یکشنبه
خرداد 23
 
  • افزایش اندازه متن
  • اندازه متن پیش فرض
  • کاهش اندازه متن

انقلاب اسلامی ایران و اسلامگرایی اهل سنت در خاورمیانه

مقاله 7، دوره 1، شماره 3، زمستان 1389، صفحه 24-28 XML اصل مقاله (1709 K)
نوع مقاله: مقالات
نویسندگان
دکتر جلیل رحیمی جهان آبادی
حنفی اهل سنت – مشهد
چکیده
انقلاب‌ها به عنوان حوادث مهم و استثنایی در تحولات جوامع بشری، از دیر باز مورد توجه پژوهشگران و محققان حوزه های سیاسی و اجتماعی بوده است و تا کنون  مطالعات گسترده ای پیرامون انقلاب‌های بزرگ جهان  همچون انقلاب انگلستان ،انقلاب امریکا ،انقلاب فرانسه ،انقلاب روسیه ،انقلاب چین و سایر انقلاب‌های مهم جهان انجام شده است .
موضوعات
مقالات
اصل مقاله

انقلاب  اسلامی ایران و اسلامگرایی اهل سنت در خاورمیانه

 

مطالعات پیرامون انقلاب‌ها گاه به  ریشه های وقوع وچگونگی بروز آنها - به اصطلاح چرایی وچگونگی آنها- مربوط می شود و گاه به آثار و بازتاب این انقلاب ها بر محیط سیاسی و اجتماعی مناطق خاص یا گستره وسیع تر جهانی پرداخته می شود.

انقلاب اسلامی ایران که در 1357 ه.ش(1979 میلادی)د رکمال ناباوری و بر خلاف انتظار بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران شرق و غرب رخ داد و  یکی از قوی ترین رژیم ها و نظام‌های سیاسی خاورمیانه و متحد شاخص بلوک غرب و مورد حمایت ایالات متحده امریکا را سرنگون کرد ،بدون شک یکی از جالب ترین و نادرترین پدیده های انقلاب شناسی و جامعه شناسی سیاسی محسوب می گردد.

این انقلاب را نه یک حزب سیاسی خاص یا بلوک قدرتمند شرق و غرب و یا گروه های کارشناسان و تحلیلگران  سازمان‌های پیچیده سیاسی و امنیتی بلکه یک رهبر مذهبی و استثنایی  هدایت می کرد که  شخصیت و تصمیمات منحصر به فردش تا به امروز برای بسیاری از صاحب نظران و حتی همراهان و اطرافیانش ناشناخته و رمز آلود باقی مانده است.

انقلاب اسلامی  ایران بدون هیچ اغراقی یکی از مهم‌ترین  حوادث نیمه دوم قرن بیستم محسوب می شود که تا کنون در سراسر جهان ده ها هزار کتاب و مقاله و پژوهش پیرامون آن انجام شده و یا در حال انجام است و بدون تردید تا سال‌ها نیز این پدیده نادر سیاسی –مذهبی و اجتماعی از ابعاد گوناگون می تواند مورد مطالعه قرار گیرد.

یکی از محورهای جالب توجه در مطالعات هر انقلابی از جمله انقلاب اسلامی ایران ،اثرات این انقلاب بر محیط ها و افراد خارج از فرایند رویش ،بالندگی و پیروزی آن انقلاب است که این امر می تواند چنانچه بدور از احساسات و حب و بغض ها انجام گردد برای شناخت هر انقلاب و توانمندی‌ها و نیز آسیب‌های آن موثر باشد.

اثر گذاری هر انقلابی نیز معمولا به شرایط داخلی و خارجی محیطی که انقلاب در آن رخ داده و نیز محتوای پیام و ایدئولوژی انقلابیون  ارتباط دارد .پس برای شناخت انقلاب اسلامی ایران و اثرات آن بر جنبش های اسلامی اهل سنت نیز به این چند نکته اساسی باید توجه نمود که :

ماهیت انقلاب اسلامی و پیام آن چه بود؟و در چه شرایطی این پیام به گوش مسلمانان غیر شیعه در جهان و بویژه در  منطقه خاورمیانه رسید و به چه اثرات و بازتاب هایی انجامید؟

 با شناخت دقیق از ابعاد گوناگون و پیچیده چرایی و چگونگی انقلاب اسلامی ایران می توان اذهان نمود که این انقلاب به همان میزان که یک انقلاب انسانی ،اسلامی و روشنفکرانه محسوب می‌شود، امّا بانیان آن به معنای واقعی کلمه شیعی هستند با همه انگاره‌ها، ارزش‌ها و باورهای شیعیان. شاید اگر بخواهیم واقع گرایانه به این مسئله نگاه کنیم این هویت شیعی هم می تواند نقطه قوت و قدرت این انقلاب و هم آسیب اساسی و جدی آن به حساب می اید.

  اگر نقطه قوت و قابل توجه این انقلاب را هویت شیعی بانیان آن می‌دانیم بدان علت است که  خاورمیانه در قرن بیستم شاهد چند موج بیداری اسلامی بود که تقریبا اکثرا امواج را اسلامگرایان اهل سنت هدایت و رهبری می کردند در حالی انقلاب ایران را رهبری  غیر سنی با تفکر و باورهای شیعی هدایت می کرد که پیام و ارزشهای این انقلاب به همین دلیل جذابیت و تازگی خاصی برای مردم منطقه بویژه مسلمانان داشت .

  موج اسلام گرایی قرن بیستم سال‌ها قبل از انقلاب اسلامی، ایران و در پی فروپاشی خلافت عثمانی  پدید آمد زیرا بخشی از مسلمانان ساختار سیاسی ایجاد شده توسط ترک‌های عثمانی را با هویت دینی، نوعی محور وحدت و همگرایی در بین مسلمانان و البته نمادی از قدرت و شکوه فراموش شده گذشته مسلمانان تلقی می نمودند اما زمانی که در پی جنگ جهانی اول با فروپاشی این ساختار سیاسی مواجه شدند با نوعی توجه به بازسازی قدرت مسلمانان و احیا اسلام گرایی تلاش نمودند تا خلا ایجاد شده بعد از فروپاشی ساختار خلافت عثمانی را  جبران نمایند.

 در پی فروپاشی خلافت عثمانی‌ها در ترکیه امروزی، مسلمانان درشبه قاره هند، ترکیه،شمال افریقا  ومناطق عربی و یا حتی در شرق آسیا موجی از اسلام گرایی را دامن زدند که شاید بتوان اصلی ترین کانون این جریان را در اواخر دهه دوم از قرن بیستم و در کشور مصر یافت که با نام جنبش اخوان المسلمین خود را به جهانیان معرفی کرد . جنبشی که همچون یک موج گسترده و وسیع جهان عرب و غیر عرب را در نوردید و تا به امروز نیز اصلی ترین ریشه بنیاد گرایی قرن بیستم اهل سنت در جهان محسوب می گردد.

نگاهی به ساختار، پیام سیاسی و مذهبی، رفتار ها، باورها و اقدامات این جنبش نشان می دهد که این حرکت به همان اندازه که اسلامگرا بود اما ماهیت سنی خود را در قالب احیای خلافت اسلامی نشان می داد و تا به امروز نیز شاخه ها و انشعابات متعدد آن در اکثر نقاط جهان علی رغم تفاوت‌های بسیار در تحلیل شرایط وساختار و یا نحوه فعالیت همچنان به این اصل مذهبی وسیاسی "احیای خلافت" که بدون شک بر اساس باور اهل سنت و قرائت غیر شیعی از اسلام استوار است پایبند می باشند. 

جنبش اسلامگرای اخوان المسلمین به دلایلی که از موضوع بحث حاضر خارج است نتوانست در مصر یا سایر کشورهای عربی حکومت تشکیل دهد. بدون شک حوادث منطقه و شرایط داخلی مصر بویژه گسترش وسیع تفکرات ناسیونالیستی و چپ در این سالها  در کشورهای عربی که با شخصیت قدرتمند رهبر جهان عرب جمال عبدالناصر عجین شده بود یکی از مهم‌ترین موانع دستیابی اخوانی‌ها به قدرت سیاسی در مصر بود . اما جنبش اخوانی ها بیش از آنکه اهداف سیاسی داشته باشد و به آن توجه نماید آرمان‌های فرهنگی و مذهبی خود را دنبال کرد وبه نحوی که اعدام و زندانی شدن گسترده رهبران  این جنبش از جمله ایدئولوگ و رهبر فکری آنها "سید قطب" نتوانست مانع فعالیت‌ها و گسترش تفکرات آنها گردد.  به نحوی که به سرعت اثرات این جنبش را از اردوگاه های فلسطینی ها در غرب جهان اسلام تا شبه قاره هند و شرق دور و حتی اروپا و امریکا می شد نظاره گر بود و تا به امروز نیز این روند ادامه یافته است.

اگر ریشه های بنیادگرایی اسلامی امروز جهان حتی در قالب تفکرات رادیکال القاعده و یا سایر گروه‌های اسلامگرای اهل سنت را در جهان دنبال نماییم جای تعجب نخواهد بود اگر نهایتا به اخوان المسلمین وصل شود و ریشه تفکرات بسیاری از این سازمان‌ها و گروه‌های گوناگون را در تفکرات اخوانی ها مشاهده نماییم.

امادر کنار شوق و شعفی که از گسترش این جنبش‌های اسلام گرای اهل سنت  قابل مشاهده می باشد،  اعتراف به یک واقعیت تلخ نیز برای هر مسلمان اهل سنت اسلام گرا ناگزیر و البته درد آور است که هیچکدام از جنبش های اسلامگرای غیر شیعه نتوانستد با سرنگونی ساختار سیاسی کشورشان "حکومت اسلامی" و یا "خلافت اسلامی" را شکل دهند و این آرزوی اولیه و اصلی اسلام گرایان در تاریخ اهل سنت بویژه در قرن بیستم را جامعه عمل بپوشاندد و درست از همین نقطه توجه به انقلاب ایران با ماهیت اسلامی و شیعه برای جهان اهل سنت قابل توجه می باشد.

بنا بر آنچه گفتیم در شرایطی که نوعی دلسردی از قدرت یابی و گسترش موج اسلام گرایی جهان اسلام را در بر گرفته بود در ایران انقلاب اسلامی به پیروزی رسید و محمد رضا شاه را که یکی از قدرتنمد ترین حامان غربگرای منطقه خاورمیانه بود از تخت پادشاهی به زیر کشید و قدرت اسلام و اسلام گرایی را به جهانیان نشان داد.

انقلاب اسلامی ایران در شرایطی به پیروزی رسید که تقریبا جنبش عربی – سوسیالیستی فلسطینی ها در برابر اسرائیل به زانو درآمده بود ،مصر به اسرائیل پیوسته بود و شکاف عمیقی بر پیکره جهان عرب و کشورهای اسلامی وارد شده بود و تقریبا کمتر انسان واقع بینی می‌توانست بپذیرد که شرایط ناامید کننده  اواخر دهه 60 و نیمه اول دهه 70 میلادی بویژه بعد از شکست مصر و کشورهای عربی در جنگ های شش روزه 1967 و جنگ یوم کیپور در 1973می تواند تحت تاثیر انقلاب مردم ایران به کلی دگرگون شده و معادلات سیاسی و بین المللی را به سرعت تغییر دهد.

پس می توان گفت جو ناامید کننده ناتوانی جنبش های اسلامگرای عرب بویژه اخوان المسلمین در شکست نظام‌های سیاسی غیر اسلامی از یک طرف و قدرت رو به تزاید رژیم صهیونیستی و ماهیت و پیام‌های جدید انقلاب اسلامی ایران و نیز نوع رهبری و شخصیت خاص کاریزما و مذهبی رهبر انقلاب ایران توانست جاذبه های غیر قابل تصوری را در منطقه ایجاد نمیاید.

جاذبه های انقلاب اسلامی ایران اگر چه برای شیعیان منطقه بیشتر قابل الگو برداری بود اما با کمال تعجب بسیاری از گروه‌های اسلامگرای غیر شیعه نیز به آغوشی باز به استقبال این انقلاب و رهبرانش رفتند. اولین واکنش نسبت به انقلاب اسلامی ایران توسط جماعت اخوان‌المسلمین صورت گرفت. این جماعت در اعلامیه‌ای که در سال ۱۹۷۹ آنرا منتشر نمود، ضمن ستایش انقلاب اسلامی ایران آن را الگویی برای مبارزت اسلامی خود علیه دولت وابسته و ضد اسلامی مصر دانست در واقع وقوع انقلاب اسلامی موجب شد این جنبش از رکودی نزدیک به یک دهه خارج شود

 همین محبوبیت و نفوذ بود که سرنوشت بسیاری از حوادث منطقه را به سرنوشت این انقلاب گره زد و به یک باره ایران که در زمان شاه متحد اسرائیل بود، به کانون اسلامگرایی منطقه و جهان بدل گردید و بسیاری از رهبران اسلام گرای منطقه از شمال افریقا تا شرق و غرب عالم راه تهران را  در پیش گرفتند

مسلمانان اهل سنت روابط گرمی با انقلابیون ایرانی برقرار نمودند. از سوی دیگر  پیروزى انقلاب اسلامى ایران در سال 1979، همزمان با مذاکرات «کمپ دیوید» در مصر رخ داد و با محکومیت پیمان کمپ دیوید از سوى ایران، گروه هاى اسلامى از جمله اخوان المسلمین میانه رو، جماعه الاسلامیه و برخى گروه هاى دیگر، از موضع ایران در عقب نشینى اسرائیل از تمامى خاک فلسطین اشغالى استقبال کردند؛ البته در مقابل، برخى گروه هاى دیگرنیز سعى نمودند تا با پر رنگ جلوه دادن جنبه هاى ایرانیت و شیعى بودن انقلاب اسلامى در مقابل جنبه اسلامى و احیاى فکر دینى در دنیاى معاصر، از تأثیر این انقلاب در کشورهای عربی و اسلامی بویژه مصر بکاهند . همچنین دولت مصر نیزکه در این مقطع زمانى به دلیل بهبود روابط خود با رژیم صهیونیستى در میان کشورهاى اسلامى و عربى در انزوا قرار داشت، ضمن محکوم نمودن ایران به مداخله در امور داخلى مصر، سعى داشت تا با بزرگ جلوه دادن خطر انقلاب ایران براى کشورهاى منطقه، با این کشورها علیه ایران ائتلاف نموده و ضمن بهبود روابط خود با کشورهاى اسلامى، امواج انقلاب اسلامى ایران را هر چه بیشتر مهار نماید. گرچه به دنبال گروگانگیرى سفارت آمریکا در ایران و جنگ تحمیلى، رابطه ایران با برخى از گروه هاى اسلامى از جمله اخوان المسلمین کمى تیره شد، ولى به طور کلى تأثیر انقلاب اسلامى ایران در شکل گیرى نهضت بازگشت به خویشتن اسلامى و احیاى فکر دینى در جهان اسلام را نمى توان انکار نمود.

دامنه تاثیرات انقلاب اسلامی ایران به مصر محدود نشد و روابط گرم تونسی ها بویژه "راشد الغنوشی"که یک اخوانی مبارز بود با انقلاب ایران به روند اسلام گرایی در شمال افریقا شدت بخشید .بسیاری از اسلام گرایان تونسی انقلاب ایران را به عنوان الگویى ضرورى در پاسخگویى و مسوءلیت پذیرى اسلامى رهبران سیاسى تلقى مى کردند. از این رو تاثیر پذیرى این گروه ها از انقلاب ایران و تهدید تلقى کردن انقلاب ایران از سوى حاکمان تونس براى رهبرى سیاسى خود، باعث شد تا در دهه 1980 منازعه اى بین دولت با گروه هاى مذهبى شکل بگیرد و انقلاب ایران تا حدّى براى آنها خطرناک محسوب شود که دولت تونس براى رفع این تهدیدات، در سال 1982 به بهانه صرفه جویى در امور مالى و مخالفت با جنگ تحمیلى، سفارت خود در ایران را تعطیل کرد. نفوذ معنوى انقلاب اسلامى در تونس بر فعالان مسلمانى، همچون «راشد الغنوشى» باعث شد که آنها با الگو بردارى ازتجربه ایران و ایجاد جسارت در بیان خواسته هاى خود، جنبش اسلامى جدیدى با عنوان «حرکه الاتجاه الاسلامیه» را در تونس تشکیل دهند که بعدها به «جنبش نهضت» تغییر نام داد . این جنبش با هدف سرنگونى سکولاریسم در نظام تونس و روى کار آمدن حکومت به سبک حکومت اسلامى ایران تشکیل شد که در نهایت با عکس العمل دادگاه هاى طرفدار سیاست هاى غیر مذهبى تونس، رهبران این جنبش روانه زندان شدند.

دامنه اثرات انقلاب در مصر و تونس محدود نشد و کشورهای دیگری همچون نیجریه ،سودان ،لبنان،سوریه ،بحرین،عراق،اندونزی،مراکش ،  پاکستان ،هند و حتی عربستان سعودی را در بر گرفت

پیروزى انقلاب اسلامى این باور را در مردم الجزایر نیز به وجود آورد که اسلام مى تواند با ایجاد دگرگونى سیاسى، حکومتى مبتنى بر ایدئولوژى اسلامى بنا کند  ودر حالى که جو داخلى ایران قبل از انقلاب اسلامى متاثر از پیروزى انقلاب الجزایر بود، در مقابل مردم الجزایر هم از سال 57 با استقبال از پیروزى انقلاب اسلامى، تحولات انقلاب ایران را پى گیرى مى کردند.

اثرات انقلاب اسلامی در بین اهل سنت فلسطینی مشهود تراز سایر نقاط جهان اسلام بود و با اقدام امام خمینی (ره)مبتنی بر قطع رابطه با مصر به دلیل امضای پیمان صلح با رژیم اشغالگر قدس موجی از حمایت و همراهی در جهان اسلام با انقلاب ایران بروز و ظهور نمود.

پس از امضای قرارداد کمپ دیوید ،امام خمینی (ره) با انتشار بیانیه‌ای به این خیانت مصر شدیدا اعتراض کردند.

متن بیانیه امام (ره) به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

"اینجانب بیش از پانزده سال است که خطر اسرائیل غاصب را گوشزد کرده‌ام و به دول و ملل غرب این حقیقت را اعلام نموده‌ام. اکنون با طرح استعماری صلح مصر و اسرائیل این خطر بیشتر ، نزدیک‌تر و جدی‌تر شده است. سادات با قبول این صلح وابستگی خود به دولت استعمارگر آمریکا را آشکارتر نمود، از دوست شاه سابق ایران انتظاری بیش از این نمی‌توان داشت.

ایران خود را همگام با برادران مسلمان کشورهای عربی دانسته و خود را در تصمیم‌گیری‌های آنان سهیم می‌داند. ایران صلح سادات و اسرائیل را خیانت به اسلام و مسلمین و برادرات عرب می‌داند و موضع سیاسی کشورهای مخالف این پیمان را تأیید می‌کند.

والسلام علیکم و رحمه الله

روح‌الله الموسوی الخمینی

5/1/1358

متأسفانه دولتمردان وقت پیام این بیانیه امام (ره) را درک نکردند تا آنکه حضرت امام در تاریخ ۱۱ اردیبهشت ماه 1358، دوباره به این موضوع حیاتی در جهان اسلام پرداختند و دستور قطع رابطه دیپلماتیک ایران با مصر را صادر فرمودند. متن دستور امام (ره) به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای دکتر یزدی وزیر امور خارجه

با در نظر گرفتن پیمان خائنانه مصر و اسرائیل و اطاعات بی‌چون و چرای دولت مصر از آمریکا و صهیونیست، دولت موقت جمهوری اسلامی ایران قطع رابطه دیپلماتیک خود را با دولت مصر بنماید.

روح‌الله الموسوی الخمینی

انقلاب ایران در واقع با این اقدامات خود مرزهای مذهبی را درنوردید و به کانون و محور اسلامگرایی منطقه و جهان بدل شد و بسیاری از اسلامگرایان اهل سنت به انقلاب ایران و اثرات آن بر معادلات منطقه و جهان امیدوار گردیدند.شخصیت های  مبارز و اسلام گرا ی اهل سنت همچون شیخ سعید شعبان در لبنان و ابوالاعلی مودودی در پاکستان جزو اولین کسانی بودند که به طور آشکار به مدح و حمایت از انقلاب ایران پرداختند. حمایت و موضع "جماعت اسلامی" پاکستان به عنوان جنبشی سنی مذهب از انقلاب اسلامی ایران در نظرات ابوالا علی مودودی تجّلی یافت که گفت:

 «انقلاب امام خمینی یک انقلاب اسلامی است. پیشگامان این انقلاب جوانان مسلمانی هستند که در دیگر جنبش اسلامی آموزش دیده اند. بنابراین کلیه مسلمانان بطور کلی و جنبش های آزادیبخش بطور اخص باید از این انقلاب کاملا حمایت کرده و در کلیه زمینه ها با آن همکاری کنند.»

 همچنین مودودی در پاسخ به سوالی پیرامون انقلاب اسلامی در ایران بیان می کند که:

 «انقلاب خمینی یک انقلاب اسلامی است. کلیه ی مسلمانان به طور عام و جنبش آزادی بخش به طور اخص باید از این انقلاب در همه ی زمینه ها حمایت کنند.»

 برای آگاهی بیشتر در این خصوص رجوع کنید به:

Ahmad, Khurshid , Islamic perspectives , studies in honour of sayyid Abul Aala Mawdudi , Jaddah ,1979))

اما دامنه حمایت‌ها فقط به مودودی ها که گرایشات نزدیکی به شیعه دارند، ختم نشد و در لبنان و سوریه هم اهل سنت واکنش های بسیار مثبتی به انقلاب اسلامی  نشان دادند.

شیخ سعید شعبان نیز که جنبش توحید الاسلام متعلق به اهل سنت لبنان را رهبری می کرد از حامیان انقلاب اسلامی و امام (ره) به شمار می‌آمدو در مواضع خود بارها از انقلاب ایران حمایت و قدردانی می نمود.

گروه های فلسطینی از جمله دو گروه اخوانی و سنی مذهب جهاد اسلامی و حرکت مقاومت اسلامی فلسطین(حماس) به صف متحدان انقلاب ایران پیوستند و شهید فتحی شقاقی(دبیر کل سابق جهاد اسلامی) د رکتاب خود با نام "خمینی آلترناتیو جدید" بیان نمود که انقلاب ایران و افکار و دیدگاه های امام  خمینی راه جدیدی برای مبارزه مردم فلسطین گشود راهی که نه مبتنی بر قومیت عربی و یا تفکرات شرقی و غربی بلکه بر محوریت اسلام و قرآن بنا شده است.

جنبش مردمی فلسطین با گرایش به انقلاب ایران در واقع مبارزه جدیدی را با اسرائیل آغاز نمود که نه تنها وضعیت فلسطین بلکه معادلات سیاسی و مذهبی بین شیعیان و اهل سنت را نیز تغییر داد و فلسطینی های سنی را در کنار جمهوری اسلامی به متحدانی قدرتمند تبدیل نمود.

انقلاب اسلامی ایران آرام آرام به  عمق افریقا شبه قاره هند، شرق دور و حتی امریکای لاتین نیز گسترده شد و اسلامگرایان سودانی در افریقا، اسلامگرایان اندونزی در شرق دور و حتی چپگرایان امریکای لاتین  را با خود در ضدیت با امریکا و اسرائیل همراه نمود.

 دامنه قدرت و نفوذ انقلاب اسلامی ایران با رحلت رهبری انقلاب نه تنها محدود نشد بلکه با پایان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و مواضع عاقلانه رهبران انقلابی ایران در قبال حوادث اشغال کویت و بروز و ظهور و سقوط طالبان در افغانستان و نیز سرنگونی و مرگ صدام و افزایش نفوذ ایران در عراق، روز به روز گسترش یافت و حوادث اخیر تونس  و سقوط قدرت خاندان لائیک بن علی در این کشور نیز نشان داد که دامنه این تاثیرات نه تنها به پایان نرسیده بلکه به طرز شگفت آور و گسترده ای رو افزایش است.

جهان اهل سنت امروزه خواه ناخواه از دامنه تاثیرات انقلاب ایران و بیداری اسلامی ایجاد شده در پی این حادثه عظیم متاثر شده است.

 برای مطالعه دقیق‌تر و بیشتردر خصوص موضوع بحث رجوع کنید به منابع زیر:

1-انقلاب ایران و بازتاب جهانی آن جان. ال. اسپوزیتو، ،ترجمه محسن مدیر شانه چی،تهران:مرکز بازشناسی اسلام و ایران،چاپ اول،1382.

 2. اسلام و مسلمانان در آمریکا: محمود خداقلی‌پور ـ فهیمه وزیری ، نشر: مرکز انتشار دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم ، 1379 ، چاپ اول

3. تأثیر انقلاب اسلامی ایران بر کشورهای اسلامی: دکتر محمد باقر حشمت‌زاده ، نشر: سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ، 1385، همکار فنی نشر: مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی ، نوبت چاپ : اول ، زمستان 1377

4. عزت شیعه ، همکار فنی نشر: مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی ، نوبت چاپ : اول ، زمستان 1377 ،‌نویسنده: محسن کمالیان ، علی‌اکبر رنجبر کرمانی  

5. اسلام و مسلمانان در انگلستان: فهیمه وزیری ، معاونت برون مرزی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ، بوستان کتاب قم  ، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم ، نوبت چاپ اول : 1383

6. کتاب مجموعه مقالات اسلام بر آمریکا به کوشش: دکتر رامین خانبگی ، مرکز مطالعات فرهنگی ـ بین‌المللی و معاونت پژوهش ، با همکاری اداره کل اروپا ـ امریکا ،  انتشارات بین‌المللی الهدی ، ترجمه: گروه مترجمان ، نوبت چاپ: چاپ اول، 1385 ش

7. آمریکا و اسلام سیاسی رویارویی فرهنگ‌ها یا تضاد منافع ، مؤلف: فوازای ، جرجیس ، مترجم: سید محمد کمال سروریان ، ناشر: پژوهشکده مطالعات راهبردی ـ نوبت چاپ: اول زمستان 1382

8. عصر امام خمینی (ره) میراحمد رضا حاجتی ـ ناشر: بوستان کتاب قم (انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی) ، نوبت چاپ: اول ، 1381

9. سرزمین اسلام شناخت کشورهای اسلامی و نواحی مسلمان نشین جهان غلامرضا گلی زواره ، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم ، نوبت چاپ : دوم بهار 1377

10. تأثیرات انقلاب اسلامی ایران در گستره جهانی «دیدگاه نویسندگان و تحلیل‌گران خارجی» دکتر اصغر افتخاری ، نامه پژوهش 10 و 11

11- حدیث انقلاب ،جستارهایی در انقلاب اسلامی ایران،مجموعه مقالات:دفتر مطالعات انقلاب اسلامی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی ،1377.

آمار
تعداد مشاهده مقاله: 343
تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 118
ارسال نظر در مورد این مقاله

شماره‌های پیشین مجله

MDB2 Error: unknown error