یکشنبه
خرداد 23
 
  • افزایش اندازه متن
  • اندازه متن پیش فرض
  • کاهش اندازه متن

راهکارهای وحدت جهان اسلام از دیدگاه امام خمینی و سیدجمال الدین (قسمت اول)

مقاله 14، دوره 3، 1 (ویژه ائمه جمعه)، تابستان 1391، صفحه 30-33 XML اصل مقاله (481 K)
نوع مقاله: مقالات
نویسندگان
احمد سعادتی
موضوعات
امام (ره ) و رهبری؛ مقالات
اصل مقاله

در زمینه همگرایی و وحدت جهان اسلام، عناوین متعددی قابل بحث و تأمل است. عوامل همگرایی، موانع وحدت و همگرایی، زمینه ها و محورهای وحدت و... از آن جمله اند. از جمله عناوین مهمی که محل تأمل بیشتر است و کارایی مؤثرتری نیز دارد، راهکارهای همگرایی است. در این گفتار به طور فشرده دیدگاههای دو وحدت گرای برجسته اسلامی را در مورد راهکارهای وحدت و همگرایی، بازخوانی می کنیم: سیدجمال الدین بنیانگذار این حرکت و جریان محسوب می شود و عمر پر برکتی را در این زمینه صرف کرده و نظام اندیشه خود را در این باب شکل بخشیده است. رهبر فقید انقلاب اسلامی نیز بزرگ ترین انقلاب اسلامی را در جهان به ثمر نشانده و آن نظام وحدت گرا را با حرکت الهی و اسلامی خود به منصه ظهور و تحقق رسانده است.

 راهـکارهــای وحــدت از دیــدگاه

 سیدجمال الدین

سیدجمال الدین بدون شک از پیشگامان و منادیان همگرایی جهان اسلام، بلکه بنیانگذار آن محسوب می شود، چنان که رشید رضا در مجله المنار، ذیل عنوان «بحث فی المؤتمرالاسلامی» می نویسد:

اول صوت سمعناه فی هذا العصر یدعوالمسلمین الی التعارف والاتحاد والتعاون فی الرأی والسعی علی تدارک ماحل بالمسلمین من الرزایا الاجتماعیة... هو صوت الحکمین جمال الدین والشیخ محمد عبده رحمهما الله تعالی.[1]

نخستین فریادی که در این عصر مسلمانان را به شناخت یکدیگر و اتحاد و همکاری در رأی و کوشش برای جبران آنچه بر مسلمانان عارض شده از گرفتاریهای اجتماعی، دعوت می کرد، فریاد دو دانشمند مبارز، سیدجمال الدین و شیخ محمد عبده بود، رحمت خدای بزرگ بر آن دو باد.

او یکی از نخستین کسانی است که راه چاره نابسامانی های ممالک و کشورهای اسلامی را در اتحاد و همبستگی جهان اسلام در برابر استعمارگران می دانست و در این راه به تلاش و کوشش بسیار دست زد. خود در این باره می فرماید:

فالشرق الشرق، فخصصت جهاز دماغی لتشخیص دائه، وتحری دوائه، فوجدت أقتل ادوائه داء انقسام اهله، وتشتت آرائهم واختلافهم علی الاتحاد واتحادهم علی الاختلاف، فعملت علی توحید کلمتهم وتنبیههم الخطر الغربی المحدق بهم.[2]

سازمان مغز و اندیشه خود را به تشخیص درد اصلی شرق و جست وجوی درمان آن اختصاص دادم. دریافتم که کشنده ترین درد شرق، جدایی افراد آن از یکدیگر و پراکندگی اندیشه های آنان و اختلافشان بر سر اتحاد و اتحادشان در اختلاف است. پس در راه وحدت عقیده و بیدار کردن آنان در برابر خطر غربی که ایشان را فراگرفته دست به عمل زدم.

اکنون ببینیم دستاورد این درمان و تلاش چیست. سید راهکارهای بسیاری ارائه کرد و گامهای عملی مؤثری نیز برداشت، که در ذیل به مهم ترین آنها اشاره می گردد.

 1. آگاهی بخشی مسلمانان از طریق انتشار نشریات

یکی از دردهای جهان اسلام به نظر سید جمال، از یک طرف درد غفلت و بی خبری خودی است و از طرف دیگر هوشیاری و توطئه برنامه ریزی شده و هماهنگ استعمارگران و دشمنان اسلام؛ اما برای اینکه جوامع اسلامی دست از تفرقه و اختلاف بردارند و به همبستگی و شکوفایی ممالکشان بیندیشند، باید این مسئله به درستی به آنها تفهیم گردد. مطبوعات و انتشار نشریه به نظر سید یکی از راهکارهای مؤثر در این زمینه بوده است. وی در این زمینه می نویسد:

هر امتی را باید علی الدوام از برای صیانت اخلاق و حفاظت ملکات و راهنمایی به سوی سعادت منبهی از غفلت و صائنی از هبوط و سایقی به سوی فضائل و قائدی به جانب کمالات... باشد.. ـ هیچ چیزی دارای این همه اوصاف نیست ـ مگر جراید و اخبارنامه های یومیه.[3]

بنابراین، باید هر ملتی که خواهان وحدت و همگرایی، دوری و پرهیز از تفرقه، هلاکت و بدبختی است و جویای مدنیت و رفاه اجتماعی می باشد، نویسندگان و فرهیختگان آن جامعه باید به انتشار نشریات بپردازند و مضرات آنچه را در جامعه مهلک است بیان نمایند و به روشنگری در جوامع اسلامی بپردازند. از این رو، سید خود به این مهم همت گماشت. در افغانستان برای اولین بار انتشار نشریه شمس النهار به پیشنهاد سید و به دستور و اجرای امیر شیرعلی خان تحقق یافت.[4]

سیدجمال الدین برای بیداری مسلمانان در افغانستان در سال 1290ق/1873م به امیر شیر علی خان پیشنهاد راه اندازی یک نشریه را داد و امیر نیز موافقت نمود و در همین سال نشریه ای به نام شمس النهار خواسته سید را جامه عمل پوشاند. برای نخستین بار مردم افغانستان با خواندن این نشریه با دگرگونی ها و پیشرفت و ترقی سایر کشورها آشنا شدند. گرچه نام مدیر این نشریه در تاریخ ثبت نشده است، اما مطالب آن نشان می دهد که ادیبی وطن دوست و مصلح بوده که از عقب ماندگی کشور رنج می برده است. البته از افرادی به نام میرزا عبدالعلی خان و قاضی عبدالقادر به عنوان «مدیر» و مانند آن، در شمس النهار سخن به میان آمده است.[5]

رویکرد اصلاحی این نشریه و اندیشه های تجددگرایی آن از افکار سیدجمال الدین نشأت می گرفت. حتی گفته می شود که سید خود مفکوره آزادی خواهی و اصلاحی خویش را از طریق نوشتار و انتشار شمس النهار برای مردم ابراز می نمود. [6]

طبق این قول، سید خود مستقیماً در انتشار افکار تجددگرایی این نشریه نقش داشته است. اما آنچه قابل انکار و تردید نیست برنامه های اصلاحی است که سید آن را تنظیم نموده و به شیرعلی خان تسلیم کرده بود. بر اساس نقل کتب تاریخی و مقاله غلام جیرانی در مجله کابل و نیز مقاله سید قاسم رشتیا، برنامه اصلاحی که سید به امیر شیرعلی خان پیشنهاد نمود عبارت بود از:

اعلان استقلال سیاسی؛ اصلاح امور دربار؛ تشکیل کابینه وزرا؛ تنظیم سپاه؛ ایجاد مکتب های لشکری و کشوری؛ توجه به زبان ملی پشتو؛ تبدیل القاب و عناوین صاحب منصبان لشکری و کشوری از زبان بیگانه به زبان افغانی؛ تأسیس روزنامه؛ تأسیس شفاخانه، بیطارخانه(دامپزشکی) و پست خانه؛ احداث مسافرخانه در طول راههای مسافرت؛ احداث شهر جدید شیر پور( تعمیر شهر عصری)؛ ایجاد کاروان سرا.[7]

سیدجمال الدین در حیدرآباد هندوستان نیز نشریه ای به نام معلم شفیق با همکاری محب حسین انتشار داد که مقالات فارسی آن را خود می نوشت و مقالات زبان اردو را بر عهده مدیران دیگر قرار داده بود.[8] وی همچنین روزنامه دیگری به نام حبل المتین با تشویق سیدجلال الدین کاشانی (مؤید الاسلام) تأسیس نمود.[9] در سال1309ق نیز نشریه ضیاء الخافقین را به دو زبان عربی و انگلیسی در لندن دایر کرد که با همکاری میرزا ملکم خان به طور ماهانه منتشر می شد.[10]

در مصر نیز سید و همکاران و مریدان او به انتشار نشریات متعددی پرداختند و بسیاری از نویسندگان و روزنامه نگاران مصری در تنویر افکار عمومی و بیداری اذهان مردمی مرید او بودند.[11] « به تشویق او بود که سلیم النقاش و ادیب اسحاق مجله مصر و روزنامه التجارة و روزنامه مصرالفئات و سلیم عنحوری روزنامه مرآة الشرق را به دو زبان فرانسه و عربی منتشر کردند.»[12] ماهنامه ابونظارة نیز به تشویق و همکاری سیدجمال الدین توسط یک مصری به نام جمیس سانوا ایجاد شد و انتشار یافت.[13]

از قدم های مؤثر سید در این زمینه انتشار نشریه عروة الوثقی است. سید از هند با وعده پشتیبانی عده ای از مسلمانان روشنفکر آن سامان، عازم اروپا شد و با انتشار مجله عروة الوثقی، اصول اصلاحی خویش، به ویژه اتحاد اسلامی را، دنبال کرد.[14] هر چند سید، همزمان با انتشار این مجله، مقالاتی در سایر روزنامه ها می نوشت و همچنین با سخنرانی و دیدارها و گفت وگوها بر اتحاد اسلامی پای می فشرد، ولی مهم ترین منبع مربوط به آرمان اتحاد اسلامی و دیدگاهها و پیشنهاداها و ارائه راهکارهای وی درباره اتحاد، مجله عروة الوثقی است. استاد محیط طباطبایی می نویسد:

این مقالات، در عین حال که آمیخته از روح مذهبی و عرفانی و سیاسی در هم بود، گویی مواد و اصول طراحی را که سید برای اتحاد اسلام طرح کرده بود، تشریح و تجزیه و تطبیق می کرد.[15]

گفته می شود انتشار این مجله، گامی بس بزرگ در راه تفاهم و اتحاد مسلمانان بود و خود نیز از پیامدهای همبستگی مسلمانان به شمار می آمد، زیرا مخارج آن به وسیله مسلمانان تشکیلات عروه، در مصر، هند و... تأمین می شد.[16] در نخستین مقاله مجله، سید با اشاره به این همکاری ها و تصمیم مشترک مسلمانان خیرخواه، به ویژه مسلمانان هند و مصر، هدف بزرگ خود را ایجاد رابطه ای محکم و استوار بین مسلمان دردمند و عدالت خواه می داند.[17] سراسر مقالات عروة الوثقی، مشحون از دعوت به اتحاد جهان اسلام است و چندین مقاله مستقل نیز به این مهم اختصاص یافته است.[18]

از مهم ترین راهکارهای سید در جهت روشنگری و آگاهی بخشی مسلمانان، تشویق دوستان، مریدان و ارادتمندان خود به تألیف، ترجمه و نشر کتب و رسائلی بود که با مطالعه آنها مردم به بیداری دست یابند.[19] سید علاوه بر انتشار نشریات متعدد با همکاری دوستان و ارادتمندان، به نشر دیدگاههای خود در سایر مجلات و نشریات اقدام می نمود و از هر فرصتی در این زمینه استفاده بهینه می کرد. وی در زمان اقامتش در فرانسه با تعدادی از روزنامه نگاران و مدیران و سردبیران روزنامه های فرانسوی آشنا شد و برای آنها مقاله می نوشت و آنها نیز ستونی برای نشر آرای وی اختصاص داده بودند که گاهی مقالات عربی سید را به فرانسه ترجمه می کردند و منتشر می ساختند.[20]

 2. ایجاد حکومت واحد اسلامی

یکی از راهکارهای آرمانی سید، ایجاد حکومت واحد اسلامی بود.[21] وی خواهان جامعه ای بود که وحدت بر آن حاکم باشد، اختلافات نژادی، زبانی، منطقه ای و فرقه ای بر اخوت اسلامی فائق نگردد و مردم مسلمان امتی باشند آگاه و عالم به زمان و آشنا به فنون و صنعت عصر و آزاد از هرگونه قید استعمار و استبداد. نمونه ای که سید برای این نوع حکومت در نظر داشت، دولت اسلامی در صدر اسلام و حکومت واحد رسول خدا(ص) بود.

بدین منظور سید خلافت عثمانی را که مرکزیت حکومت اسلامی در آن زمان بود می ستود و بر تقویت بنیه های آن می کوشید. ایشان در یکی از نوشته های خود به سلطان عثمانی می نویسد:

اگر خدای نخواسته بر دولت علیه عثمانی چشم زخمی برسد، نه مکه را قراری و نه مدینه منوره وقاری، بلکه نه از اسلام اسمی و نه از دین رسمی خواهد ماند و بعد از آن نه صوت اذانی خواهند شنید و نه قرآنی خواهند دید، مانند یهود بخارا خار و چون گوسفندان بی صاحب شکار گرگ ستمکار خواهند شد.[22]

این پیش بینی سید به درستی جامه عمل پوشید و پس از فروپاشی خلافت عثمانی، حتی در مرکز خلافت با مظاهر، نمادها و ضروریات اسلامی به بهانه تعارض با اصول لائیسم، مخالفت شد.

 راهکارهای وحدت از دیدگاه امام خمینی(ره)

یکی از تأثیرگذارترین رهبران وحدت طلب و پیشوایان اصلاح گرای معاصر، امام خمینی(ره) رهبر کبیر انقلاب اسلامی است. او نیز همچون سیدجمال الدین بنیانگذار حرکت اصلاحی و وحدت طلبی، از برجسته ترین منادیان همبستگی و انسجام اسلامی به شمار می رود. اندیشه های این مرد بزرگ الهی در مرحله نظر باقی نمانده، بلکه غالباً جامه عمل پوشیده است. در زمینه وحدت نیز راهکارهای اساسی و کاربردی برای تحقق این هدف بزرگ ارائه نموده است که در ذیل به مهم ترین آنها اشاره می گردد.

 1. رهبری واحد

برای وحدت یک جامعه، رهبری واحد و اطاعت و پیروی از او، سخن نخست است. یعنی قبل از هر راهکار دیگر و انجام فعالیت در مسیر همبستگی، شناسایی یک رهبر واحد، گرد آمدن در کنار او و حرف شنوی از اوامر و دستورهای وی، از اهم راهکارهای وحدت به شمار می رود. این مسئله در دین امری پذیرفته شده و حتی مورد تأکید است. رسول خدا(ص) می فرمایند:

إسمعوا و أطیعوا لمن ولاه الله الأمر، فإنه نظام الإسلام.[23]

از حاکمان الهی اطاعت کنید و گوش به فرمان باشید، زیرا اطاعت از رهبری مایه «وحدت امت اسلام» است.

امام(ره) خود یک رهبر استثنایی و کاریزماتیک در این زمینه بود که محور وحدت و همبستگی جامعه اسلامی ایران گردید و انقلاب شکوهمندش را به ثمر نشاند. نقش رهبری واحد در اینجا جای هیچ حرف و حدیثی را باقی نمی گذارد. چنان که مقام معظم رهبری می فرماید: «این انقلاب در دنیا بدون نام امام خمینی(ره) شناخته شده نیست.»

حضرت امام(ره) خود در زمینه رهبری واحد نیز بسیار مصر بود. ایشان تلاش بسیار زیادی در جهت انتقال مرحوم آیت الله بروجردی(ره) به قم و مرجعیت ایشان انجام دادند و نقش ایشان در جهت ایجاد رهبریت واحد در حوزه قم پس از رحلت مرحوم آیت الله حائری(ره) مورد اعتراف همه کسانی که در آن عصر در حوزه قم می زیسته اند، بوده است.[24]

همچنین امام در نجف اشرف کوشش بلیغی در جهت حفظ شأن و مرتبه حضرت آیت الله حکیم انجام می دهند و از هرگونه عملی که کوچک ترین اثری در جهت تضعیف ریاست عامه ایشان داشته باشد خودداری می‌کنند. مثلاً وقتی برای اولین بار کتاب تحریر الوسیله ایشان، در نجف به چاپ می‌رسد، امام متوجه می شوند بر روی جلد این کتاب عبارت «زعیم الحوزات العلمیة» نقش بسته است. لذا بلافاصله دستور می دهند این عبارت پاک شود و می گویند: «و الا کلیه این کتابها را به دجله می ریزم.» اصرار یاران ایشان به جایی نمی رسد و بالاخره با مشکلات بسیاری این عبارت را پاک می کنند.[25]

امروزه اگر رهبری واحد سیاسی در تمام ممالک و جوامع اسلامی به خاطر تفکیک و تقسیم جغرافیایی ممکن نیست، دو راه حل دیگر وجود دارد:

1. همه کشورها و جوامع اسلامی، شورایی متشکل از دانشمندان، فقها و مفتیان اعظمی که با اندیشه تقریبی هستند، تشکیل دهند و این شورا برای تقریب و همبستگی جوامع اسلامی بکوشد و در مسائل بزرگ و مبتلابه، فتوای دینی و مذهبی که متناسب با مصالح امت اسلامی است صادر کند.

2. جوامع اسلامی ـ همچون سران کشورها که گاهی جلسه دارند ـ به صورت اصولی و اساسی شورایی تشکیل دهند و اعضای این شورا در مسائل مهم بین المللی و منطقه ای به شور و مشورت بپردازند و در سیاست خارجی شان موضع مشترک و واحدی اتخاذ کنند.

 2. شناسایی کانون فساد و منشأ اختلاف

یکی از دقت ها و موشکافی های حضرت امام(ره) در باب راهکارهای وحدت، شناسایی کانون فساد و منشأ اختلاف است. از دیدگاه ایشان می توان استفاده کرد که ما نباید خود را درگیر مسائل ظاهری و سطحی اختلافها کنیم، باید ریشه های اصلی را پیدا کنیم و بخشکانیم. ایشان با هرگونه حرکتی که باعث انحراف افکار ملت از مجرم اصلی شود به مقابله برمی خیزند و به روشنگری و ارائه مسیر صحیح مبارزه می پردازند. نمونه های فراوانی از عملکرد امام نشان می دهد که به جای پرداختن به امور سطحی و اصلاح انحراف های ظاهری، به اصل و منشأ آنها هجوم می برد. مثلاً هنگام طرح کتاب شهید جاوید در مجامع علمی و طرفداری عده ای از محتوای کتاب و مخالفت برخی دیگر، می فرمایند:

قضیه مرحوم شمس آبادی شما خیال کردید یک چیز عادی بود این همه جز همانها بود که با طریق های مختلف اینها می آمدند و درست می کردند. یک وقت شهید جاوید را پیش می آوردند، از این طرف و از آن طرف و یک ماه محرم و صفر و بیشتر منبرها همه خرج این می شد که شهید جاوید چی. از این طرف یک دسته ای تایید از آن طرف یک دسته ای تکذیب. یک قدری که این سست می شد، باز یک چیز دیگری درست می کردند. مرحوم شمس آبادی هم از این امور بود که شاید هم خودشان این کار را کردند (من نمی دانم) که یکی کسی را بکشند و صدا دربیاورند یک دسته از آن طرف و یک دسته از این طرف و بساط درست کنند و یک قدری که این کمتر می شد آن وقت یک کس دیگر را به میدان می آوردند که این کتابهایش چطور است. او می گفت کافر است، این می گفت مسلمان است. آن دیگری می گفت کافری است از ابوجهل بدتر. اما نقشه توی کار است. آنهایی که اینها را درست می کنند نه به اسلام عقیده دارند و نه به روحانیت عقیده دارند و نه به هیچ چیز.[26]

مبارزات حضرت امام(ره) با شاه فاسد و نقشه های اختلاف بر انگیز او، نیز بر همین مبنا استوار بود. مبارزه با ابر قدرتهایی مثل آمریکا که همواره به اختلاف و تفرقه در جوامع اسلامی دامن می زنند نیز از همین قبیل بود.

 پی‌نوشت:

1. رک: واثقی، صدر، سیدجمال الدین حسینی پایه گذار نهضتهای اسلامی، تهران: شرکت سهامی انتشار، 1348، ص112 به نقل از مجله المنار، جزء2، ص131.

2. سیدجمال الدین، محمد عبده، العروة الوثقی، بیروت: دار الکتب العربی، مقدمه، ص 13؛ حسینی طباطبایی، مصطفی، شیخ محمّد عبده مصلح بزرگ مصر، تهران: انتشارات قلم، ص 38.

3. سیدجمال الدین، مقالات جمالیه، کوشش ابوالحسن جمالی، تهران: طلوع آزادی، 1355، ص7.

4. واثقی، صدر، پیشین، ص44.

5. آهنگ، محمدکاظم، سیر ژورنالیزم در افغانستان، ج1، کابل: انجمن تاریخ و ادب افغانستان اکادمی، 1349، ص 6ـ5 و 71ـ70؛ غبار، غلام محمد، افغانستان در مسیر تاریخ، تهران: انتشارات جمهوری،1374، ج 2، ص 954.

6. آهنگ، پیشین، ص70.

7. مجله کابل ( مقاله جیرانی) سال اول، شماره2، ص 35 و مجله کابل ( قاسم رشتیا) سال9، شماره 10، ص 18 به نقل از : خط سوم ش3ـ4 ص 68.

8. محیط طباطبایی، محمد، نقش سیدجمال الدین اسدآبادی در بیداری مشرق زمین، قم: دفتر تبلیغات اسلامی، ص 62.

9. طباطبایی، پیشین، ص39.

10. رئیس کرمی، سید علی، سیدجمال الدین اسدآبادی و همبستگی جهان اسلام، زاهدان: نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در امور اهل سنت سیستان و بلوچستان، معاونت سیاسی و اجتماعی، 1382، ص131.

11. عنایت، حمید، سیری در اندیشه سیاسی عرب، تهران: امیر کبیر1385، ص83.

12. عنایت، پیشین.

13. رئیس کرمی، سیدعلی، پیشین، ص132.

14. محیط طباطبایی، محمد، پیشین، ص 98.

15. پیشین، ص99.

16. احمد امین، زعماء الاصلاح فی عصر الحدیث، بیروت: دارالکتب العربی، ص 82.

17. سیدجمال الدین، العروة الوثقی، با مقدمه خسرو شاهی، ص80.

18. پیشین، صص67,73,79,106,110.

19. محیط طباطبایی، پیشین، ص38.

20. عنایت، حمید، همان، ص103.

21. احمد امین، زعماء الاصلاح، ص84؛ سیدجمال الدین، العروة الوثقی، مقدمه، 29.

22. سیدجمال الدین الحسینی، نامه ها و اسناد سیاسی ـ تاریخی، اعداد و تقدیم سیدهادی خسروشاهی، قاهره: مکتبة الشروق الدولیة، 1423/2002.

23. امالی مفید، ج1، ص 14، مجلس 2، حدیث 2.

23. بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی، ج 1، ص 99.

25. پا به پای آفتاب، ج 4، ص 43.

26. صحیفه امام، ج 8، ص 460، تاریخ 14/4/1358.

آمار
تعداد مشاهده مقاله: 327
تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 53
ارسال نظر در مورد این مقاله

شماره‌های پیشین مجله

MDB2 Error: unknown error