یکشنبه
خرداد 23
 
  • افزایش اندازه متن
  • اندازه متن پیش فرض
  • کاهش اندازه متن

شیوههای ترغیب کودکان به نماز

مقاله 10، دوره 4، شماره 14، بهار 1392، صفحه 18-19 XML اصل مقاله (496 K)
نوع مقاله: مقالات
نویسندگان
رحمن غریبی
سنندج- کارشناس ارشد فقه شافعی
موضوعات
مقالات
اصل مقاله

شیوه های ترغیب کودکان به نماز


مقصود از تشویق چیست؟

مقصود از تشویق پاسخ مثبت در برابر رفتار مطلوب کودک (متربی)، ابراز مهرورزی به او، واگذاری مسئولیت مناسب به او، وعده پاداش و... جلوه‌گر شود.

نقطه مقابل تشویق، تنبیه است که مقصود از آن پاسخ منفی در برابر رفتار نامطلوب متربی است و برای آن مصادیقی است، از جمله نگاه سرد، روی برگرداندن، بی‌اعتنایی، تغییر چهره، محروم ساختن، جریمه و تنبیه بدنی.

با این بیان روشن می‌شود که تشویق پاداش دادن به فردی است که تن به کوشش داده و سعی خود را کرده و تنبیه، مجازات نمودن [از راه‌های] مختلف است.

ابن‌سینا فیلسوف و اندیشمند بزرگ اسلام، تشویق را به منزله ضمانت اجرای تعلیم و تربیت مورد توصیه قرار می‌دهد و مصادیق تشویق و تنبیه را متنوع و متعدد می‌داند و معتقد است واکنش مربی در برابر رفتار ناپسند متربی باید متناسب و تدریجی باشد. ابتدا روگردانی، سپس ترش رویی پس از آن ترساندن و آن‌گاه توبیخ است و مربی در شرایط خاص می‌تواند به تنبیه بدنی روی آورد.

برای ترغیب کودکان به نماز روش اصلی باید تشویق باشد، زیرا تعلیم و تربیت اسلامی بر سهولت، محبت و ملاطفت است. وانگهی از طریق تشویق می‌توان انگیزه‌ و میل فطری او را به مهر و محبت و قدردانی تأمین‌ و اعتماد او را جلب کرد.

البته در صورتی که تشویق مؤثر واقع نشود و خطا و تخلفی از سوی متربی صورت گیرد به منظور آگاهی دادن به او و جلوگیری از اهمال کاری در انجام فریضه نماز می‌توان ابتدا به انذار و سپس به تنبیه روی آورد. البته منظور از تنبیه در اینجا تنبیه بدنی نیست؛ بلکه در درجه اول استفاده از روش‌هایی است که کودک را از انجام کارهای نامطلوب‌ (مثل نماز نخواندن) ناخشنود کند. بی‌توجهی، قهر (کوتاه مدت)، سرزنش، محروم سازی و امثال آن از شیوه‌های تنبیهی ‌ای هستند که جنبه‌ انسانی دارند و برای تنبیه بهتر است از آن‌ها استفاده کنیم نه تنبیه بدنی.

چگونه تشویق باعث ترغیب کودکان به نماز میشود؟

یکی از سرمایه‌های فطری و ذخایر طبیعی که در باطن هر انسان به مقتضای حکیمانه الهی مستقر شده است انگیزه حب ذات است. هر انسانی قبل از هر چیز و هرکس به خود علاقه دارد و بالفطره عاشق و شیفته‌ی خویشتن است و هیچ چیز در نظر آدمی به قدر خودش عزیز و محبوب نیست. از سوی دیگر خداوند عشق به کمال مطلق و انزجار از نقص را در وجود انسان قرار داده است به گونه ای که هر انسانی به صورت فطری متمایل به کمال و پیشرفت است. تشویق باعث می‌شود کودک از کار خودش احساس لذت کند و در وی احساس رضایت به وجود بیاید در نتیجه تلاش خود را برای تکرار عمل مضاعف می‌کند. تشویق موجب رضایت شخص از عملکرد خود و پیدایش نشاط و رفع کسالت در او می‌گردد، و وقتی این حالت در وی ایجاد شد اشتیاقش برانگیخته می‌شود و زمینه رشد و کمال برایش فراهم می‌گردد.

شرایط تشویق

برای این که امر تشویق، زیان و خطری برای کودک موجب نشود رعایت نکات ذیل حایز اهمیت است.

1- باید عمل یا اخلاق نیک کودک را تحسین کرد، نه خود او را، در ضمن او را باید متوجه کنیم که آنچه ارزشمند است عمل و صفت اوست.

2- تشویق باید به جا و به موقع و متناسب با نوع رفتار کودک باشد و روحیه شخص در انتخاب شکل آن یعنی زبانی، رفتاری، مالی، معنوی و جز این ها ملاحظه گردد.

امام غزالی (رض) تفاوت‌های قابل توجه در انواع تشویق و ترغیب را این گونه بیان می‌کند:

اگر کودک را گویند: به دبیرستان شو تا به درجه ریاست رسی، وی خود لذت ریاست نداند که چه باشد لکن باید گفت: به دبیرستان شو تا شبانگاه، چوگان و گوی به تو دهم، تا بازی کنی، تا کودک به حرص آن به دبیرستان شود و چون بزرگتر شود، وی را ترغیب کند به جامه نیکو و زینت، تا دست از بازی بدارد، چون بزرگتر شود وی را به خواجگی و ریاست وعده دهد و گوید: جامه دیبا کار زنان باشد و چون بزرگتر شود آنگاه گوید: خواجگی و ریاست دنیا اصلی ندارد که همه به مرگ تباه شود، آنگاه وی را به پادشاهی جاوید وعده دهد.

3- تشویق باید به گونه‌ای باشد که باعث ترغیب دیگران بشود نه دلسردی آنان.

4- تشویق باید به اندازه و معقول باشد و به هیچ وجه از حد تجاوز نکند، زیرا در این صورت موجب غرور و تباهی شخص می‌شود، و نیز نباید کمتر از اندازه باشد، زیرا نتیجه مطلوب خود را از دست می‌دهد.

5- تشویق وسیله‌ای برای ایجاد انگیزه است، بنابراین نباید به صورت هدف درآید و تمام ذهن و فکر کودک را به خود مشغول سازد، زیرا در این صورت نقش بازدارنده پیدا می‌کند.

6- موقعی که کودک را تشویق می‌کنید باید علت آن را برایش بگویید و این عمل باید به گونه‌ای صورت گیرد که کودک خود را مستحق آن ببیند و آن را در درون تأیید کند.

7- تشویق در حضور جمع اثر بیشتری دارد.

روش الگویی

یکی از شیوه‌های مؤثر در تربیت کودک روش الگویی است. در این روش فرد، از فرد یا افراد دیگر به عنوان سرمشق و الگو استفاده می‌کند و تحت تأثیر مشاهده از رفتار دیگران پیروی نموده و خود را با آن همساز می‌کند. بنابراین می‌توان گفت: الگو پیروی عینی و مشهود از یک اندیشه و عمل در جنبه‌های گوناگون، جهت رسیدن به کمال است.

تربیت ابتدایی انسان به طور طبیعی با روش الگویی شکل می‌گیرد. کودک در چند سال نخست زندگی خود، همه کارهایش را از الگوهای پیرامون خود که در درجه اول پدر و مادر اویند، الگوبرداری می‌کند و یا تقلید از آنان رشد می‌کند و ساختار تربیتی‌اش سامان می‌یابد. از این رو روش الگویی در سازمان دادن شخصیت و رفتار کودک نقش به سزایی دارد.

کودک بسیاری از رفتارها و عادت های خود را در مرحله آغازین زندگی از طریق تقلید از دیگران فرا می‌گیرد، و آن را جزئی از رفتارهای روزمره‌ خود قرار می‌دهد. به عنوان مثال کودک با تقلید از اطرافیان سعی می‌کند زبان را بیاموزد، راه رفتن را هم از والدین و سایر اعضای خانواده می‌آموزد. به این ترتیب انسان ها بسیاری از عادات و رفتارها را از طریق تقلید از دیگران می‌آموزد.

باندورا در رابطه با تکرار الگو تحقیق بسیار جالبی انجام داده است که در آن کودکان یک مهدکودک را به پنج رفتار الگوی فرد بزرگسالی می‌پردازند که به طور فیزیکی و لفظی به یک آدم پلاستیکی حمله می‌کند. در گروه دوم کودکان حوادث و رفتار فوق را در فیلمی مشاهده می‌کنند.

در گروه آزمایشی سوم، کودکان رفتار کودکان رفتار تهاجمی شخصیت ها را در فیلم کارتونی می‌بینند. در گروه آزمایشی چهارم کودکان در هیچ یک از سه موقعیت فوق قرار نمی‌گیرند، و بالاخره در گروه آزمایشی پنجم کودکان به مشاهده یک الگو با رفتار آرام، مطیع و غیرتهاجمی مبادرت می‌ورزند. بعد از مشاهده رفتارهای مختلف در زمان معین شده، تمام کودکان در موقعیت یکسانی قرار داده می‌شوند. آزمایشگر از طریق یک پنجره به مشاهده رفتار کودکان می‌پردازد و رفتارهای تهاجمی شفاهی و عملی آنان را یادداشت می‌کند. در تحلیل اطلاعات به دست آمده از یادداشت ها به این نتیجه می‌رسند که: الگوی پرخاشگری را که گروه های اول تا سوم دیده بودند، رفتار تهاجمی بیشتری نسبت به گروه چهارم (گروهی که هیچ موردی را مشاهده نکردند) از خود نشان می‌دهند. و برعکس گروهی که (گروه پنجم) الگوی رفتار آرام، مطیع و غیرتهاجمی کمتری نسبت به گروه کنترل (گروه چهارم که هیچ موردی را ندیده بودند) از خود نشان می‌دادند. کودک، مقلد خوبی است و به آسانی و بدون هیچ‌گونه زحمت و مشقتی تنها از راه تقلید می‌آموزد. او می‌بیند، می‌شنود، و پس از مدتی تکرار می‌کند. برخی پژوهش‌ها نشان داده‌اند از سنین تشخیص، یعنی حدود شش سالگی، پسران از پدران تقلید می‌کنند و دختران از مادران و این تقلید در آنان ناآگاهانه است.

کودک در مسیر رشد، از افراد بسیار الگو می‌پذیرد و تحت تأثیر از دیده‌ها و شنیده‌های بسیاری است. همه اطرافیان به گونه‌ای در او اثر می‌گذارند و مدل و الگوی کودک اند، ولی والدین از همه آن ها مهم‌تر و مؤثرتر هستند و این اهمیت و تأثیر در کودکان تا سنین نوجوانی هم چنان تداوم دارد.

آمار
تعداد مشاهده مقاله: 321
تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 47
ارسال نظر در مورد این مقاله

شماره‌های پیشین مجله

MDB2 Error: unknown error