یکشنبه
خرداد 23
 
  • افزایش اندازه متن
  • اندازه متن پیش فرض
  • کاهش اندازه متن

ارزش وقت نزد علمای اسلامی

مقاله 3، دوره 3، شماره 13، زمستان 1391، صفحه 8-9 XML اصل مقاله (496 K)
نوع مقاله: مقالات
نویسندگان
عبدالفتاح ابو غده
چکیده
قسمتی از آیات قرآن عظیم که دلالت بر اهمیت وقت داشت بیان نمودیم، اکنون وقت آن است که از سنت مطهره خاتم النبیین کلماتی یاد نماییم:
موضوعات
مقالات
اصل مقاله

ارزش وقت نزد علمای اسلامی

 

عبدالفتاح ابو غده

ترجمه و شرح: محمد علی خالدی (سلطان العلماء)

 

قسمتی از آیات قرآن عظیم که دلالت بر اهمیت وقت داشت بیان نمودیم، اکنون وقت آن است که از سنت مطهره خاتم النبیین کلماتی یاد نماییم:

در کتاب «الجامع الصغیر» تألیف امام جلال الدین سیوطی آمده است:

عن ابن عباس، قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): «نعمتان مغبون فیهما کثیر من الناس الصحه و الفراغ» رواه البخاری والترمذی و ابن ماجه.

النعمه: ما یتنعم به الانسان و یستلذه: نعمت چیزی است که خوشی و لذت انسان در آن باشد. چشم، گوش، زبان، بینی، پوست در حواس ظاهری نعمت است. فهم، هوش و حافظه و ادراک مطلب در حواس باطنی است.

صحّه: به معنی سلامت اعضا و حواس تندرستی.

غَبن: فریب خوردن، مثل این که چیزی که دو ریال می ارزد به ده ریال خریدن. یا چیزی که ده ریال می ارزد به دو ریال فروختن.

معنی حدیث: دو نعمت اند که بسیاری از مردم در آن دو فریب خورده اند: نعمت تندرستی وفراغت؛ یعنی تندرستی داشت و موانعی نبود که او را از کارهای خیر عام المنفعه و از اعمال صالح باز دارد و با این حال هیچ کاری برای آخرت خود ننمود و عملی که رضای خدا به بار آورد انجام نداد؛ واقعا فریفته فریب شیطان شده و خود را بدون عذر از خیر دو جهان محروم ساخته است.

از آن جا که دنیا جای تغییر و دگرگونی است، همیشه تندرستی نیست. همیشه فراغت نیست. گاه است که تندرستی هست، فراغت نیست. گاه است که فراغت هست و تندرستی نیست، بنابراین کسی که صحت و فراغت را در طاعت خدا به کار برد، اوست که گوهر گران بهای عمر همراه با تندرستی و فراغت را از دست داده و روسیاهی رفتن به دوزخ را به دست خود برای خود تهیه نموده است. و آن کسی که صحت و فراغت را داشت، ولی نه کاری برای آخرت خود نمود و نه خود را به معاصی آلود، اوست که مغبون و فریفته شیطان شده و خود را محروم کرده است. او شباهت به یکی از این سه نفر دارد: کسی که بذر به او داده شد و آن را کشت و آبیاری کرد و موقع خرمن درو کرد و خرمن آن را ذخیره نمود، و این مثال کسی است که صحت و فراغت را در طاعت خدا به کار برد. از کار خود راضی و از حاصل خود خوشنود و از نیکبختی عاقبت شادمان است.

و کسی که بذر را گذاشت، نه کشت و نه آبیاری کرد و موریانه آن را خورد و موقع خرمن دستش از تخم و درو و خرمن تهی بود، اوست که مغبون است و حسرت تخم از دست رفته و خرمن محروم شده از آن او را دچار اندوه سخت نموده است.

و کسی که آن بذر را داد و معاصی خرید و خود را آلوده کرد، نه یک حسرت دارد، بلکه بیشتر، حسرت تخم بر باد شده و خشم خدا که به جای خرمن بر خود روا داشته و شرمساری آلودگی به گناه و ترس رسیدن به عقوبت، خواب راحت را از چشمان او دور کرده و او واقعا مغبون دنیا و آخرت است.

فرموده خاتم النبیین: «مغبون فیهما کثیر من الناس»؛ بسیاری از مردم در آن دو مغبون هستند. می رساند که اندکی هستند که قدر صحت و فراغت را می دانند و آن را در راه رضای خدا  و خدمت به خلق به کار می برند و نیکبختی دنیا و آخرت را می یابند.

تعجب در این است که مردم همه چشم دارند و به چشم خود می بینند که چقدر افراد ثروتمند از دنیا می روند و همه آن چه اندوخته اند از دست می دهند و با دست تهی و بی توشه و با رویی شرم زده و حسرت دیده از دنیا می روند، ولی دیدن آن مایه عبرت دیگران نمی شود.

راست فرمود صاحب مثنوی که گفت:

چشم باز و گوش باز و این عمی

حیرتم در چشم بندی خدا

خداوند توفیق وقت شناسی و صرف وقت در طاعت و دیدن عاقبت در آغاز هر کار به ما و شما و همه ارزانی داد. دنیا برای کسی که زیاد بماند، فرتوتی و درماندگی به بار می آورد.

رسول الله (صلی الله علیه و آله) برای فهمانیدن این که صحت و فراغت سرمایه آدمی هستند، مثالی آورد: و آن مثال تاجری است که سرمایه دارد و در صدد آن است که از تجارت خود فایده ای به دست بیاورد. این است که باید کوشش نماید با افراد معتبر معامله نماید و در معامله خود راستی به کار برد و هوشیاری داشته باشد تا فریب حقه بازان نخورد.

بنابراین هر فرد باید بداند که گرانبهاترین اشیاء، وقت است و نگهداری وقت و استفاده از آن ضرورت دارد و شخص با ایمان نباید لحظه ای از وقت او بیهوده بگذرد.

شاد باد روح شاعر شیرین سخن ما که فرمود:

نگه دار فرصت که عالم دمی است

دمی پیش دانا به از عالمی است

سکندر به آن زور و قدرت که داشت

در آن دم که می رفت و عالم گذاشت

میسر نبودش کزو عالمی

ستانند و فرصت دهندش دمی

چقدر روز و ماه و سال می گذرد که به هدر می رود و نفعی از آن به دست نمی آید. در حالی که با هر یک بار «سبحان الله و بحمده» گفتن، درختی برای مؤمن در بهشت کاشته می شود.

در حقیقت عمر انسان همان وقت و وسیله سعادت ابدی اوست. می تواند وقت خود را در راهی به کار ببرد که خود را در صف ملائکه قرار دهد و می تواند وقت خود را در کاری بگذارد که در سلک اعوان الشیاطین شمرده شود. کسی که زندگی او برای خدا و در راه خداست، اوست که حیاتش حیات سعداء و نیکبختان است، اما آن کسی که زندگی اش در غفلت و شهوت و آرزوهای باطل می گذرد و بهترین وقت او وقتی است که خوابیده است، چنین کسی مردنش بهتر از زندگی اوست.

پیشینیان و نیاکان ما حریص ترین مردم به حفظ وقت و پرکردن آن در راه خیر بودند.

 

مراجع

کتاب ارزش وقت نزد علمای اسلامی

آمار
تعداد مشاهده مقاله: 335
تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 47
ارسال نظر در مورد این مقاله

شماره‌های پیشین مجله

MDB2 Error: unknown error