یکشنبه
خرداد 23
 
  • افزایش اندازه متن
  • اندازه متن پیش فرض
  • کاهش اندازه متن

رمز پویایی و تحول مدارس علوم دینی

مقاله 6، دوره 1، شماره 2، پاییز 1389، صفحه 10-11 XML اصل مقاله (1166 K)
نوع مقاله: مقالات
نویسندگان
مولوی عبداله عبدالرزاقی
مدرس علوم دینی - تایباد
چکیده
در دنیای امروز کمتر کشوری را می‌توان سراغ گرفت که از تنوع قومی و جمعیتی برخوردار نباشد. از نظر جامعه شناسی، یک گروه قومی عبارت از مردمی است با ویژگی‌های خاص دینی، نژادی، جغرافیایی و با عادات و رسوم ویژه که در داخل یک مجموعه اجتماعی - فرهنگی گسترده جای گرفته است.
موضوعات
آشنایی با مدارس اهل سنت؛ مقالات
اصل مقاله

 رمز پویایی و تحول مدارس علوم دینی

 

بررسی و تحلیل جایگاه مذهب و فرهنگ در اتحاد و همبستگی ایرانیان، تکثر و تنوع قومی – مذهبی یکی از ویژگی‌های جمعیتی ایران است که خود سبب شکل‌گیری عوامل متعددی در واگرایی و همگرایی این اقوام نسبت به یکدیگر در کشور شده است.

 از آنجا که وحدت و یکپارچگی کشور مرهون همزیستی اقوام مختلف است و در این همزیستی نقش اصلی را علما دین ایفا می نمایند، پس باید در مرحله اول وحدت و یکپارچگی از مدارس علوم دینی شروع شود و مشکلات و انتظارات آنان شناسایی و برطرف گردد و طلاب شیعه و سنی از تجربیات همدیگر استفاده نمایند که این امر باعث می شود تا طلاب از امنیت فکری بیشتری برخوردار شوند و از طرفی باعث ارتقای سطح کمی و کیفی مدارس علوم دینی شیعه و سنی می گردد، بنابراین شناخت مشترکات دو طرف، به ویژه خصوصیاتی که سبب تسهیل همزیستی و همگرایی آنان می‌شود؛ همواره اساسی بوده و در جهت پیشبرد اهداف مقدس نظام و اتحاد و همبستگی ملی راه گشا خواهد بود.

در این راستا علما و مدارس علوم دینی به عنوان دو عامل مهم در همگرایی اقوام در کشور، جایگاه خاصی دارا هستند که می‌توان با تقویت و استفاده از نقش و جایگاه آنها در میان اقوام موجبات همبستگی و اتحاد  و امنیت ملی را فراهم ساخت و در جهت پیشبرد اهداف نظام  مقدس کشور عزیزمان به کار بست.

دنیای امروز با موضوع علم و دانش ترکیب شده است؛ ترکیبی که ضرورت‌ها و نیازهای خاص خود را به همراه دارد. تاثیرپذیری اعتقادها، ارزش‌ها و افکار، مبنای نگاه به تعلیم و تربیت است. بر اساس این شاخص‌هاست که روش‌ها و اهداف تفسیر می‌شود.

 زمینه پرورش استعدادها و خلاقیت‌ها ابتدا از محیط خانواده شکل می‌گیرد و آنگاه در روند مسائل آموزشی و تربیتی جامعه بارور و هدایت می‌شود.

بدون تردید راهی که فرد باید در آینده طی کند و انتظاری که جامعه از او دارد تحت تاثیر تعادل و پیوند میان خانواده‌ و نهادهای آموزشی شکل می‌گیرد.

مهم‌ترین رکن اجتماع که بیشترین تاثیر را در جامعه دارد، مدارس علوم دینی است.

مهم‌ترین وظیفه این نهادهای اجتماعی در مرحله اول، آموزش و تعلیم است؛ آموزشی که از یک طرف از جهل و بی‌سوادی جلوگیری کند و از جانب دیگر در تربیت نیروهای متخصص در جامعه فعالیت داشته باشد تا نیازهای اجتماع متناسب با رشد جمعیتی آن بررسی و پاسخ مناسب به آن داده شود.

براساس آمار موجود، اجتماع ما از جوان‌ترین جوامع است که بیشتر نیروی آموزش‌پذیر آن را جوانان تشکیل می‌دهند.

اگر از سرمایه انسانی به درستی استفاده نشود، بدترین نوع استهلاک ایجاد خواهد شد. برخلاف سرمایه‌های فیزیکی که هر چه بیشتر مورد استفاده قرار گیرند، زودتر مستهلک می‌شوند، بهترین بهره‌وری برای استفاده از سرمایه‌های انسانی به کارگیری آنان در حیطه دانش‌ها و مهارت‌هایی است که آموخته‌اند.

در نتیجه از طریق موارد زیر فعالیت و حیات این مدارس شکل پویاتر و متحولی به خود می‌گیرد.

1- توسعه فرهنگ مشارکتی و تداوم آن به گونه‌ای که طلاب و خانواده‌ها شناخت بیشتری نسبت به فعالیت‌های آموزشی در مدارس علوم دینی پیدا کنند.

2- تدوین و انتشار نشریه‌ای که بتواند پل ارتباطی استادان و طلاب، مدیران و جامعه در جهت اهداف تربیتی و آموزش این مدارس باشد. (که ان شا الله "نشریه مدارس علوم دینی اهل سنت" این کمبود را بر طرف می نماید).

3- راهکاری باید اتخاذ شود تا اهمیت و نقش مسائل تربیتی همپای مسائل آموزشی مطرح شود.

4- ایجاد وحدت رویه بین مدارس اهل سنت و تشیع در هر مقطع و در هر منطقه آموزشی، در برنامه‌های تربیتی و آموزشی این هماهنگی لازم است.

5- بازیابی و بازشناسی فعالیت‌های صورت گرفته در طول هر سال تحصیلی توسط کارشناسان و معاونت امور مشارکت‌ها که در این ارزیابی مدارس موفق، طرح‌ها و اندیشه‌های برتر شناخته و معرفی می‌شود.

6- نظارت دقیق بر فعالیت‌های مدارس علوم دینی، چه بسا مجوز فعالیتی صادر شده باشد، طلبه ها نیز جذب واحد آموزشی شده باشند، اما شیوه جذب و نحوه فعالیت به گونه‌ای است که اهداف تربیتی و آموزشی را زیر سوال می‌برد.

7- اکثر مدارس علوم دینی محیط آموزشی‌شان، منازل مسکونی است، ( همچون برخی از مدارس خواهران ) طرحی باید اندیشیده شود که با کمک‌ها و اعتبارات مالی، مدارس بتوانند توسعه کمی پیدا کنند و استاندارد آموزشی مورد نیاز را لااقل در اختیار داشته باشند.

8- اکثر اساتید جذب شده در مدارس، شناخت کافی و روشنی از رشته تدریس‌ خود ندارند. باید شورای مدیریت همانند آموزش و پرورش در انتخاب استادان نقش داشته باشد حداقل یک آزمون ورودی در رابطه با رشته مورد تدریس گرفته شود تا مدیریت و استادی در مدارس علوم دینی از نقش موروثی خارج شود !

9- هر طرح و برنامه‌ای که به سود مراجعین به مدارس علوم دینی است، باید اطلاع‌رسانی شود تا مشمولان این طرح اطلاع کافی از آن داشته باشند.

10- غنی‌سازی تجهیزات و امکانات آموزشی در مدارس علوم دینی؛ از جمله کتابخانه‌های تخصصی و رایانه از ملزومات اولیه آموزش است، همکاری دفاتر مشارکت‌های شورای مدیریت در این خصوص می‌تواند کمک موثر کند.

11- معنا و مفهوم پیدا کردن رقابت بین مدارس علوم دینی، این رقابت در قالب فعالیت‌های مثبت، شرکت در جشنواره‌های و انجمن‌های علمی می‌تواند نمود پیدا کند.

12- بهتر است بستری فراهم شود که طلاب نیازمند، اما مستعد که در هر مقطع تحصیلی وجود دارند، به شکلی مورد حمایت قرار گیرند تا مشکل مالی مانع پیشرفتش نشود.

13- این تفکر باید توسط متولیان این مجموعه آموزشی، مد نظر قرار گیرد که تفهیم نمایند بین این مدارس و مدارس دولتی تفاوت زیربنایی وجود ندارد، آنچه هست یک مقوله آموزشی و تربیتی است، اگر چه نحوه اجرا متفاوت است. امید است هر فعالیتی که در تعلیم و تربیت صورت می‌پذیرد، نگاهی به افق آینده باشد و بتواند دورنمای تحولات فکری علمی را رقم بزند.

آمار
تعداد مشاهده مقاله: 359
تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 58
ارسال نظر در مورد این مقاله

شماره‌های پیشین مجله

MDB2 Error: unknown error