یکشنبه
خرداد 23
 
  • افزایش اندازه متن
  • اندازه متن پیش فرض
  • کاهش اندازه متن

گفتگو با انقلابیون کشورهای مصر، تونس، لیبی و یمن

مقاله 7، دوره 3، 1 (ویژه ائمه جمعه)، تابستان 1391، صفحه 16-17 XML اصل مقاله (261 K)
نوع مقاله: گفت و گو
نویسندگان
سید احمد پوازی
امام جمعه اهل سنت بندر لافت
موضوعات
گفت و گو
اصل مقاله

گفتگو با انقلابیون کشورهای مصر، تونس، لیبی و یمن

 

اساسی ترین راه پیروزی مسلمانان وحدت امت اسلامی است که توسط منادیان وحدت از صدر اسلام تا به حال و از شخص رسول الله (ص) تا به امروز تببین گردیده است. هر کس در این راه قدم بردارد در حقیقت قدم جای گام های رسول اکرم (ص) گذاشته است و قطعاً ثواب دنیا و آخرت نصیبش خواهد شد. اما بدخواهانی که قدم در راه اختلاف گذاشته اند و به خون صدها هزار مسلمان که در راه اختلاف کشته شدند دستشان آلوده شده هیچ چیزی جز بدنامی دنیا و بئس المصیر در آخرت نصیبشان نشده است.

اولین کاری که رسول خدا (ص) پس از قدوم مبارکش در مدینه منوره انجام داد بین اصحابش عقد اخوت و برادری بست. حکومت هایی که مردمی بوده اند در طول تاریخ موفقیت آنها در حفظ وحدت بین افراد جامعه ای که بر آن حکومت کرده اند بوده است و این وحدت برای ملت های منادی وحدت در طول تاریخ هزینه های زیادی از قبیل مالی و جانی داشته، خیلی از علما در این راه کشته شدند و عده ای زندان رفتند و بیت المال مسلمین متحمل هزینه های زیادی شده است.

اما در این عصر که تمامی دشمنان اسلام با تیرهای زهرآگین آغشته به زهر اختلاف، مسلمانان را نشانه گرفته اند، کشور اسلامی عزیزمان با هدایت رهبری عالم، عابد، مجاهد، یکی از منادیان بی بدیل وحدت در بین کشورهای اسلامی می باشد که در این راه هزینه های زیادی متحمل شده است.

یاری مظلومان بودن در عصری که همه دارند ظلم می‌کنند جز سر افرازی مسلمانان چیز دیگری نیست و امت اسلامی ایران هشیار باشند که این هزینه ها در واقع عزت است، ولی بی همتان چیزی جز ضرر نمی بینند.

مگر حمایت از فلسطین و رسانیدن آذوقه خیلی ساده زندگی به مردم ستمدیده‌ی آن و حمایت از مسلمانان کشور بالکان که مورد نسل کشی صرب ها قرار گرفته‌اند ـ گرچه هزینه داشته باشدـ  وظیفه‌ی هر مسلمان نیست؟ مگر برای امت اسلامی ایران جز سربلندی در دنیا چیز دیگری در بر داشته است؟ امروز ما در روبرو شدن با مسلمانان آن کشورها سرافرازیم.

دکتر ولایتی می گوید: «روزی رهبر انقلاب آیت الله خامنه ای مرا فرا خواندند و بنده خدمت ایشان رفتم، فرمودند فلانی، کمر درد شدیدی دارم و عامل کمردرد را چیزی جز خبر جنایات صرب‌ها علیه مسلمانان بوسنی نمی دانم. و فرمودند به هر صورت و هزینه‌ای که می‌توانی کمک‌های لازم به مسلمانان را برسان و اگر نرسانی روز قیامت از شما شکایت می‌کنم».

 مگر مسلمانان بوسنی چه مذهبی جز اسلام دارند که رهبرمان این گونه تأکید می‌کنند. اگر ما مثل کشورهای دیگر منتظر قطعنامه های سازمان ملل بودیم چه جوابی داشتیم که امروز به مسلمانان بدهیم؟ ولی خدا را شاکریم که مسئولین ما در مقابل هر ظالمی می ایستند و مسلمانی که در هر نقطه ی جهان مورد ظلم قرار می‌گیرد آن را یاری می کنند.

مگر مسئله فلسطین تا به حال کم برای ما هزینه‌های مالی و جانی داشته است؟ ولی ملت مسلمان ایران هرچه دارند در خدمت اسلام و مسلمانان  گذاشته اند تا عزت اسلام را در جهان حفظ نمایند.

در این راستا می توان به همایش ها و اجلاس‌هایی که از اول انقلاب تاکنون به فرموده رهبری برگزار شده اشاره کرد. هر سال شاید بیش از 10 مورد اجلاس سران و نمایندگان مجالس و رهبران و جوانان در کشور صورت می گیرد که شاید از نظر عده ای هزینه های گزاف و آخرش بی بهره باشد، ولی آنهایی که در این اجلاس ها شرکت می کنند به وضوح می بینند که چه فایده هایی در آن نهفته است.

استکبار و صهیونیسم جهانی توسط عمال خود اخبار مسمومی در خصوص ملت مسلمان ایران پراکنده می کنند ( مسلمانان ساکن کشور ایران را به عنوان تروریسم و متشنج و بدخواه مسلمانان جلوه داده اند و خطر ایران برای جهان اسلام و عرب را یک خطر جدی تلقی نموده اند). اما در مقابل مسلمانان و جوانانی که در این اجلاس ها شرکت می کنند در آخر به باطل بودن اخبارهای مسمومی که از طرف امریکا و اسرائیل مطرح می شود پی می برند.

در اجلاسی که در بهمن ماه سال یکهزار و سیصد و نود شمسی به نام «جوانان و بیداری اسلامی» و با حضور جوانان هوشیار بیش از 70 کشور اسلامی از قبیل مصر، لیبی، تونس، یمن، اردن، مغرب، سوریه، بحرین، افغانستان، عراق و ... برگزار شد با چند تن از جوانان به گفت و گو نشستم که به شرح ذیل می باشد:

 دکتر لبیب محمد نعمان از کشور یمن

وقتی از وی در مورد کشور ایران پرسیدم، گفت: به ایستادگی کشور شما در مقابل آمریکا و اسرائیل و حمایت از ملت مسلمان فلسطین افتخار می نمایم.

گفتم: چرا انقلاب کردید؟

گفت: تا خودمان سرنوشت خود را رقم بزنیم، ملتی که نتواند سرنوشت خود را تعیین کند آن ملت مرده است، قیام کردیم، شهید دادیم، دیکتاتور را به خانه اش که امریکا باشد فراری دادیم.

گفتم: ترسی ندارید که انقلاب شما دزدیده شود؟

گفت: تجربیات انقلاب اسلامی ایران را به کار می بریم و دخالت امریکا و استکبار جهانی را در سرنوشت کشورمان نمی پذیریم.

 صلاح عبدالوسیع عبدالقادر احمد، از نمایندگان مجلس امه مصر

 از او پرسیدم نظرت درباره ما چیست؟

گفت: شما را در زمان دیکتاتور نامبارک چیزی جز دشمن عرب و مسلمان نمی دانستیم که با شرکت در اجلاس دیدیم که بر عکس است.

گفتم: با مبارک دیکتاتور چه می کنید؟

گفت: اعدام. راه دیگری نیست. دیکتاتور و هر کس دستش به خون جوانان ما آلوده است، سزایی جز مرگ ندارد.

گفتم: حکومت نظامی ها چه می شود؟

گفت: سه ماه به ما فرصت بدهید، حکومت را از آنها می گیریم.

گفتم: هنوز گاز به اسرائیل فروخته می شود؟

گفت: هیچ وقت و به هیچ قیمتی گاز به اسرائیل نخواهیم فروخت.

 در ادامه به سراغ یکی از مجاهدان لیبی که بیش از پنجاه هزار شهید داده اند رفتم. خانمی به نام اسماء. گفت از سرزمین شهدا هستم، سرزمین عمر مختار، آن سرافراز همیشه زنده تاریخ.

گفتم باورتان شد که قذافی کشته شد؟

گفت: به هرکس می گفتیم باورشان نمی شد، عکس آن را پخش کردیم و در تلویزیون اعلام کردیم باز هم باور نمی کردند.

گفتم: می دانید ما چه کردیم؟

گفت: نه.

گفتم: خوشحال شدیم و شیرینی پخش کردیم.

او از گفته من تعجب کرد.

 گفتم: مردم ما خون شان خون شما، جانشان جان شما بوده است و همیشه برای شما دعا کردیم.

گفتم: ما ترس آن داریم که آمریکا و انگلیس و ناتو در شما رخنه کنند.

گفت: ما انقلاب نکرده ایم که کشور را به آنها بدهیم. خون دادیم، جان دادیم تا آزاده باشیم.

گفتم: قذافی که بود؟

گفت: یهودی، یهودی، یهودی و ساکت شد.

اشک در چشمانش حلقه زد.

سپس گفت: اسلام را تغییر داد، قرآن را تحریف کرد و خداوند به دست یک فرد ساده از انقلابیون او را سرنگون کرد و در دریای خروشان انقلابیون غرق گردانید.

 در ادامه شخصی از کشور تونس را ملاقات کردم که از اساتید دانشگاه بود.

گفتم: چگونه در مساجد نماز می خواندید؟

گفت: از اذان نماز تا خارج شدن، نیم ساعت مسجد باز بود و دیگر مردم را بیرون می کردند.

گفتم: وضعیت حجاب چطور؟

گفت: ممنوع.

گفتم: الان راضی هستید؟

گفت: خداوند به ما زندگی دوباره داد که اگر بمیریم بر اسلام مرده ایم و اگر زنده باشیم با اسلام زنده ایم.

گفتم: چه رابطه ای بین انقلاب ایران و انقلاب شما وجود دارد؟

گفت: محور هر دو انقلاب، اسلام است.

 در شب آخر، ساعت 12 که اختتامیه اجلاس بود در هتل انقلاب پس از صرف شام با چشمانی گریان خداحافظی کردم و به جوانان لیبی و مصر و تونس گفتم که به ملت خود بگویید که ملت مسلمان ایران پشت سر رهبری عالیقدر برای رسیدن شما به هدف عالی دست یاری می دهند، با دشمنان شما دشمن و با یاران شما دوست خواهند بود.

در آخر از جوانان ایران زمین خواهانم که تحقیق کنند تا بدون تحقیق خدای ناکرده گفته های استکبار را تکرار نکنند و با فهم به مطالب و نیت های مسئولین در راه حفظ انقلاب قدم بردارند.

آمار
تعداد مشاهده مقاله: 314
تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 55
ارسال نظر در مورد این مقاله

شماره‌های پیشین مجله

MDB2 Error: unknown error