یکشنبه
خرداد 23
 
  • افزایش اندازه متن
  • اندازه متن پیش فرض
  • کاهش اندازه متن

مدیریت منبر (بخش اول)

مقاله 5، دوره 3، 1 (ویژه ائمه جمعه)، تابستان 1391، صفحه 10-11 XML اصل مقاله (222 K)
نوع مقاله: مقالات
نویسندگان
حجت الاسلام والمسلمین محمد تقی فلسفی
موضوعات
مقالات
اصل مقاله

شرایط مدیریّت منبر

شرایط مدیریت منبر را می توان به دو دسته تقسیم کرد: 1 ـ شرایط طبیعی 2 ـ شرایط اکتسابی

 شرایط طبیعی

یک سلسله از شرایط منبر مربوط به ساختمان طبیعی انسان است. قیافه، آهنگ گفتار، حافظه، تسلسل خاطر، سرعت انتقال و ذوق به هم پیوستن مطالب، همه ی این ها مربوط به ساختمان طبیعی است. بعضی آهنگ گرم خدا ساخته دارند که به اصطلاح رادیو فونیک است و همین که بسم الله می گوید،جاذبه اش گوش را به طرف خود می کشاند.

بعضی ها متوسط اند، نه جاذبه دارند و نه دافعه و بعضی نیز آهنگشان جز دافعه چیزی نیست. کسی که می خواهد سخنران موفقی باشد، باید ساختمان گلویش برای این کار مناسب باشد صرف علاقه کافی نیست، بلکه باید هماهنگی بین ویژگی های طبیعی بدن و سخنوری و منبر وجود داشته باشد.

 شرایط اکتسابی

برای مدیریت منبر شرایطی را نیز باید کسب کرد. بحث از شرایط اکتسابی نیازمند مطالعه عمیق تر و شرح و بسط فراوان است. در اینجا فقط چند نکته را متذکّر می شویم:

 1 ـ تحصیل:

فکر نمی‌کنم یک روحانی بتواند تمام مسائل و پرسش های مردم و گروه‌های مختلف را به صورت عمیق و ریشه دار پاسخ گوید. چون مسائلی که امروز مطرح است و با دین کم و بیش ارتباط پیدا می کند، به قدری است که برای یک نفر تخصص در همه ی آن ها امکان ندارد.

یک عمامه به سر باید مطالعه کند و در چندین رشته مبتلی به، اطلاعات کافی یابد تا بتواند به سؤال های مهم علمی، در رشته های مورد نیاز مردم پاسخ گوید.

البته راهی برای پاسخگویی به شکل تخصصی وجود دارد و آن این که دانشکده های تخصصی در حوزه های علمیه دایر شود و در رشته های تفسیر، حدیث، کلام، احکام و سایر رشته ها طلاب را پرورش دهند.

پاسخگو باشند، البته هیچ عمامه به سری ادعا نمی کند که از هرچه بپرسند، جواب خواهد گفت.

 2 ـ انتخاب موضوع مناسب:

انتخاب موضوعِ مناسب مجلس، کار ساده ای نیست. گاهی انتخاب یک موضوع با عنوان نامناسب، منبر را خراب می کند. گاهی یک شعر واعظ را می فریبد و به خیال این که جای طرح این شعر همین مجلس است آن را مطرح کرده و مجلس و منبرش ضایع می شود.

 یک خاطره:

فردی در حدود 30 سال قبل ساختمانی ساخته بود. عدّه ای از علما را دعوت کرد و از آقایی خواست در آن جمع سخنرانی کند. آن آقا شعر زیر را به خیال این که خیلی با جلسه مناسب است، خواند:

هر که آمد عمارت نو ساخت، رفت منزل به دیگری پرداخت. عبارت «عمارت نو» در این بیت از شعر که با ساختمان نو مناسبت داشت او را فریب داد و با بیان این شعر، در مجلس شادی حرف مردن صاحب خانه را مطرح کرد. این انتخاب بسیار نامناسب است.

 خاطره‌ای دیگر

چهل سال قبل در یک جلسه ی عروسی حضور داشتم، واعظ محترمی را دعوت کرده بودند تا سخنرانی کند. صاحب خانه گفت: «آقا شام که حاضر شد من دم در می آیم و به شما اشاره می کنم. آن وقت منبر را خاتمه دهید و پایین بیایید.» عده ی زیادی از علما و محترمین در جلسه حاضر بودند. آقای واعظ روی منبر جریان عروسی خدیجه علیهاالسلام را تعریف می کرد تا رسید به ساعت دست به دست دادن ـ حساس ترین لحظه ی عروسی ـ صاحب خانه آمد و گفت: «شام حاضر است.» واعظ هم گفت بسیار خوب:

شرح این هجران و این خون جگر

این زمان بگذار تا وقت دگر

مواظب باشید و گول نخورید، یک شعر یا یک جمله ی بی تناسب بدترین موج را در مجلس ایجاد می کند.

آمار
تعداد مشاهده مقاله: 346
تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 49
ارسال نظر در مورد این مقاله

شماره‌های پیشین مجله

MDB2 Error: unknown error