یکشنبه
خرداد 23
 
  • افزایش اندازه متن
  • اندازه متن پیش فرض
  • کاهش اندازه متن

ویژه گی های اخلاقی رسول خدا (ص)

مقاله 3، دوره 3، شماره 12، زمستان 1391، صفحه 6-7 XML اصل مقاله (249 K)
نوع مقاله: مقالات
نویسندگان
رسول جعفریان
چکیده
در میان ویژگی‌های رسول خدا (ص‌) هیچ چیزی مهمتر از اخلاق آن حضرت وجود ندارد. این ویژگی ‌همان چیزی است که خداوند، رسولش را به آن ستوده و فرموده است‌.
موضوعات
مقالات
اصل مقاله

ویژه گی های اخلاقی رسول خدا (ص)

 

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد          دل رمیده ما را انیس و مونس شد

 

رسول جعفریان

 

خلق و خو

در میان ویژگی‌های رسول خدا (ص‌) هیچ چیزی مهمتر از اخلاق آن حضرت وجود ندارد. این ویژگی ‌همان چیزی است که خداوند، رسولش را به آن ستوده و فرموده است‌: «انک لعلی خلق عظیم»‌، تو بهترین خلق و خو را داری‌. و خود رسول (ص‌) هم فرموده است که برای احیای مکارم اخلاقی مبعوث گشته است «انما بعثت لاتمم صالحا لاخلاق‌». و تازه مسلمانان هم وقتی وصف آن حضرت را برای دیگران می‌گفتند، مهم‌ترین ویژگی دعوتش را همین می‌دانستند که‌: «و یأمر بمکارم الاخلاق‌».

 مفروق نامی هم وقتی مسلمان شده و با محتوای دعوت آن حضرت آشنا شد، خطاب به رسول گفت‌: ای برادر قریشی‌! تو مردم را به «مکارم الاخلاق و محاسن الاعمال‌» دعوت می‌کنی‌. حضرت‌ بعدها هم در آموزه‌های خود روی اخلاق تکیه زیادی داشت و می‌فرمود: خداوند کریم است‌، کرامت و ارزش های اخلاقی را دوست دارد و از انجام کارهای حقیر و زشت کراهت دارد.

 

برخورد با خشک مقدسی

یک جنبه مهم تاریخ زندگی پیامبر(ص‌) رعایت دقیق قوانین الهی و وحیانی است‌. پیامبر تابع قرآن ‌است و به هیچ روی مجاز به تخطی از آنها نیست‌. در این باره‌، بسان قرآن‌، از افراط و تفریط بیزار است و تلاش می‌کند، همان گونه که به او دستور داده شده تا مستقیم حرکت کند «و استقم کما امرت‌» همین رویه را میان مردم هم ترویج کند. حضرت می‌کوشد تا احکام را به مردم یاد بدهد و حدود دین و احکام شرعی را مشخص کند. در این ‌میان‌، یک اصل مهم‌، تفهیم این نکته به مردم است که دین را باید از خدا و رسول بگیرند و حلال و حرام را بر اساس قرآن و سنت بشناسند.

در خود قرآن‌، از یهود به خاطر این که بی‌دلیل برخی از حلال ها را حرام‌کرده‌اند، چندین بار، گله شده است‌. قرآن و رسول و بزرگان دین‌، به همان اندازه که از لاابالی‌گری متنفرند از خشک مقدسی که ناشی از ضعف قوه عقلانی و تمسک به ظواهر است‌، هم بیزارند.

 

نظافت شخصی و عطر زدن

پیامبر (ص‌) زندگی اجتماعی و فردی خود را در شکل معمول و حتی خوب آن شکل می‌داد. لباس‌سفید می‌پوشید، عطر می‌زد، موهای سر را شانه می‌کرد و مرتب دندان‌هایش را مسواک می‌کرد. در میان این مسائل‌، عطر زدن برای آن حضرت یک اصل بود. در روایت هست که در خانه پیامبر، محلی‌بود که پیامبر همیشه از آنجا خود را عطر می‌زده است‌.

شخصی روایت می‌کند که من بچه بودم نزد پیامبر (ص‌) می‌آمدیم‌، سر ما را مسح می‌کرد. من وقتی‌ دست پیامبر روی سرم کشیده شد چنان بوی معطری احساس کردم که تا حال فراموش نکرده‌ام‌. و ادامه می‌دهد: این قدر بوی عطر زیاد بود که گویی از کنار مغازه عطاری رد شده بودم‌. کسی هم اگر عطر تعارفی برای پیغمبر می‌برد حضرت هیچ وقت آن را رد نمی‌کرد. نیز نوشته‌اند که رسول خدا (ص‌) به بوی خوشش شناخته می‌شد “کان رسول الله یعرف بریح الطیب”.

نوع غذا خوردن او هم در همان حد معمول بود، روی زمین می‌نشست و غذا می‌خورد “کان رسول الله یجلس علی الارض و یأکل علی الارض”

 

 پیامبر و شوخ طبعی

 پیامبر (ص‌) فردی شوخ طبع بود و هیچ حالت خشم و عصبانیت در او دیده نشد. در حدیث آمده است‌: کان بالنبی دعابة‌، یعنی مزاحا. اما این تبسم به معنای قهقهه زدن نبوده، بلکه فقط متبسم بود “ما رأیت النبی‌ ضاحکا ما کان الا یتبسم‌“. این شوخ طبعی هم خود او را سرحال نگاه می‌داشت و هم مردم را آرام و راضی نگاه می‌داشت‌. آن حضرت به دیگران هم فرصت شوخ طبعی می‌داد، چنان که یک اعرابی هدیه آورده بود، بعد که پیامبر استفاده کرد، آمد و پولش را می خواست و می‌گفت‌: پول هدیه ما را بدهید. بعدها هر وقت پیامبر دلگیر می‌شد، می‌فرمود این اعرابی کجاست بیاید و ما را از گرفتگی در آورد. البته پیغمبر از شوخی بی‌مورد خوشش نمی‌آمد.

 

عبادت حضرت

عبادت حضرت هم استثنایی بود. نماز شب که بر پیغمبر واجب بوده و خدا از او خواست که «نِصْفه اوانقص منه الا قلیلا» که نیمی از شب یا اندکی کمتر از آن را قرآن و نماز بخواند. خداوند در قرآن می‌فرماید: «ان ربک یعلم أنک تقوم ‌ادنی من ثلثی اللیل و نصفه و ثلثه و طائفة من الذین معک» (مزمّل 20).

در یکی از جنگ ها که همه خوابیده بودند، اما پیغمبر مشغول عبادت بود “لقد رأیتنا و ما فینا قائم الا رسول الله ص تحت الشجره یصلّی و یبکی حتی اصبح‌“. در میان ما تنها کسی که ایستاده و زیر یک درخت نماز می‌خواند و تا صبح گریه می‌کرد، پیامبر بود. ابوذر هم که خود آیتی در زهد و عبادت بود می‌گوید: “صلیت مع النبی فی بعض اللیل فقام یصلی فقمت معه حتی ‌جعلت اضرب رأسی الجُدُرات من طول صلاته‌“. یک شبی با آن حضرت نماز می‌خواندم‌، آن قدر ایستاد و نماز خواند که ‌من خسته شده سرم را به دیوار گذاشتم‌. همین نماز شب بود که پیامبر را به مقام محمود، یعنی مقام شفاعت رساند و این سفارش حق تعالی بودکه‌: “ و من اللیل فتهجد به نافلة لک عسی أن یبعثک ربک مقاما محمودا” نافله شب را به جای آر باشد که خداوند تو را به مقام محمود برساند.

 

پیامبر رحمت

خداوند در قرآن می‌فرماید: “و ما أرسلناک الا رحمه للعالمین”‌. پیامبر رحمت بدین معناست که آن‌ حضرت هیچ گاه از مردم خشمگین نمی‌شد، به ویژه در اموری که مربوط به آموزش دین به آنان بود. در نقل ها دارد که “فکان لایبغضه شی‌ء و لایستفزه”‌. و دارد که “کان اوسع الناس صدرا”. و نیز دارد که “قد وسع ‌الناس منه بَسْطه و خُلْقه فصار لهم أبا”. همه این عبارات به معنای آن است که حضرت سعه صدر کامل برای دریافت سخنان مردم داشت و سر فرصت به هدایت آنان می‌پرداخت‌. پیامبر رحمت بدان معنا بود که بت پرستان را هم که آزارش می‌دادند نفرین نمی‌کرد و می‌فرمود: “خداوندا! قوم مرا هدایت کن”‌. وقتی به حضرت گفتند مشرکین را نفرین کنید، حضرت فرمود: “انی لم‌أُبْعَث‌ لعّانا و انما بُعِثْت رحمه”.

تأثیر پیامبر تنها در مسلمانان نبوده و نیست‌. بعثت حضرت ختمی مرتبت‌، برای همه عالم رحمت بوده ‌و این رحمت همچنان مستدام است‌. مردم‌داری برای هر قشری به گونه‌ای خاص معنا دارد برای یک رهبر، برای یک خطیب‌، برای یک امام ‌جماعت مسجد یا کاسب‌، رفتارهای خاصی می‌تواند سبب جذب مردم شود. پیامبر حتی در عبادت هم مردم را خسته نمی‌کرد. شنیده نشده است که پیامبر نماز جماعتش طولانی باشد. البته از این که کسی هم تندتند نماز بخواند بدش می‌آمد و تذکر می‌داد.

درباره حضرت دارد که‌: “یکثر الذکر، یقل‌ّ اللعن‌، یطیلالصلاه، یقصر الخطبه و کان لایأنف و لایستکبر. یمشی مع الارمله والمسکین فیقضی له حاجته‌“. فراوان‌ یاد خدا می‌کرد، لعنت کمتر می‌کرد، نمازش را با آرامش می‌خواند، خطبه نمازش کوتاه بود، تکبر نداشت‌، با فقرا و یتیمان می‌نشست و نیاز آنها را برآورده می‌کرد. در همین حال‌، انتظار احترام هم از مردم نداشت‌. خدا البته از مردم می‌خواست حرمت پیامبر را نگهدارند. اما خود پیامبر پایبند احترامات رسمی نبود. از این که کسی جلوی پایش بلند شود، کراهت‌ داشت‌. این خودش محبت بیشتری در مردم ایجاد کرده بود. در نقلی دارد: “انه لم یکن شخص أحب الیهم‌ من رسول الله (ص‌) فکانوا اذا رأوه لم‌یقوموا الیه لما یعرفون من کراهیته له”‌. هیچ کس برای مردم دوست‌داشتنی‌تر از پیامبر (ص‌) نبود، با این حال‌، می‌دانستند که او خوش ندارد کسی جلویش بلند شود، و آنها بلند نمی‌شدند. یک نمونه جالب از مردم‌داری همین است که وقتی نماز می‌خواند و صدای گریه بچه‌ای می‌آمد، سوره‌های کوچک را می‌خواند تا نماز تمام شود.

 

 

آمار
تعداد مشاهده مقاله: 342
تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 333
ارسال نظر در مورد این مقاله

شماره‌های پیشین مجله

MDB2 Error: unknown error