پنج شنبه
اردیبهشت 16
 
  • افزایش اندازه متن
  • اندازه متن پیش فرض
  • کاهش اندازه متن

شهدای اهل سنت

مقاله 27، دوره 30، شماره 48، پاییز 1397، صفحه 58-59 XML اصل مقاله (586 K)
نوع مقاله: زندگی نامه
اصل مقاله

شهید عبدالکریم پیروتی

شهید عبدالکریم پیروتی در سال 1341 در قریه مهماندار از توابع شهرستان نقده به دنیا آمد. در سال 65 بعد از اتمام دوره تحصیلات دانشگاهی به عضویت بسیج سپاه درآمد و در مورخه 22/5/65 در منطقه سرشاخان در درگیری با ضدانقلاب به شهادت رسید.

فرازی از زندگینامه شهید:

شهید عبدالکریم پیروتی در سال 1341 در روستای مهماندار از روستاهای شهرستان نقده در یک خانواده روحانی و مذهبی پا به عرصه هستی نهاد. دوران طفولیت را در زادگاهش گذرانید. به دلیل فقدان مدرسه در روستا برای تحصیل دوره ابتدایی به اشنویه رفت. بعد از پایان دوره ابتدایی برای ادامه تحصیل به شهرستان نقده آمد و در منزل یکی از بستگانش ساکن شد، تا اینکه خانواده‌اش به ارومیه مهاجرت کردند و شهید مدتی را نیز در ارومیه به کسب علم و دانش مشغول بود.

شهید پیروتی از آغاز تحصیل خود همیشه رتبه و مقام عالی را احراز می‌نمود. دوران تحصیل و دبیرستان شهید مصادف با انقلاب و پیروزی انقلاب بود. وی در بیشتر تظاهرات و راهپیمایی‌ها شرکت داشت و در خفقان زمان طاغوت نیز به پخش اعلامیه و عکس‌های امام اقدام می‌کرد.

خانواده شهید دوباره از ارومیه به روستای دیزج نقده نقل مکان کرد و شهید در سال 63 در شهر نقده موفق به اخذ دیپلم شد. در همان سال در کنکور سراسری قبول و در دانشگاه تربیت معلم شهید باهنر تهران به تحصیل پرداخت و به خاطر آشنایی و آگاهی در زمینه فلسفه موفق به اخذ تقدیر نامه از دانشگاه شد. در سال 65 مدرک فوق دیپلم گرفت و برای رفتن به جبهه و سربازی موقتاً تحصیل خود را رها کرد.

از نظر اخلاقی شهید الگویی بود برای رفقا و اهالی روستا و سرمشق برای هر فرد مسلمان. چنان اخلاق نیکویی داشت که گویی خداوند او را برای خود آفریده است و به زودی به نزد خود فرا خواهد خواند.

روزه و نمازهای او هیچگاه قطع نمی‌شد و علاقه وافری به تلاوت قرآن داشت. اخلاق شهید مورد قبول تمام اولیاء مدارس و حتی دانشگاه بود. در برخورد با پدر و مادر خود متواضع بود. خلق و خوی پسندیده و حسنه‌ای داشت. هنگام فراغت خود را به تلاوت قرآن و مطالعه کتب دینی و تاریخی فلسفی می‌پرداخت و به کتاب‌های استاد شهید مطهری علاقه زیادی داشت.

شهید جنگ میان ایران و عراق را توطئه شوم ابرقدرت‌های غاصب می‌دانست. به همین منظور همیشه با تبلیغات خویش سعی می‌کرد تا چهره کریه و باطل رژیم خونخوار صدام را بر همگان آشکار کند. او شرکت در جبهه را واجب‌تر از تحصیل در دانشگاه می‌دانست. به همین علت موقتاً دانشگاه را ترک کرده و خود را برای مبارزه با ایادی استکبار آماده نمود.

شهید در همه کارها سعی می‌کرد تا با مسؤولین مساعدت و همکاری نماید و در تعطیلات تابستانی با نهاد جهاد سازندگی همکاری می‌نمود. چون پدر شهید نیز عضو سپاه بود و فعالیت مسلحانه علیه ضدانقلابیون داشت و در این راه جانباز شده بود. به همین دلیل شهید خود نمی‌توانست مدت طولانی در جبهه‌ها باشد.

شهید فقط در دو عملیات شرکت نمود و در عملیات اول از ناحیه پا زخمی شد و بدون هیچ استراحتی به شرکت در عملیات بعدی اصرار می‌ورزید و در عملیات دوم در منطقه سرشاخان پیرانشهر در مورخه 22/5/65 بود که همراه 21 تن از یاران خود به دست مزدوران و ضدانقلابیون شربت شهادت نوشید.

با شهادت خود و خانواده و دوستانش را متأثر ساخت و همچون مرغی مهاجر برای گذر از اقیانوس مواج و پر تلاطم بال گشود و پر سوخته به پای شمع بزم افتاد. به قول خانواده شهید عبدالکریم همچون چراغی بود در تاریکی‌ها.

توصیه و سفارش شهید: همیشه پاسدار اهداف انقلاب اسلامی باشید.

سرانجام پیکر خونینش را به اتفاق همرزمانش در شهرستان نقده تشییع و در گلشن روستای دیزج به خاک سپردند.

روحش شاد و یادش گرامی باد

 

 

شهید سراج الدین عابدی

شهید سراج الدین عابدی در سال 1314 در روستای مافیکندی از توابع شهرستان سلماس دیده به جهان گشود و از دوران کودکی پا به مدرسه گذاشت و تا پنجم ابتدائی در روستای محل سکونت مشغول تحصیل بود.

لکن به علت عدم امکانات نتوانسته بود ادامه تحصیل دهد. ایشان به جهت اینکه به شرع انور اسلام عزیز علاقه شدید داشت لذا به کسب علم در علوم اسلامی پرداخت و ملبس به لباس مقدس روحانیت شد. شهید عابدی از احزاب ضدانقلاب به خصوص حزب منحله و ضد اسلامی دمکرات بسیار متنفر بود به همین مناسبت بود که عمال این حزب شرور او را از منزل برادرش بیرون کشیده و با اسلحه به شهادت رساندند. شهادت این روحانی عالی مقام و مجاهد فی سبیل ا... که مسؤولیت ارشاد و راهنمائی مردم چهار روستا را به عهده داشت، دل مردم منطقه را داغدار ساخته و آنان را مصمم به تداوم راه ایشان کرد. شهید عابدی قبل از انقلاب چون روحانی چهار پنج روستا همجوار بود، علیهذا در مساجد حضوری فعال داشت و در سخنرانی خویش مردم را علیه رژیم سابق می‎شورانید و آنان را از ظلم و ستم رژیم منحوس پهلوی آگاه می‎ساخت. بعد از پیروزی انقلاب هم همراه با سایر انقلابیون مردم منطقه را به پیروی از رهبری انقلاب و امام امت تشویق و راهنمایی می‎کرد. او همیشه از مردم منطقه می‎خواست با شرکت خود در نمازهای جمعه و راهپیمایی‎ها و تظاهرات مشت محکمی بر دهان این ابرقدرت‌ها بزند. به همین خاطر حزب دمکرات نتوانست این‌همه فداکاری و گذشت را تحمل کند و مزدوران حزب می‎دیدند که مبارزه سرسختانه ایشان علیه حزب روز به‌روز بیشتر می‎شود، لذا تصمیم گرفتند وی را به شهادت برسانند. این شهید گرانقدر به امام امت و ولی فقیه اعتقاد زیادی داشت و یک سرباز فداکار برای اسلام به شمار می‎رفت. در راه انقلاب اسلامی قدم‌های مثبت فراوانی برداشت. او انسانی مؤمن، متدین و فداکار و راهنما بود و در تمامی محافل و مجالس دینی حضور می‎یافت. ایشان گذشته از دیانت قوی از اخلاق نیکو و عطوفت فوق العاده‎ای برخوردار بودند مدام به فرزندانش سفارش می‎کرد که به تحصیلات خود با جدیت ادامه دهند و هیچوقت نماز و روزه و سایر فرایض را از زیاد نبرند. سرانجام ضدانقلاب این شهید بزرگوار را در تاریخ۱/۱/۱۳۶۲ به شهادت رساند. شهادت این شخصیت بزرگوار که در منطقه از نفوذ بالاتری برخوردار بود تأثیر زیادی بر دوستان و آشنایان و مؤمنین داشت.

روحش شاد و یادش گرامی باد.

 

 

آمار
تعداد مشاهده مقاله: 72
تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 35
ارسال نظر در مورد این مقاله

شماره‌های پیشین مجله

MDB2 Error: unknown error