 XML اصل مقاله (418 K)
نوع مقاله: مقالات
نویسندگان
ف. رستگار
موضوعات
مقالات
اصل مقاله

آثار تخریبی عرفان­های نوظهور و کاذب

 

 

مقدمه

عرفان حقیقی یعنی شناخت خداوند متعال که از طریق قلب و دل، و با رویت و حضور او در عمق روح و جان صورت می­گیرد. در این جهت تنها هدف از برگزیدن پیامبران الهی و ارسال کتب آسمانی شناخت خداوند و یافتن راهی برای بندگی است که کتب آسمانی بشریت را به این راه رهنمون می­سازند. دراین­میان هستند افرادی که به دلیل مقاصد و غرض­های شخصی نه­تنها خود، بلکه دیگران را هم به مسیری اشتباهی و انحرافی می­کشانند و به انجام دادن کارها، و رواج اندیشه­ها و عقاید باطل می­پردازند. اینان به گمان خود راه بندگی و عرفان، و سیر و سلوک را یافته­اند و سبب ایجاد عرفان­های نوظهور و کاذب می­شوند که در برخی از موارد به تشکیل فرقه­ای هم می­انجامد. آنچه در این مقاله به آن پرداخته شده است، بررسی آثار تخریبی عرفان­های نوظهور و کاذب است که بسیاری از مقالات و مجلات داخلی هم به آن پرداخته­اند. برخی از این مجلات عبارت­اند از مجلة مکتب وحی، فصلنامة نور اندیشه و خلاصه مقالات مقام معظم رهبری. این مقاله ابتدا تعریف عرفان و ویژگی­های عمدة مکتب عرفان، مشخصه­های عرفان­های کاذب، علل تأثیرگذاری عرفان­های کاذب، عمده و علل گرایش به عرفان­های کاذب، شیوه­های جذب عارف­نمایان دکان­دار، برخی از فرقه­هایی که به رواج این عرفان­های کاذب و آثار تخریبی عرفان­های نوظهور و کاذب به­نحو خلاصه پرداخته شده است.

 

تعریف عرفان

طبق تعریف دکتر سیدجعفر سجادی، عرفان یعنی شناسایی و مراد، شناسایی حق است، و نام علمی است از علوم الهی که موضوع شناخت آن حق و اسما و صفات اوست. طبق تعریفی از قیصری، از عرفای قرن ششم، زمانی که آرام­آرام عرفان انتظام می­یابد، چنین آمده است: عرفان عبارت است از علم به حضرت حق سبحان از حیث اسما و صفات و مظاهرش، و علم به احوال مبدأ و معاد، و به حقایق عالم و چگونگی بازگشت آن حقایق به حقیقت واحدی که همان ذات احدی حق­تعالی است، و معرفت طریق سلوک و مجاهده برای رها ساختن نفس از تنگاهای قید و بند جزئیت و پیوستن به مبدأ خویش.

 

ویژگی­های عمدة مکتب عرفان

این ویژگی­ها به­صورت بسیار خلاصه به این شرح است:

1. برای رسیدن به آگاهی عرفانی باید مراحل سیر و سلوک را طی کرد و علم، نتیجه و محصول عمل است؛ 2. اعتقاد به حقیقت جهان خارج و وحدت واقعی این حقیقت، ظاهری دارد و مظاهری که کثرت در این ظاهر و مظاهر است، و نیز باطنی دارد که در آن، حقیقت با وحدت کامل خود از هرگونه تفرقه و کثرتی منزه است؛ 3. اعتقاد به اصالت ارتباط حضوری و شهودی میان انسان و حقیقت، درعین قبول علم­های حصولی؛ 4. باور و اعتقاد به یک حقیقت واحد عینی که هدف هر عارف، وصول به آن و اتحاد و فنای در آن است؛ 5. رابطة ممتاز انسان با حقیقت کلی جهان و امکان «وصول» و «اتحاد» و «فنای» وی در آن حقیقت و «بقایش» با آن؛ 6. اعتقاد به ریاضت و مجاهده؛ 7. تکیه بر مسئله عشق به­عنوان یک عنصر اصلی و اساسی در حیات عارف.

 

تاریخچه و تعریف عرفان­های کاذب

یک نمونه از انحراف در صدر اسلام

هنگامی که در زمان پیغمبر خدا(ص) آیاتی دربارة عذاب قیامت و مشکلات عالم آخرت نازل شد، عده ای تصمیم گرفتند که به نوعی، دنیا و لذایذ آن را بر خود حرام کنند. در میان آنان یکی عثمان­بن­مظعون بود که با خود عهد کرد از آن پس در گوشه­ای مشغول عبادت شود و تا پایان عمر با زنان معاشرت نکند. وی مسلمانی معتقد و متدین بود و بعدها به مقامات بالاتری در اسلام و ایمان نیز رسید؛ اما در آن مقطع چنین تصمیمی گرفته بود. همسرش از بستگان پیامبر(ص) بود و به منزل آن حضرت رفت­و­آمد داشت. در یکی از روزها که به دیدن یکی از همسران آن حضرت آمده بود، سر و وضعی ژولیده و به­هم­ریخته و نامرتب داشت. همسر رسول خدا(ص) پرسید: این چه سر و وضعی است؟ همسر عثمان­بن­مظعون در پاسخ گفت: مدتی است شوهرم به من اعتنایی ندارد، بنابراین خودم را برای چه کسی آراسته کنم؟ همسر رسول خدا(ص) پرسید: مگر چه اتفاقی افتاده است؟ گفت: شوهرم مشغول عبادت شده و از من کناره گرفته است. این خبر به گوش پیامبر(ص) رسید. آن حضرت عثمان را خواستند و به او فرمودند: این کارها برای چیست و چرا چنین رویه­ای در پیش گرفته­ای؟ عثمان گفت: از هنگامی که آیات عذاب نازل شده است، دیگر در ما نشاطی برای التذاذ از زندگی دنیا باقی نمانده است و ما تصمیم گرفته­ایم با مشغول شدن به عبادت و کم کردن خور و خواب، و ترک آمیزش با همسرانمان کاری کنیم که شاید از عذاب­ها و سختی­های آخرت و جهنم نجات پیدا کنیم. حضرت فرمودند: شما در اشتباه هستید. من که پیامبر شما هستم و خداوند مرا الگوی زندگی شما قرار داده است، آیا این­گونه رفتار کرده­ام؟ آیا من همیشه روزه می­گیرم؟ از همسرانم کناره­گیری می­کنم؟ آیا من غذای خوب
نمی­خورم؟ و حال­آنکه من به­عنوان پیامبر و الگوی شما، روزی را روزه می­گیرم و روزی را افطار می­کنم؛ ساعتی را در مجالست با همسرانم می­گذرانم و ساعتی را به عبادت خدا می­پردازم. شما اگر تابع من هستید، باید از رفتار من الگو بگیرید؛ نه این­که روشی را از پیش خود اختراع کنید. رسول خدا(ص) با این سخنان عثمان­بن­مظعون را از آن طریق باطل بازداشت، و او هم شیوة زندگی خود را طبق سنت رسول خدا(ص) تغییر داد.

 

مشخصه­های عرفان­های کاذب

1. جهان­بینی مادی و غیرالهی آن

الف) نادیده گرفتن اعتقاد به خدا و یا انکار وجود خدا. البته این از مشخصه­های عرفان­های شرقی و غربی است؛ اما عرفان­های خانقاهی ما منکر وجود خدا نیستند؛

ب) انکار معاد و طرح مسئله تناسخ یا بازگشت­های متوالی به جهان؛

2. ایدئولوژی­های سکولار: الف) نفی شریعت: به­طور مثال اشو می­گوید: هر مذهبی سه سطح دارد: سطح اول مذهب، شریعت است؛ اما شریعت پیامبران پس از آنان تنها یک نعش است. نعش به بدن واقعی شبیه است؛ یک بدن دروغین است. شریعت نوعی عوام­گرایی است. شریعت هیچ تأثیری ندارد.

سطح دوم: حقیقت است که روح هر مذهب است و تنها با طریقت (بُعد سوم) می­توان به آن رسید. اشو می­گوید: «این کلمه را به یاد داشته باشید: در شریعت شما بیچاره می­مانید؛ چون در کنار یک پیکر بی­جان قرار می­گیرید»؛

3. نفی واقع­گرایی ارزشی و تکیه بر لذت­گرائی شخصی؛

4. دعوت به گوشه­نشینی به­منظور کسب توجه و تمرکز: اصل کلی در مورد تقرب به خداوند این است که در سایة بندگی باشد. بندگی نیز باید سراسر وجود انسان را پر کند. هر عضوی را بندگی خاصی است. همة کار دل که توجه نیست. دل جایگاه ایمان، عاطفه، محبت، بغض و گرایش­های دیگر است. توجه باید در اعمال سایر اعضا نیز ظهور پیدا کند؛

5. غیرقابل جمع دانستن بعد مادی و روحی وجود انسان:

الف) راه تقویت روح بی­توجهی به بدن است؛

ب) پیدایش زهاد و صوفیه در عالم اسلام معلول همین نگرش انحرافی بوده است؛ لذا برخی ازدواج نمی­کردند، بدن­های رنجور و ضعیفی داشتند. بسیار کثیف بودند. اصلاح نمی­کردند و با کسی ارتباط و معاشرت نداشتند؛ اما در عرفان حقیقی انسان دو جهت متضاد ندارد؛

6. پیروی از استاد، که با نام­های مختلفی نام­گذاری می­شود؛ مثلاً در اکنکار آن را سات­گورو می­نامند و او را نمایندة خدا دانسته، معتقدند تنها در سایة هدایت او می­توان به مرحلة خودشناسی و شکوفایی معنوی رسید.

 

علل تأثیرگذاری عرفان­های کاذب

1. علت اصلی، جهل افراد و پیروی کردن از هواهای نفسانی است. بررسی­های تاریخی و نوین بیانگر این واقعیت مهم است که علت همة انحرافات و پدید آمدن نحله­های مختلف به­اصطلاح عرفانی از ابتدای بروز و ظهور آنها تا پایان، یکی نادانی و دیگری هواپرستی است، و سایر انحرافات نیز از این دو اصل نشئت می­گیرد.

حضرت امیرالمؤمنین علیه­السلام در نهج­البلاغه، خطبة پنجاه می­فرمایند: انما بُدِء وقوع الفتن اهواء تتبع؛ یعنی سر منشأ همة فتنه­ها پیروی از خواهش­های نفس است و احکامی که برخلاف شرع مقدس صادر می­گردد. درهرصورت، بسیاری از افراد به دو عامل انحراف مبتلا بوده و هستند، و مسلمانان نیز از این قاعده مستثنی نبوده و نیستند. در عرفان نیز کسانی هستند و آگاهانه امور باطلی را از پیش خود اختراع می­کنند و کسانی هم دراثر جهل و بی­اطلاعی ما این روش­های باطل را پذیرفته و از آن تبیعت کرده­اند.

2. معمولاً اعضای این فرقه­ها دلبسته­تر و پایبندتر هستند؛

3. مخفی­کاری آنان این حالت را در ذهن خیلی افراد ایجاد می­کند که حتماً چیز خیلی مهمی دارند؛

4. کنترل همة جوانب زندگی مریدان از نوع غذا، محل مسکن، همسر، لباس و...؛

5. بمباران محبت: وعدة شغل، مسکن، تسکین آلام روحی، بهبود امراض مزمن یا صعب­العلاج جسمی، قرار گرفتن در محیطی صمیمی، یافتن یاران شفیق و امثال اینها؛

6. ادعا می­کنند که راهی سریع، مرحله­بندی­شده و قابل اجرا برای رسیدن به حقیقت می­دانند که نیازی به عمل به دستورهای دینی ندارند.

7. ساده و در دسترس جلوه دادن تجربه­های معنوی جدید؛

8. کم­کاری عالمان و مبلغان دینی در ارائة مطالب و الگوهای معنوی.

با مطالبی که ذکر شد روشن می­شود افرادی که مدعی عرفان هستند، درواقع از جادة هدایت و طی کردن سلوک الی­الله منحرف شده­اند و برای خود مسیری را انتخاب نموده­اند که مقصدی جز سراب پیش رو ندارد. افراد و یا به­عبارتی مریدانی که در جرگة این فرقه­ها قرار دارند پیرو استاد خود هستند و سعی و تلاش خود را در نزدیک ساختن به مسلک او می­دانند.

افرادی که پیرو این عرفان ها هستند غالباً افرادی هستند که از چهرة واقعی دین و بندگی بی­خبرند، و نیز افرادی هستند ساده­لوح و مشکلات روحی، مادی، اجتماعی و... دارند.

 

آمار
تعداد مشاهده مقاله: 277
تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 42
ارسال نظر در مورد این مقاله

شماره‌های پیشین مجله

MDB2 Error: unknown error