یکشنبه
خرداد 23
 
  • افزایش اندازه متن
  • اندازه متن پیش فرض
  • کاهش اندازه متن

توبه در قرآن

مقاله 7، دوره 4، 6 (ویژه ائمه جمعه)، بهار 1392، صفحه 18-24 XML اصل مقاله (326 K)
نوع مقاله: مقالات
نویسندگان
اردشیر میر عالی
مدرس قرآن اداره تبلیغات اسلامی شمال غرب تهران
موضوعات
مقالات
اصل مقاله

توبه در قرآن

 

خطبه اول

معنای توبه

توبه در لغت به­معنای رجوع و بازگشت از گناه است و در اصطلاح عبارت است از: «رجوع از طبیعت [حیوانی] به­سوی روحانیت نفس بعد از آنکه به­واسطة معاصی و کدورت نافرمانی، نور فطرت و روحانیت محجوب به ظلمت و طبیعت شده است».1 در قرآن، هم به­معنای «رجوع انسان گناهکار»، هم به­معنای «توفیق توبه دادن از­طرف خداوند به بندة معصیت­کار» و هم به­معنای «قبول و پذیرش توبه از­جانب خداوند متعال» آمده است.

در­نتیجه، می‌توان گفت: هر توبة انسان، محفوف و پیچیده شده در دو توبة الهی است: یکی توفیق دادن به بنده برای توبه، و دیگری پذیرفتن توبة بندگان است، و ممکن است هرسه توبه را به­معنای لغوی برگشت داد؛ به­این­معنی که توبه از انسان، رجوع از گناه و بازگشت از معاصی است، و توبة اول از خداوند، رجوع به فضل و رحمتش به­سوی بنده است و توبة دوم، رجوع به قبول آن از بنده است.2

در آیه‌ای از قرآن این سه معنی کنار هم جمع شده است؛ آنجا که فرمود: ثُمَّ تابَ عَلَیهِم لِیتُوبُوا إِنَّ اللهَ هُوَ التَوّابُ الرَّحِیمُ؛ «سپس خداوند به آنها برگشت (توفیق توبه داد) تا توبه و برگشت کنند. خداوند بسیار توبه­پذیر مهربان است»3.

تشویق به توبه

قرآن کریم در آیات متعددی مردم را به توبه و رجوع از گناه، و بازگشت به درگاه الهی تشویق و ترغیب کرده است:

1. اَلَم یعلَمُوا أَنَّ اللهَ هُوَ یقبَلُ التَّوبَةَ عَن عِبادِهِ وَیأخُذُ الصَّدَقاتِ وَأَنَّ اللهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ؛ «آیا نمی‌دانستند که فقط خداوند توبه را از بندگانش می‌پذیرد و صدقات را می‌گیرد و خداوند توبه پذیر مهربان است»؟4

پیامبر اکرم(ص): «اللهُ أَفرَحُ بِتَوبَةِ عَبدِهِ مِنَ العَقِیمِ الْوَالِدِ وَ مِنَ­الضَّالِ الواجِدِ وَمِنَ الظَّمانِ الوارِدِ؛« خداوند بر­اثر توبة بنده‌اش خوشحال‌تر است از کسی که عقیم بوده، بچه­دار شده، و از کسی که گمشدة خویش را یافته، و از تشنه‌ای که به آب رسیده است»5.

2. خداوند در قرآن می‌فرماید: قُل یا عِبادِی الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِم لاتَقنَطُوا مِن رَحمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ یغفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الغَفُورُ الرَّحِیمُ وَ­أَنِیبُوا إِلی رَبِّکُم وَ­أَسلِمُوا لَهُ مِن قَبلِ أن یأتِیکُم العَذابُ ثُمَّ لاتُنصَرُونَ»؛ «بگو ‌ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده­اید، از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همة گناهان را می‌آمرزد، به­درستی که خداوند بخشندة مهربان است، و به درگاه پروردگارتان باز­گردید و در برابر او تسلیم شوید، پیش از آنکه عذاب به سراغ شما آید، سپس از­سوی هیچ کس یاری نشوید»6.

در­واقع این ندای الهی همیشه در گوش بندگان است که:

هر­چه که هستی بیا گر­چه که پستی بیا                              توبه شکستی بیا دوست نظر می‌کند

نیمة شب خلوت است مظهر هر رأفت است                       عاشق شوریده را دوست نظر می‌کند

ای شده غرق گناه خواب گران تا به کی                           چارة درد تو را دیدة­‌تر می‌کند

***

3. در آیة دیگر می‌فرماید: وَ هُوَ الَّذی یقبَلُ التَّوبةَ عَن عِبادِهِ وَ یعفُوا عَنِ السَّیئاتِ وَ یعلَمُ ما تَفعَلُونَ؛ «او (خدا) کسی است که توبه را از بندگانش می‌پذیرد و گناهان را می‌بخشد، و آنچه را انجام می‌دهید، می‌داند»7.

نکتة قابل دقت این است که در­واقع، خداوند می‌فرماید: با­اینکه از تمام اسرار زندگی و رفتارهای پشت پردة شما اطلاع دارم و لحظه­به­لحظه اعمال شما را زیر نظر داشته‌ام، با­این­حال توبة شما را می‌پذیرم.

وجوب توبه

قرآن کریم تنها به ترغیب و تشویق اکتفا نکرده، بلکه در مواردی دستور اکید وجوبی بر لزوم توبه داده است که حتی وجوب آن فوری و بدون تأخیر است؛ منتها بحثی مطرح است که آیا وجوب فوری توبه شرعی و مولوی است و یا عقلی و ارشادی؟

تفصیل این بحث از حوصلة یک مقاله خارج است، فقط اشاره می­کنیم از آنجا­که توبه لطف و رحمتی است از سر امتنان، اگر وجوب آن شرعی باشد، با این امتنان نمی‌سازد؛ چرا­که در صورت عدم توبه، دو مجازات متوجه عاصی می‌شود: یکی به دلیل اصل گناه و دیگری به سبب تأخیر و نافرمانی توبه. بنابراین آنچه مناسب به نظر می‌رسد این است که وجوب آن را عقلی بدانیم و دستور قرآن را نیز از باب ارشاد و تأکید بر فرمان عقل به­حساب آوریم. به نمونه‌هایی از دستورهای اکید قرآن در­این­زمینه توجه فرمایید.

1. همه به­سوی خدا برگردید: وَ تُوبُوا إَلی اللهِ جَمِیعاً أَیهَا المُؤمِنونَ لَعَلَّکُمْ تُفلِحُونَ؛ «و همگی به­سوی خدا باز­گردید ‌ای مؤمنان تا رستگار شوید».8 در این آیه در کنار خطاب شفقت «أیهَا المُؤمِنُونَ» و بیان ثمرة مهم توبه که رستگاری ابدی است، فرمان صریح وجوبی بر انجام توبه داده است.

2. ‌ای مؤمنان خالصانه توبه کنید: یا أیهَا الذِّینَ آمَنُوا تُوبُوا إلی اللهِ تَوبَةً نَصُوحاً عَسی رَبُّکُمْ أن یکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیئاتِکُمْ وَیدْخِلَکُمْ جَنّاتٍ تَجری مِنْ تِحْتِهَا الْأَنْهارُ؛ «‌ای کسانی که ایمان آورده­اید، به­سوی خدا توبه کنید، توبه‌ای خالص. امید است پروردگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغ­هایی از بهشت که نهرها از زیر درختانش جاری است، وارد کند»9. این آیه صریحاً به­صورت امر وجوبی بر همة مؤمنان، توبة خالصانه را واجب و لازم شمرده است.

تأخیر توبه، کار شیطان

باز شدن درِ توبه به­روی بندگان، در­واقع باز شدن باب رحمت است که زمینة پاک­سازی روح و نادیده گرفتن گذشتة سیاه بندگان را فراهم می‌کند و به­این­وسیله، گناهان قبلی که با وسوسة شیطانی انجام گرفته، نابود خواهد شد. اینجاست که شیطان وقتی نقشه‌های قبلی خویش را نقش­بر­آب می‌بیند، دست به حیلة جدیدی می‌زند که عبارت از تأخیر توبه و تسویف، و امروز و فردا کردن آن است.

از امام صادق(ع) نقل شده است: وقتی که آیة وَ الَّذینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أو ظَلَمُوا أنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللهَ فَاستَغفَرُوا لِذُنُوبِهِم وَ مَن­یغفِرُ الذُّنُوبَ إلاَّ اللهُ؛ «و آنها که وقتی مرتکب عمل زشتی شوند یا به خود ستم کنند، به یاد خدا افتاده، پس برای گناهان خود طلب آمرزش می‌کنند، و کیست جز خدا که گناهان را ببخشد».10 نازل شد، ابلیس بالای کوهی در مکه رفت و با صدای بلند فریاد کشید و سران لشکرش را جمع کرد. گفتند: ‌ای آقای ما، چه شده است که ما را فرا­خواندی؟ گفت: این آیه نازل شده، آیه‌ای که پشت مرا می‌لرزاند و مایة نجات بشر است. چه کسی می‌تواند با آن مقابله کند؟

یکی از شیاطین بزرگ گفت: من می‌توانم. نقشه‌ام چنین است و چنان. ابلیس طرح او را نپسندید. دیگری برخاست و طرح دیگری داد که آن­هم مقبول نیفتاد. در اینجا «وسواس خنّاس» برخاست و گفت: من از عهدة آن برمی­آیم. ابلیس گفت: از چه راه؟ گفت: آنها را با وعده‌ها و آرزوها سرگرم می‌کنم تا آلودة گناه شوند و هنگامی که گناه کردند، توبه را از یادشان می‌برم. ابلیس گفت: تو می‌توانی از عهدة کار برآیی و این مأموریت را تا دامنه قیامت به او سپرد».11

در مقابل، رهبران دینی دستور داده­اند که توبه را تأخیر نیندازید و فوراً به آن اقدام کنید؛ چنان­که پیامبر اکرم(ص) فرمود: «یا­بنَ مَسْعُودٍ لا­تَقَدَّمِ الذَّنبَ وَ­لا­تُؤَخِّرِ التَّوبَةَ؛ ‌»ای پسر مسعود، گناه را مقدم ندار و [گناه نکن و اگر گناهی سرزد] توبه را به تأخیر نینداز».12

حال تائب

نقطة آغازین توبه که سخت تحول­ساز و تربیت­آفرین و اثر­ساز و اعجازگر است، حال توبه می‌باشد؛ یعنی همان انقلاب درونی که در درون تائب ایجاد می‌شود و نشان آن اشک­های روان و ناله‌های بی پایان و نفرت و ندامت شدید از گذشته و امید به آینده است، و اینکه بداند جز خدا کسی نمی‌تواند این گذشته را جبران کند، و تازه این جبران از فضل و کرم اوست، نه استحقاق تائب.

در­این­زمینه، در دعاهای معصومان(ع) مخصوصاً مناجات امیر­مؤمنان علی(ع) و دعاهای امام سجاد(ع)، شور و حال و سوز دیده می‌شود که از حوصلة این نوشتار خارج است.

در قرآن کریم نیز حال تائبان از ترک اولی، یعنی انبیاء علیهم السلام و برخی از افراد دیگر مورد اشاره قرار گرفته است، از جمله:

1. حضرت آدم علیه السلام: با اینکه آدم و حوا(ع) ترک اولایی انجام دادند، با­این­حال به­شدت از گذشتة خویش پشیمان شدند و نخستین گام را اعتراف به ظلم و ستم بر خویشتن، در پیشگاه الهی قرار دادند و سال­ها اشک و ناله کردند: قالا رَبَّنا ظَلَمْنا أنْفُسَنا وَ إن­لَم تَغفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرینَ؛ «گفتند: پروردگارا، ما به خویشتن ستم کردیم، و اگر ما را نبخشی و بر ما رحم نکنی، از زیانکاران خواهیم بود».13 و بعد از سال­ها گریه و زاری توبه آدم(ع) پذیرفته می‌شود: فَتابَ عَلَیه؛ «پس خدا توبة او را پذیرفت».14

2. حضرت یونس(ع). حضرت یونس(ع) بر­اثر ترک اولی گرفتار زندانِ شکم ماهی عظیم (نهنگ) شد و خیلی زود متوجه ماجرا گردید. با تمام وجودش رو به درگاه خدا آورد و از ترک اولای خویش استغفار کرد. سراسر وجودش را حال توبه فرا­گرفت و مشغول گفتن ذکر معروف یونسیه شد: فَنادَی فِی الظُّلُماتِ أن لاإلهَ إلاّ أنتَ سُبحَانَکَ إنِّی کُنتُ مِنَ الظَّالِمینَ؛ «پس او در میان ظلمت­ها [ی متراکم] فریاد زد که معبودی جز تو نیست، منزهی تو، من [بر خویشتن ستم کردم و] از ظالمان بودم».15

این اعتراف خالصانه، و این حال و سوز توأم با ندامت، و آن تسبیح و یاد خدا باعث استجابت دعای او شد که خداوند در قرآن فرمود: «ما دعای او را اجابت کردیم و از غم و اندوه نجاتش دادیم و این گونه مؤمنان را نجات می‌دهیم».16

3. حضرت داود(ع). حضرت داود(ع) نیز بر­اثر عجلة در قضاوت احساس کرد ترک اولایی مرتکب شده است؛ لذا در مقام استغفار و توبه برآمد وبا­سوز و گداز و حال توبه به رکوع و سجود افتاد؛ چنان­که قرآن کریم می‌فرماید: وَظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاهُ فَاستَغفَرَ رَبَّهُ وَخَرَّ راکِعاً وَأَنابَ؛ «داود گمان کرد ما او را [با این ماجرا] آزموده­ایم. از­این­رو، از پروردگارش طلب آمرزش کرد و به سجده و رکوع رفت و انابه کرد».17

موارد فوق نشان می‌دهد که انبیا و اولیا(ع) از ترک اولی هم به خود می‌لرزیدند و گریه و ناله می‌کردند. این همان حال توبه است که اگر در انسان ایجاد شود، سخت سازنده و تحول­آفرین است.

شرایط و ارکان توبه

در شمارة 59 مجلة مبلغان ارکان و شرایط توبه از دیدگاه روایات بررسی شده است. آنچه در اینجا بیان می‌شود، همان شرایط و ارکان است براساس آیات قرآن.

الف) ارکان توبه

1. پشیمانی از گذشته: اصلی‌ترین رکن توبه این است که تائب از گذشته پشیمان باشد. این همان است که در آیات زیادی با جمله «إِلاّ مَن تابَ»18 و یا «إلاّ الذِّینَ تابُوا»19 بیان شده است، و البته گاهی از پشیمانی به اعتراف تعبیر شده است: وَ آخَرُونَ اعتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ «و گروه دیگر به گناهشان اعتراف کردند».20

2. تصمیم بر ترک در آینده: این شرط را می‌توان از این آیه استفاده کرد: فَاستَغفَرُوا لِذُنُوبِهِم... وَ­لَم یصِرُّوا عَلی ما فَعَلُوا وَ­هُم یعلَمُونَ؛ «پس برای گناهان خود طلب آمرزش کنند... و برگناه اصرار نمی‌ورزند [و دوباره آن را مرتکب نمی‌شوند] در حالی که می‌دانند.»21 این شرط از ارکان توبه شمرده می‌شود.

ب) شرایط قبولی

1. انجام عمل صالح: این شرط در آیات متعددی مطرح شده است؛ گاه به­صورت: إلاّ مَن تابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صالِحاً؛ «مگر کسی که توبه کند و ایمان بیاورد و عمل شایسته انجام دهد».22 و گاه به­صورت بیان مصداق اعمال صالح؛ از جمله: فَان تابُوا وَ­اقامُوا الصَّلوةَ وَ­آتُوا الزَّکاةَ فَخَلُّوا سَبِیلَهُم إنَّ اللهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ؛ «پس اگر توبه کنند و نماز را به­پا دارند و زکات را بپردازند، آنها را رها سازید؛ زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است».23

2. اصلاح گذشته: شرط دیگر قبولی توبه، جبران و اصلاح گذشته است: إلاّ الَّذینَ تابُوا مِن بَعدِ ذلِکَ وَ أصلَحُوا فَإنَّ اللهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ؛ «مگر کسانی که بعد از آن توبه کنند و جبران نمایند که خداوند بخشندة مهربان است».24

جبران گذشته به این است که هم حقوق مادی و معنوی مردم را ادا و هم حقوق خداوند را جبران کند.

ج) شرایط کمال توبه

در قرآن برخی شرایط دیگر مطرح است که می‌توان آنها را شرائط تکمیلی و کمال توبه دانست. برای نمونه، به دو مورد اشاره می‌شود:

1. اعتصام بالله و اخلاص: در قرآن کریم می‌خوانیم: إلاّ الَّذینَ تابُوا وَ اَصْلَحُوا وَ اعتَصَمُوا بِاللهِ وَ اخلَصُوا دینَهُم لِلهِ فَأولئِکَ مَعَ المُؤمِنینَ وَ سَوْفَ یؤْتِ اللهُ المُؤمِنینَ أجراً عَظِیماً؛ «مگر آنها که توبه [و جبران] واصلاح کنند و به [دامن لطف] خدا چنگ زنند و دین خود را برای خدا خالص کنند. آنها با مؤمنان خواهند بود، و خداوند به افراد با­ایمان پاداش عظیمی خواهد داد».25

روشن است که چنگ زدن به لطف الهی و اخلاص­ورزی در کمال توبه تأثیر دارد نه در اصل آن.

2. توبة نصوح کردن: یا أیهَا الذِّینَ آمَنُوا تُوبُوا إلی اللهِ تَوبَةً نَصُوحاً عَسی رَبُّکُمْ أنْ یکَفِّرَ عَنکُم سَیئاتِکُم وَ­یدخِلَکُم جَنَّاتٍ تَجری مِن تَحتِها الأنهارُ؛ «‌ای کسانی که ایمان آورده­اید، توبه کنید، توبه‌ای خالص، امید است [با این کار] پروردگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغ­هایی از بهشت که نهرها از زیر درختانش جاری است، وارد کند».26

برای توبة نصوح تفسیرهای مختلفی شده است که در­مجموع می‌توان گفت: توبة نصوح آن است که علاوه بر ارکان توبه و شریط قبولی آن، شرایط کمال را نیز داشته باشد. شاهد این تفسیر آن است که در غالب تفسیرها شرائطی ذکر شده که همه از شرایط کمال به­حساب می‌آیند، نه ارکان و شرائط قبولی؛ مثلاً برخی گفته­اند: توبة نصوح آن است که واجد سه شرط باشد: ترس از اینکه پذیرفته نشود، امید به اینکه پذیرفته شود، و ادامة اطاعت خدا. یا اینکه توبه نصوح آن است که گناه خود را همواره در مقابل چشم خود ببینی و از آن شرمنده باشی، و یا اینکه گفته شده: توبة نصوح آن است که در آن سه شرط باشد: کم سخن گفتن، کم خوردن و کم خوابیدن. برخی نیز گفته­اند: توبة نصوح آن است که توأم با چشم گریان و قلبی بیزار از گناه باشد.27

و شاهد دیگر، رسول خدا(ص) است که در پاسخ به پرسش «معاذ­بن­جبل» از توبة نصوح، فرمود: أن یتُوبَ التَّائبُ ثُمَّ لایرجِعُ فی ذَنبٍ کما لایعُودُ اللَّبَنُ إلی الضَّرعِ؛ «آن است که شخص توبه­کننده به­هیچ­وجه بازگشت به گناه نکند؛ آن­چنان­که شیر به پستان هرگز برنمی­گردد».28

روشن است که چنین توبه‌ای، کمال توبه شمرده می‌شود نه ارکان آن و اگر انسانی که توبه کرده است دوباره همان گناه را انجام دهد و دوباره توبه کند، توبه‌اش پذیرفته می‌شود؛ ولی توبة کامل شمرده نمی‌شود. در­نتیجه، نصوح بودن به هر معنایی باشد، نشانة کمال توبه است.

شرایط قبولی و کمال توبه در کلام رسول خدا(ص) چنین آمده است: أتَدرُونَ مَنِ التَّائبُ قالُوا أللهُمَّ لا­قالَ إذا تابَ العَبدُ وَ لَم یرضِ الخُصَماءَ فَلَیسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ تابَ وَ­لَم یزِد فِی العِبادَةِ فَلَیسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ­تابَ وَ لَمْ یغَیرْ لِباسَهُ فَلَیسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ­تابَ وَ­لَم یغَیر رُفَقائَهُ فَلَیسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ­تابَ وَ­لَم یغَیر مَجلِسَهُ فَلَیسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ­تابَ وَ­لَم یغَیرْ فِراشَهُ وَ وَسادَتَهُ فَلَیسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ­تابَ وَ­لَمْ یغَیر خُلقَهُ وَ نِیتَهُ فَلَیسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ­تابَ وَ­لَمْ یفْتَحْ قَلْبَهُ وَ­لَمْ یوَسِّعْ کَفَّهُ فَلَیسَ بِتائِبٍ وَ­مَنْ تابَ وَ لَم یقَصِّرْ أَهْلَهُ وَ­لَمْ یحفَظْ لِسانَهُ فَلَیسَ بِتائِبٍ وَ مَنْ­تابَ وَ لَمْ یقَدِّم فَضْلَ قُوتِهِ مِن بَدَنِهِ فَلَیسَ بِتائِبٍ وَ إذا استَقامَ عَلی هَذِهِ الخِصالِ فَذاکَ التّائِبُ؛ «آیا می‌دانید توبه­کننده کیست؟ گفتند: خدایا، نه. فرمود: وقتی بنده توبه کند و طلب کاران را راضی نکند، تائب نیست و کسی که توبه کند و بر عبادت نیفزاید، تائب نیست، و کسی که توبه کند و لباس [نامناسب] خود را تغییر ندهد، پس تائب نیست، و کسی که توبه کند و رفیقان خود را تغییر ندهد [و از دوستان ناباب فاصله نگیرد]، تائب نیست، و کسی که توبه کند و محل نشستن خود را تغییر ندهد، تائب نیست، و کسی که توبه کند و فرش و تکیه­گاه خود را تغییر ندهد، توبه­کار نیست، و کسی که توبه کند و خوی و نیتش را تغیر ندهد، توبه­کار نیست، و کسی که توبه کند و قلبش را باز نکند [سعة صدر پیدا نکند] و دستش را توسعه ندهد [انفاق و سخاوت پیدا نکند] ، تائب نیست، وکسی که توبه کند ولی آرزوی خود را کوتاه نکند و زبان خود را حفظ نکند [و دست از غیبت و تهمت وگناهان زبانی برندارد] ، تائب نیست و کسی که توبه کند و اضافة قوت و غذای خود را از بدن خود جدا نکند، تائب نیست، و زمانی که [توبه­کار] بر این اوصاف استقامت ورزید پس تائب است».29

اصلاح برنامة عبادی، اصلاح لباس ظاهر و باطن، اصلاح محل رفت­و­آمد و رفقا، اصلاح اخلاق و رفتار، و اصلاح دل و دست، همه از شرایط کمال توبه به­حساب می‌آیند.

خطبة سوم

آثار و پیامدهای توبه

توبه از مهم‌ترین آموزه‌های تربیتی و اخلاقی است که آثار بی­شمار و ره­آورد گران­بها و پیامدهای مثبت فراوانی دارد که به اهم آنها در قرآن اشاره می‌شود.

1. بازیابی شخصیت: انسانی که مرتکب گناهی شده است، چه بخواهد و یا نخواهد احساس سرشکستگی و کوچکی می‌کند. اگر متولیان تربیت او را ملامت و تحقیر کنند، این احساس بیشتر می‌شود و اگر ملامت­ها ادامه یابد، ممکن است به آنجا برسد که کاملاً احساس کند شخصیت خود را از دست داده است. در این­صورت است که به­شدت وجود او برای خانواده و جامعه خطرناک خواهد شد و ممکن است دست به گناه و هر جنایتی بزند؛ چون او احساس می‌کند همه­چیز را از دست داده است.

منابع دینی مخصوصاً قرآن تلاش می‌کنند که با توبه و اظهار ندامت پنهانی، شخصیت گناهکار را بازسازی کنند و او را به حالت اول، بلکه بالاتر از آن برگردانند؛ لذا قرآن از­یک­طرف می‌فرماید: «خداوند توبه­کاران را دوست می‌دارد».30 و از­طرف دیگر، به مردم گوشزد می‌کند که خلاف­کاران اگر برگشتند، برادران دینی شما هستند: فَان تابُوا وَ أقامُوا الصَّلوةَ وَ آتَوُا الزَّکوةَ فَإخوانُکُم فِی الدِّینِ؛«اگر توبه کنند و نماز را به­پا دارند و زکات را بپردازند، برادران دینی شما هستند».31

پیامبر اکرم (ص)فرمود: التائِبُ مِنَ الذَّنبِ کَمَن لا­ذَنبَ لَهُ؛« توبه­کنندة از گناه مانند کسی است که گناه ندارد».32

2. محبوب خدا شدن: قرآن کریم می‌فرماید: إنَّ اللهَ یحِبُّ التَّوَّابینَ وَ­یحِبُّ المُتَطَهِّرینَ؛ «به­راستی که خداوند توبه­کنندگان و پاکان را دوست می‌دارد».33 خودِ اظهار دوستی از مقام برتر، علاوه بر­اینکه افتخاری است برای محبوب و باعث بازیابی شخصیت گناهکار می‌شود، برد تربیتی و سازندگی مهمی دارد. به همین جهت، در تربیت فرزندان توجه شده است که نسبت به آنها اظهار محبت شود و همین­طور برای پاک و با­عفّت ماندن و با­نشاط بودن همسر توصیه شده است که شوهر اظهار محبت کند و بگوید: «دوستت دارم».

خداوند سبحان با آن عظمتش نسبت به توبه­کاران اظهار محبت می‌کند و اعلام می‌دارد: «توبه­کار دوستت دارم». رسول اکرم(ص) فرمود: لَیسَ شَیءٌ أَحَبَّ إلَی اللهِ مِن مُؤمِنٍ تائِبٍ أو مُؤمِنَةٍ تائِبَةٍ؛ «چیزی در نزد خداوند محبوب‌تر از مرد مؤمن توبه­کار و زن مؤمن توبه­کننده نیست».34

3. بخشش گناهان: اثر مهم توبه، بخشیده شدن گناهان انسان گناهکار است. قرآن کریم می‌فرماید:] تُوبُوا إلی اللهِ عَسی رَبُّکُم أن یکَفِّرَ عَنکُم سَیئِاتِکُم [؛ [35] «[ای مؤمنان!] به سوی خدا توبه کنید... امید است خداوند گناهان شما را بپوشاند.»

4. تبدیل شدن سیئات به حسنات: اگر توبة واقعی انجام گیرد، خداوند علاوه بر نابودی گناهان، آنها را تبدیل به نیکی و حسنات می‌کند؛ چنان­که می‌فرماید: إلاّ مَن تابَ وَ­آمَنَ و­َ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فأولئِکَ یبَدِّلُ اللهُ سَیئِاتِهِم حَسناتٍ وَ­کانَ اللهُ غَفُوراً رَحیماً؛ «مگر کسانی که توبه کنند و ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند که خداوند گناهان آنان را به حسنات مبدل می‌کند، و خداوند همواره آمرزندة مهربان بوده است».36

امام صادق(ع) می‌فرماید: خداوند به داود (ع) وحی کرد: «یا داوُدُ إنَّ عَبدِی المُؤمِنَ إذا أذنَبَ ذَنباً ثُمَّ رَجَعَ وَ­تابَ مِن ذلِکَ الذَّنبِ وَ­استَحیی مِنِّی عِندَ ذِکرِهِ غَفَرْتُ لَهُ وَ­أنسَیتُهُ الحَفَظَةَ وَ­اَبْدَلْتُهُ الحَسَنَةََ وَ­لا اُبالی وَ­أنَا أرحَمُ الرَّاحِمینَ؛ ‌»ای داود، به­راستی بنده مؤمن هر­گاه گناهی انجام دهد، سپس برگردد و از آن گناه توبه کند، و هنگام یاد آن گناه از من حیا کند، گناه او را می‌بخشم و کاری می‌کنم که حافظان (نویسندگان) آن را از یاد ببرند، و آن گناه را به حسنه تبدیل می‌کنم و [از کسی] باکی ندارم، در­حالی­که من مهربان‌ترین مهربانانم».37

5. رستگاری ابدی: از مهم‌ترین آثار اخروی توبه، عاقبت­به­خیری و رستگاری ابدی است. قرآن کریم می‌فرماید: وَ­تُوبُوا إلی اللهِ جَمِیعاً أیهَا المُؤمِنونَ لَعَلَّکُم تُفلِحُونَ؛ «‌ای مؤمنان، همگی به­سوی خدا توبه کنید؛ شاید رستگار شوید».38

6. آسایش ابدی: در کنار رستگاری، آسایش ابدی نیز از پیامدهای توبه شمرده شده است: إلاّ مَن تابَ وَ­آمَنَ وَ­عَمِلَ صالِحاً فَأولئِکَ یدخُلُونَ الجَنَّةَ؛ «مگر کسی که توبه کند و ایمان بیاورد و عمل صالح انجام دهد. پس آنان داخل بهشت می‌شوند».33

7. افزایش روزی: توبه علاوه بر آثار و برکات بی­شمار معنوی و اخروی، اثر و برکت دنیوی و مادی نیز دارد و در ازدیاد رزق و روزی انسان نیز اثرگذار است. علی(ع) در­این­باره می‌فرماید: وَ قَد جَعَلَ اللهُ سُبحانَهُ الإستِغفارَ سَبَباً لِدُرورِ الرِزقِ وَ­رَحَمَةِ الخَلقِ؛ «و خداوند استغفار را وسیله دائمی فرو ریختن روزی و موجب رحمت آفریدگان [خود] قرار داده است».40

و ادامه می‌دهد: «سپس [در قرآن] خود فرمود: «إستَغفِرُوا رَبَّکُم إنَّهُ کانَ غَفَّاراً یرسِل السَّماءَ عَلَیکُم مِدراراً وَ یمْدِدْکُم بِأموالٍ وَ بَنینَ وَ یجعَل لَکُم جَنَّاتٍ وَ­یجعَل لَکُم أنهارا» ؛ «از پروردگار خود [با توبه] آمرزش بخواهید که بسیار آمرزنده است تا باران­های پر­برکت را از آسمان پی­در­پی بر شما فرو ریزد و با بخشش اموال فراوان و فرزندان، شما را یاری دهد و باغستان­ها و نهرهای پر­آب در اختیار شما گذارد».41

و در حدیثی دیگر پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: مَنْ أنعَمَ اللهُ عَلَیهِ نِعمَةً فَلیحْمِدِ اللهَ تَعالی وَ­مَنِ السْتَبْطَأَ الرِّزقَ فَلیستَغفِرِ اللهَ وَ مَن حَزَنَهُ أمرٌ فَلیقُل لاحَولَ وَ لاقُوَّةَ إلاّ بِاللهِ؛ «کسی که خدا نعمتی به او بدهد، پس باید ستایش خدای بلند­مرتبه را کند، و کسی که روزیش تأخیر کرده، باید از خدا طلب آمرزش کند، و کسی که امری او را ناراحت کند، باید بگوید: لاحول و­لاقوه إلا بالله».42

نمونه‌هایی از تائبان در قرآن

در قرآن داستانهای فراوانی از توبه انبیا(ع) و غیر آنان بیان و مطرح شده است که ما به منظور استفادة بیشتر و کاربردی‌تر مطرح کردن توبه، به نمونه‌هایی از توبة غیر­معصومان اشاره می‌کنیم:

1. متخلفان تائب

سه نفر از مسلمانان به نام «کعب­بن­مالک»، «ضرارة بن ربیع» و «هلال­بن­امیه» از شرکت در جنگ تبوک و حرکت همراه پیامبر(ص) سر­باز­زدند؛ ولی نه به آن دلیل که جزو دار­و­دستة منافقان باشند؛ بلکه به دلیل سستی و تنبلی بود، و چیزی نگذشت که نادم و پشیمان شدند. هنگامی که پیامبر(ص) از صحنة تبوک به مدینه بازگشت، آنها خدمت ایشان رسیدند و عذرخواهی کردند؛ اما آن حضرت حتی یک جمله با آنها سخن نگفت و به مسلمانان نیز دستور داد که احدی با آنها سخن نگوید.

آنها در یک محاصرة عجیب اجتماعی قرار گرفتند، تا آنجا که حتی کودکان و زنان آنان نزد پیامبر(ص) آمدند و اجازه خواستند که از آنها جدا شوند. پیامبر(ص) اجازة جدایی نداد؛ ولی دستور داد که به آنها نزدیک نشوند. فضای مدینه با تمام وسعتش چنان بر آنها تنگ شد که مجبور شدند برای نجات از این خواری و رسوایی بزرگ، شهر را ترک گویند و به کوه­های اطراف مدینه پناه ببرند.

اینها همه زمینة توبه را در آنها فراهم می‌کرد. از جمله مسائلی که حالت توبه را در آنها ایجاد کرد این بود که کعب­بن­مالک می‌گوید: روزی در بازار مدینه با ناراحتی نشسته بودم، دیدم یک نفر مسیحی شامی سراغ مرا می‌گیرد. هنگامی که مرا شناخت، نامه‌ای از پادشاه غسّان به دست من داد که در آن نوشته بود: اگر صاحبت تو را از خود رانده، به­سوی ما بیا! حال من منقلب شد [و اشک در چشمانم حلقه زد] و گفتم:‌ ای وای بر من! کارم به جایی رسیده که دشمنان در من طمع کرده­اند.

از­طرف دیگر، بستگان آنها برایشان غذا می‌بردند؛ اما حتی یک کلمه با آنها سخن نمی‌گفتند. مدتی به این منوال گذشت و پیوسته شب و روز انتظار می‌کشیدند که توبة آنها قبول شود و آیه‌ای که دلیل بر قبولی توبة آنها باشد، نازل گردد؛ اما خبری نمی‌شد. در این هنگام، فکری به نظر یکی از آنان رسید و به دیگران گفت: اکنون که مردم با ما قطع [رابطه] کرده­اند، چه بهتر که ما هم از یکدیگر قطع رابطه کنیم. این کار بر حال توبة آنها افزود. پیشنهاد عملی شد؛ به­طوری­که حتی یک کلمه با یکدیگر سخن نمی‌گفتند؛ ولی بر تضرع و زاری آنها افزوده شد. این وضعیت پنجاه روز طول کشید و در طول این مدت، اظهار ندامت و پشیمانی، و تضرع و گریه و زاری در پیشگاه الهی داشتند. سرانجام توبه آنان پذیرفته شد و این آیه به منزلة پذیرفته شدن توبه آنان نازل گشت43: وَ عَلَی الثَّلاثَةِ الذِّینَ خُلِّفُوا حَتَّی إذا ضاقَتْ عَلَیهِم الأرضُ بِما رَحُبَتْ وَ ضاقَتْ عَلَیهِم أنفُسُهُم وَ ظَنُّوا أن لا­مَلجأَ مِنَ اللهِ إلاّ إلیهِ ثُمَّ تابَ عَلَیهِم لِیتُوبُوا إنَّ اللهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ ؛ «و آن سه نفر که [در مدینه] بازماندند [و از شرکت در جنگ تبوک خودداری کردند و مسلمانان با آنان قطع رابطه کردند] تا آن حد که زمین با همة وسعتش بر آنها تنگ آمد و [حتی] جایی در وجود خویش برای خود نمی‌یافتند و دانستند که پناهگاهی از خدا جز به سوی او نیست. در آن هنگام، خدا به آنان توفیق توبه داد تا توبه کنند و خداوند توبه­پذیر و مهربان است».44

از آیة فوق و شأن نزول آن به­دست آمد که مردم و جامعه، و رهبران جامعه باید تلاش کنند که هم راه توبه را برای مجرمان باز­گذارند و هم زمینة آن را فراهم کنند؛ چرا­که توبه در تحول و سازندگی نقش مؤثری دارد.

2. توبة غلام وحشی، قاتل حمزه

یکی از مشکل‌ترین و تلخ‌ترین حوادث برای رسول خدا(ص) شهادت فجیع عموی بزرگوارش حضرت حمزة سیدالشهداء(ع) بود. قاتل حمزه (وحشی) پس از کشتن حمزه، پهلوی او را درید و جگرش را به­عنوان هدیه برای هند، همسر ابوسفیان برد. پیامبر(ص) با دیدن منظرة فجیع شهادت حمزه(ع)، سوگند یاد کرد که به تلافی این جنایت، هفتاد نفر از مشرکان را بکشد؛ ولی بعداً نه­تنها چنین تلافی نکرد، بلکه همان قاتل را نیز به­سوی اسلام دعوت کرد و او را وادار به توبه ساخت.

ابن­عباس نقل می‌کند که پیامبر(ص) شخصی را نزد وحشی قاتل عمویش فرستاد تا او را به اسلام دعوت کند. وحشی به فرستادة پیامبر(ص) گفت: به او بگو: تو می‌گویی آن­که مرتکب قتل یا شرک یا زنا شود، در روز قیامت با ذلت گرفتار عذابی مضاعف خواهد شد، و من تمام این کارها و گناهان را مرتکب شده‌ام، آیا باز هم راه برایم باز است؟ خداوند این آیه را نازل فرمود: إلاّ مَن تابَ وَ­آمَنَ وَ­عَمِلَ صالِحاً فَأُلئِکَ یبَدِّلُ اللهُ سَیئاتِهِم حَسَناتٍ؛ «مگر آنکه توبه کند و ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد. پس خدا اعمال زشت ایشان را به اعمال نیک تبدیل می‌کند».45

وحشی با شنیدن این آیه دوباره به پیامبر(ص)پیغام داد: توبه و ایمان و عمل صالح شرط­های بسیار مشکلی است و من توان آن را ندارم. پس از مدتی این آیه نازل شد: إنَّ اللهَ لا­یغفِرُ أن یشرَکَ بِهِ وَ­یغفِرُ ما­دُونَ ذلِکَ لِمَن شَاءَ؛ «به راستی که خداوند شرک ورزیدن را نخواهد بخشید، ولی آنچه را کمتر از آن است، برای کسی که بخواهد، خواهد بخشید».46

وحشی در پیام مجدد خود گفت: خداوند در این آیه وعدة مغفرت را به کسانی داده است که خود بخواهد و من نمی‌دانم خدا می‌خواهد مرا ببخشد یا نه؟ پس از گذشت زمانی آیة ذیل نازل شد: قُلْ یا عِبادِی الَّذینَ أسْرَفُوا عَلی أنْفُسِهِم لا­تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إنَّ اللهَ یغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ؛ «بگو ‌ای بندگان من که بر خویش اسراف روا داشته­اید، از رحمت خداوند نومید نشوید. به­راستی که خداوند همة گناهان را می‌بخشد. همانا او آمرزنده و مهربان است».47

وحشی با شنیدن این آیه گفت: اکنون آری. آنگاه به محضر رسول خدا(ص) مشرف شد، اسلام آورد و از گذشتة خود توبه کرد و در ادامه زندگی‌اش فداکاری­هایی در راه مبارزه با دشمنان اسلام کرد».48

مراجع

 

1. امام خمینی، چهل حدیث، رجا، ص231-232.

2. ر.ک، ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه،ج8، ص173، دارالکتب الاسلامیة، تهران، 1370.

3. توبه، 118.

4. همان، 104.

5. محمد محمدی ریشهری، چاپ دوم، ج 1، ص338 ح2124،دارالحدیث، بیروت1419؛ صحیح مسلم ج4 ص247؛ البخاری، ج2، ص84؛ التاج الجامع للأصول،ج5، ص150.

6. زمر، 53 و 54.

7. شوری، 25.

8. نور، 31.

9. تحریم، 8.

10. آل عمران، 135.

11. علامه طباطبایی، المیزان، ج20، ص557، دارالکتب الاسلامیة؛ تفسیر نمونه، ج27، ص475ـ476.

12. میزان الحکمه، ج1، ص344، ح2175.

12. اعراف، 23.

13. بقره، 37.

15 . انبیاء، 87.

16. همان، 88.

17. ص، 24.

18. مریم،60؛ فرقان، 70.

19. بقره، 160؛ مائده، 34.

20. توبه، 102.

21. آل عمران، 135.

22. فرقان، 70؛ مریم، 60.

23. توبه، 5.

24. نور، 5؛ همین مضمون در این آیات نیز آمده است: نساء، 16؛ بقره، 160؛ آل عمران، 89.

25. نساء، 146.

26 . تحریم، 8.

26. تفسیر نمونه، ج24، ص290 -291؛ ر. ک؛ تفسیر قرطبی، ج10، ص6766؛ مجمع البیان، طبرسی، ج10، ص317 -318.

28. مجمع البیان، طبرسی، ج10، ص318.

29. محمد باقر، مجلسی، بحارالانوار، ج6، ص35-36، ح52 دار احیاء التراث العربی، چاپ دوم،بیروت،1403.

30. شوری، 25.

31. توبه، 11.

32. میزان الحکمه، ج1، ص338، ح2116.

33. بقره، 222.

34. میزان الحکمه، ج 1، ص338، ح2118.

35. تحریم، 8.

36. فرقان، 70.

37. میزان الحکمه، ج1، ص345، ح 2185.

38. نور، 31.

39. مریم، 60.

40. نهج البلاغه، ترجمة محمد دشتی، خطبة 143، ص262.

41. نوح، 10- 12.

42. بحار الانوار، ج75، ص201، ح30.

43. تفسیر نمونه، ج8، ص114، ح7، ص134، ح2.

43. توبه، 118.

45. فرقان، 70.

46. نساء، 48.

47. زمر، 53.

48. کاهلوندی، حیاة الصحابه، دارالفکر، 140، ج1، ص41 بیروت.

آمار
تعداد مشاهده مقاله: 318
تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 52
ارسال نظر در مورد این مقاله

شماره‌های پیشین مجله

MDB2 Error: unknown error