پنج شنبه
اردیبهشت 16
 
  • افزایش اندازه متن
  • اندازه متن پیش فرض
  • کاهش اندازه متن

منادی وحدت در خراسان زندگی نامه مولوی قاضی محمد نعیم جامی الاحمدی(رض)

مقاله 23، دوره 30، شماره 48، پاییز 1397، صفحه 48-51 XML اصل مقاله (649 K)
نوع مقاله: زندگی نامه
اصل مقاله

 عبدالطیف عرب تیموری

تربت جام

 

مقدمه: شناخت علما و شخصیت‌های تاثیرگذار برای نسل جوان به ویژه دانشجویان و طلاب و دانش آموزان اهمیتی ویژه دارد و آنان را با تکاپوها و مشکلات وگوشه‌های ناشناخته زندگی این مردان بزرگ آشنا می‌کند. شخصیت‌هایی چنان عظیم و معنوی که گاهی برای نسل ما که در محیط‌های اجتماعی عصر حاضر زندگی می‌کنیم و مسحور امور دنیوی و تجملات آن هستیم زندگی آن مردان همچون قصه و افسانه‌هایی از دور می‌نماید در حالی‌که بسیاری از علماء و اندیشمندان و بزرگان این دیار(تربت جام) همچون قاضی محمدنعیم آنقدر به ما نزدیک‌اند و این ما هستیم که از چنان بزرگ مردانی فاصله گرفته‌ایم و راه و روش و سیره آن‌ها را فراموش کرده و راه گم کرده‌ایم لذا بررسی مختصر زندگی، افکار، اندیشه‌ها، روش و حیات علمی و اجتماعی عالمی بزرگوار و فرزانه و زاهد متقی و بی توجه به مال و مناصب دنیوی همچون قاضی محمدنعیم جامی‌الاحمدی(رح) تولیت وقت مزار و امام جمعه اسبق این دیار می‌تواند به ما شناختی بهتر از آن عالم ارجمند عرضه کرده و افق‌های جدیدی از زندگی معنوی ایشان را برای ما روشن کند.

 

زندگی نامه قاضی محمدنعیم جامی الاحمدی(رح) به طور مختصر

آن عالم بزرگوار و پیشوای مردم در سال 1263 هـ.ش. در تربت جام و در خانواده‌ای شریف از اولاد شیخ الاسلام احمد جامی(قدس سره) متولد شدند و پدر بزرگوارشان مرحوم حاجی قاضی محمدیوسف و مادر ایشان بانویی مومنه به نام زلیخا بوده است. ایشان دوران کودکی را نزد پدرشان گذرانده و از محضر ایشان که عالمی بزرگ بودند بهره بردند و تعالیم اولیه علوم اسلامی و قرآن و بخش‌هایی از علوم حوزوی را نزد پدر آموختند و از اساتید دیگر حوزه علمیه مزار و مسجد جامع مزار نیز بهره بردند. سپس برای تکمیل معلومات علمی و فقهی خویش به روش معمول آن زمان به هرات رفته و مدتی را در مدرسه جامع و مدرسه فخرالمدارس این شهر ادامه تحصیل دادند و با تکمیل معلومات در هرات و ادامه آن پس از بازگشت به جام به درجه اجتهاد رسیدند و به خصوص در فقه و قضاوت و مبحث میراث در فقه اسلامی تخصص و تسلطی فوق العاده یافته و در این زمینه بیشتر از سایر رشته‌ها اهل تحقیق و تدبر بودند. ایشان در تربت جام در حوزه علمیه احمدیه به تدریس علوم دینی اشتغال ورزیدند و شاگردان ارزنده‌ای تربیت نمودند.

همچنین آن بزرگوار همزمان با تدریس و پس از فوت مرحوم پدرشان امور قضاوت در جام و رفع اختلافات بین مردم را نیز برعهده داشته وامامت جمعه و مسئولیت دفتر اسناد رسمی و محضر ازدواج و طلاق را نیز برعهده گرفتند و دامنه قضاوت و فعالیت‌های اجتماعی ایشان تا باخرز و تایباد و منطقه زورآباد و موسی آباد و بالاجام و پایین جام گسترش داشت و حوزه بسیار وسیعی را در بر می‌گرفت و علاوه بر قضاوت در این منطقه وسیع رفع تظلمات مامورین دولتی بر مردم و وساطت نزد مسئولین شهرستان و استان و حتی کشور برای آرامش منطقه و رفع مشکلات مردم نیز از کارهای همیشگی و معمول ایشان بود به همین دلیل محبوبیت گسترده و شهرت بالایی نه تنها در جام بلکه در خراسان نیز پیدا کردند و بسیاری از مسئولان استانی و کشوری در مراجعه به جام اولین کسی را که سراغ می‌گرفتند و اولین جایی که می‌رفتند نزد قاضی محمدنعیم(رح) بود و ایشان نیز در کمال ساده زیستی در همان اتاق بالاخانه گلی و نیمه مخروبه خود و بر روی چند تخته فرش کهنه وپوست بز از آن‌ها پذیرایی می‌کرد و در مقابل اصرار بعضی اقوام و جوان‏ترها که خواهان استفاده ایشان از منزلی مناسب‌تر و یا منازل فرزندان، همسایگان وتعویض فرش‌ها بودند. ایشان می‌فرمود که هر کس مرا می‌خواهد و به ملاقات من می‌آید باید همین جا بیابد و تا پایان همان بالاخانه محقر را تغییر ندادند.

ایشان در تمام غم‌ها و شادی‌های مردم و بدرقه و استقبال حجاج از مزار تا دروازه شهر و برعکس و نیز مراسم مختلف مردم از قبیل تشییع و نماز جنازه شرکت می‌نمودند و با مردم و در میان مردم بودند و به خصوص نکته بارز زندگی ایشان وحدت خواهی و هم زیستی مسالمت آمیز با برادران تشیع در تربت جام و حتی همکاری با آن‌ها برای تهیه و ساخت اماکن مذهبی برادران از قبیل مسجد و حسینیه و هر سال بدون استثنا در ایام سوگواری محرم در همه هیئت‌های مذهبی آن زمان حضور یافته و با اهل تشیع در عزاداری مشارکت و اظهار همدردی می‌نمودند.

سرانجام آن بزرگوار پس از عمری زندگی باتقوا در میان مردم که تداعی کننده عبارت عاش سعیدا و مات سعیدا بود و به راستی مجسمه تقوی و اخلاق و ادب و نرم‏خویی و میانه‏روی و اعتدال و ساده زیستی و بی توجهی به مال دنیا بودند به علت کهولت سن و فعالیت فراوان دچار بیماری شدند و پس از ده روز بستری در بیمارستان و منزل در سحرگاه دوشنبه دوم فروردین ۱۳۵۵ شمسی و با سن 96 سال قمری و 92 سال شمسی در منزل مسکونی خویش دعوت حق را لبیک گفتند و به رحمت ایزدی پیوستند.

 

نقش و مواضع حاج قاضی محمد نعیم در حوادث و مسائل بزرگ زمان خود

1ـ ماجرای لباس روحانیت و عمامه در دوره رضا خان

اگر به ترتیب زمانی این قضایا را مرور کنیم اولین ماجرا مربوط به مجبور کردن علما به برداشتن عمامه و نپوشیدن لباس روحانیت در حدود سال‌های 1312 به بعد می‌باشد که ایشان شدیداً دراین باره موضع گیری نموده و با ماموران دولتی برخورد می‌نماید. به علت همین درگیری‌ها در یکی از هفته‌ها نماز جمعه برگزار نشده و تعطیل می‌شود و خودشان فقط 3 روز عمامه نداشته و سرانجام به علت ترس دولت از نفوذ و قدرت آن بزرگوار و امکان شورش در شهر از طریق شهربانی تربت مجوز داشتن عمامه و لباس روحانیت را به ایشان می‌دهند و ایشان از کلاه پهلوی استفاده نمی‌کنند.

2ـ مبارزات ایشان با کشف حجاب رضا خانی

پس از آنکه در هفده دی 1314 دستور کشف حجاب در کشور اعلام شد و به زور چادر و پوشش زنان را ماموران رژیم بر می‌داشتند ایشان شدیداً ناراحت شده و به این کار دولت معترض گردیدند و در چند مورد درگیری‌هایی با ماموران بر سر کشف حجاب  پیش آمد و حتی پس از مشورت با ایشان برخی اقوام و خواجه‌ها موسوم به شیخ‌ها از جام به هرات مهاجرت نموده و اعتراض خود را به کشف حجاب نشان دادند.

3ـ حاجی قاضی محمد نعیم و حمله روسها به تربت در سال۱۳۲۰

در شهریور ۱۳۲۰ متفقین شامل انگلیس، روسیه و آمریکا ایران را به جرم حمایت و هواخواهی از آلمان در جنگ جهانی دوم اشغال نمودند و نیروهای روسی از سمت صالح آباد با تانک و توپ و کامیون‌های نظامی به تربت آمده و در روستای اسماعیل آباد(مجاور تربت) مستقر شدند و کلیه اماکن حساس تربت را با اعزام نیرو تصرف نمودند در اینجا نقش بی بدیل حاج قاضی برای حمایت از مردم و جلوگیری از فشار اشغالگران روسی بر مردم روشن می‌شود. وجود ایشان نقطه امیدی برای مردم بود و حتی برخی پیشنهاد ترک تربت و رفتن به محلی امن را به حاج قاضی دادند ولی ایشان گفتند مردم را در این شرایط تنها نمی‌گذارند. و مهم‌تر آنکه فرماندهان نظامی تربت هنگام ترک پادگان بسیاری از اسناد محرمانه ارتش و حتی جواهرات خانوادگی خود را به حاج قاضی به امانت سپرده بودند.

۴ـ حاج قاضی محمد نعیم و توده‏ایها و زمان مصدق و کودتای 28 مرداد

به علت نزدیکی و هم جواری با روسیه و نیز حضور افسران توده‌ای و طرفدار شوروی و کمونیست‌ها در پادگان جام این حزب و گروه در سال‌های دهه 20 به بعد در تربت نفوذ داشته و حتی به قول ابوالحسن تفرشیان قیام و شورش افسران توده ای از تربت جام شروع می‌شود. ولی به علت حضور و نفوذ مذهبی حاج قاضی با وجود طرفدارانی محدود در جام فعالیت‌های حزب توده مورد توجه و استقبال عمومی واقع نمی‌شود و شرایط دینی و مذهبی جام و حاج قاضی مانع فعالیت‌های ضد دینی آن‌ها می‌گردد که آنها نیز از تربت جام گریخته از طریق مراوه تپه به شوروی می‌روند.

علاقۀ ویژه قاضی محمد نعیم به فعالیتهای عمرانی و حفظ مجموعه مزار و اموال آن

ایشان در سال‌های پر بحران رضاخانی و نیز جنگ جهانی دوم و اشغال کشور و حوادث فراوان در حکومت‌های پهلوی اول و دوم با درایت فراوان توانستند علاوه بر حفظ حرمت معنوی و زیارتی مزار این مجموعه را از تعرضات و خطرات نابودی و قتل و غارت و بی حرمتی محفوظ نگه دارند و با مواظبت‌های همیشگی و جلب کمک‌های مردمی از تخریب بناهای مزار جلوگیری نموده و در حفظ و مرمت و احیای آن می‌کوشیدند و با کمک خیرین منطقه توانستند مجموعه را آبادان و مصفا حفظ نمایند و مانع غارت اموال مجموعه و قرآن‌های نفیس و اشیای قیمتی آن شدند.

 

برخی خصوصیات و ویژگیهای اخلاقی و فردی قاضی محمد نعیم

با تایید همه کسانی که با ایشان از نزدیک برخورد داشتند و با اخلاق و رفتارشان آشنا بودند در زندگی طولانی و با برکت‌شان جزء سلیم النفسی و پرهیزگاری و تقوی و خیرخواهی و سعه صدر و علم آگاهی و ساده زیستی از آن بزرگوار چیزی ندیده‌اند که به عنوان نمونه به چند مورد از این ویژگی‌های اخلاقی اشاره می‌کنیم.

1ـ ساده زیستی و قناعت:

ایشان مخارج زندگی طلبگی و معاش مختصر خود و خانواده و پذیرایی از مهمانان فراوان را با اندک درآمد املاک و محضر تامین می‌کردند و اصلا و حقیقتاً به مال دنیا اهمیت نمی‌دادند و مال دنیا برایشان بی ارزش‌ترین چیزها بود و در خانه‌ای گلی و محقر که به شهادت ناظرین در حال تخریب بود و آب به داخل آن نفوذ می‌کرد زندگی بسیار ساده‌ای می‌گذراندند و اتاق بالاخانه ایشان با چند فرش کهنه و پوستین بز فرش شده و اتاق حل مشکلات مردم و قضاوت و حضور مراجعین بود و کنارش اتاق دیگری که محضر بود و خانه مسکونی ایشان به همین سادگی و با دو اتاق مختصر و آشپزخانه در پشت محضر و در ابتدای خیابان معدن(قاضی محمد نعیم کنونی) واقع شده بود لباسی ساده و مختصر و خوراکی از آن هم کمتر داشتند. در شبانه روز فقط صبحانه و ناهار مختصری صرف می‌کردند و تا روز بعد چیزی نمی‌خوردند و غذایشان بسیار کم و اکثر اوقات نان و ماست و یا شیر(از نوعی ماست خشک شده) بود.

2ـ علم و آگاهی:

ایشان درجه علمی اجتهاد داشته و در فقه و میراث و قضاوت شرعی تبحر و تخصص داشتند و دارای خطی خوش و انشایی زیبا و روان و نگارش بسیار متناسب بودند و بسیاری اوقات برای رفع مشکل مراجعین که بعضاً از مقامات بودند روی یک تکه کاغذ معمولی که بر روی کف دست چپ خود می‌گذاشتند و بدون هیچ زیرنویسی توصیه‌ای به هر جا لازم بود می‌نوشتند. همچنین در جلسات به همه سوالات علمی و فقهی حاضرین جواب درست و مناسب داده و احادیث و اشعار زیادی را از خاطره و حافظه بسیار خوب خود نقل می‌کردند و از آن برای اقناع طرفین دعوا استفاده می‌بردند و در تدریس علوم حوزوی استادی فاضل و چیره دست بودند. دفتر کار ایشان محل رفع اختلافات و مجادلات همه مردم از شیعه و سنی و کل مناطق جام، باخرز و تایباد بود.

3ـ سعه صدر و مردم داری:

ایشان فوق العاده آرام، صبور، متین بودند و حاج دوست خواه که به مدت دوازده سال(37-25) دفتردار محضر و همکار نزدیک ایشان بوده می‌گوید: هیچ گاه ایشان را عصبی و تند و ناراحت ندیدم و با همه مردم آرام و با نصیحت و ارشاد برخورد می‌کرد و همیشه توصیه به رعایت همسایگان تشیع شهر را به همه مردم می‌نمودند. و حاج دوست خواه می‌گوید یک‌بار به علت کثرت مراجعین دفتر شلوغ شد و دنبالشان رفتم. از نماز بامداد مزار برگشته و صبحانه می‌خوردند و به من تذکر سختی دادند که هر وقت کسی آمد و کار و گرفتاری داشت حتی اگر غذا می‌خوردم مرا صدا بزن که کسی معطل نباشد و در این مورد به من تاکید و تهدید نمودند که مراجعین را منتظر نگذارم و فوراً ایشان را از منزل صدا بزنم.

4ـ مهربانی با کودکان و بانوان:

آن مرحوم روحیه‌ای سالم و بانشاط و شاد داشت و از غرور و خشکی و تعصب با افراد به دور بود و با همه حتی کودکان با نشاط و روی خوش برخورد می‌کرد و آن‌ها را بسیار دوست می‌داشت و احترام می‌نمود. همچنین ایشان اغلب به بچه‌ها شکلات یا سکه هدیه می‌دادند و آن‌ها را مورد محبت قرار می‌دادند و این رفتارشان یادآور سنت رسول اکرم(ص) دربرخورد با کودکان و ماجرای رهانیدن از حلقه بازی کودکان توسط بلال حبشی با دادن گردو به کودکان است که توسط این پیرو سنت رسول ا...(ص)
در زندگی پربارشان عمل می‌شد.

همچنین بر خورد احترام آمیز ایشان با بانوان و نصیحت به آن‌ها در داخل خانواده و فامیل و مراجعین زن که برای اختلافات ارث یا خانوادگی به خدمت ایشان می‌آمدند زبانزد بود.

5ـ رابطه ایشان با علماء و نفوذ کلام و قدرت معنوی ایشان:

آن مرد شریف با همه علمای منطقه ارتباط و رفت و آمد داشتند و ذره‌ای حسد در وجودشان نسبت به علمای دیگر نبود و بسیاری از علمای منطقه از شاگردان یا همدرسان قاضی بوده و برخی از آنها همچون قاضی جلال الدین فقهی سلجوقی دوست نزدیک ایشان بود و در مسائل منطقه همیشه با یکدیگر در مشورت بودند و هر وقت از موسی‌آباد به جام می‌آمد مهمان قاضی بود و علمای بزرگ دیگری همچون مولوی شمس الدین مدرس احمدی، حاج سیف الدین جامی، حاج عبدالمجید جامی، حاج فخرالدین نخل احمدی و حتی مولوی شمس الدین مطهری از خواف و مولوی شیخ احمدی از باخرز و بسیاری از علمای تایباد و صالح آباد و دیگر نقاط از دوستان و اقوام ایشان بوده و با یکدیگر ارتباط داشتند و نمونه ای عالی از هم فکری علما در عهد خویش را رقم می‌زدند.

شاید به علت همین نفوذ کلام و احترام ایشان نزد مردم بود که به قول حاج محمود زنده فیلی و حاج دوست خواه بیش از 90 درصد اختلافاتی که در ابتدا لاینحل به نظر می‌آمد با مراجعه به ایشان و صحبت قاضی با طرفین دعوا خود به خود حل می‌شد!

6ـ پیگیری کار مردم:

آن بزرگوار چنان به حل مشکلات مردم علاقمند بودند که بسیاری اوقات پای پیاده به ادارات مختلف برای این گونه امور رفت و آمد می‌نمودند و مشکلات را از نزدیک نزد مسئولین پیگیری می‌نمودند و در این پیگیری از سرما و گرما و حتی اهانت و بی احترامی به خود ابایی نداشتند زیرا گرچه اکثر مامورین و مسئولین حرمت ایشان را داشتند ولی برخی مامورین رژیم گذشته که هیچ ارزشی را مراعات نمی کردند برخی اوقات با ایشان برخوردهای سختی نموده و حتی چند بار به خاطر پیگیری مشکلات مهاجرین به هرات و امور دیگر توسط ساواک و ژاندارمری بازداشت گردیدند که با اثبات خیرخواهی ایشان و پیگیری‌های بعدی آزاد می‌شدند ولی همچنان به دنبال کردن حل مشکلات مردم ادامه می‌دادند.

«وحدت» شاه بیت غزل زندگی پر معرفت قاضی محمد نعیم(ره)

لازم به ذکر است که سابقه ی وحدت خواهی و احترام علماء و بزرگان تشیع و تسنن به یکدیگر و انتقال این احترام متقابل به مردم از دوران بسیار قدیم و از زمان شیخ احمد جامی(رح) و عبدالرحمن جامی و دیگر علماء در این منطقه وجود داشته و شاید آخرین و کامل ترین نمونه از اینگونه علمای وحدت خواه مرحوم قاضی محمد نعیم می‌باشد. به اجماع و شهادت همه کسانی که ایشان را از نزدیک دیده و با آن بزرگوار برخورد داشته و اکنون از معمرین و معتمدین منطقه و بسیار مورد وثوق می‌باشند ایشان عملاً و لساناً و قلباً طرفدار وحدت و برادری شیعه و سنی و شخصاً عامل به این اتحاد و به دور از هر گونه شعار و ظاهر سازی بوده است و در آن زمان که جمعیت شیعه تربت کمتر از اکنون بود ایشان همواره حامی و دوست دار و در کنار شیعیان بوده است و از احترام به عقاید آنان و شرکت در مراسم آنها گرفته تا کمک برای ساخت مسجد و حسینیه و ممانعت از برخورد نامناسب دولتی‌ها یا متعصبین با جمعیت شیعه تربت جام و... همگی بیانگر وحدت خواهی قاضی محمد نعیم هستند.

طبق فرموده نوه ی بزرگوارشان و طبق گفته دیگر معمرین عقد و نکاح و طلاق و نماز جنازه 000 شیعیان جام توسط شخص ایشان انجام می‌شد و در غم و شادی آنها شرکت می‌کردند و اختلافات خانوادگی یا ملکی و مالی آنان را حل می‌کردند و به قول حاج محمود زنده فیلی چند روز مانده به محرم فامیل و جوانان را جمع کرده و برای رفتن هر شب به یک حسینیه و همگامی با برادران تشیع در عزاداری و با ملاقات با علمای آنان برنامه ریزی می‌کردند و شب‌های محرم با گروهی همراه و به هیئت‌ها  و حسینیه‌ها می‌رفتند و روز عاشورا دسته‌های عزاداری ابتدا به منزل حاج قاضی آمده و پس از اجازه به مزار می‌آمدند و مورد استقبال ایشان قرار می‌گرفتند و البته شیعیان جام نیز اعم از بومی یا مهاجر احترام ایشان را داشته و از دستورشان تخطی نمی کردند.

رابطه حاج قاضی با علمای تشیع جام

ایشان با علماء و روحانیون شیعه منطقه بسیار برادرانه و مهربانانه ارتباط داشتند و با یکدیگر در امور مختلف تشریک مساعی می‌نمودند و هنگامی که حاج آقا توسلی به شهر تربت آمدند به توصیه ی جناب حاج قاضی حاج غلامرسول کلانتری زمینی برای ساخت مهدیه به ایشان واگذار کردند و در مراحل ساخت و امور دیگر مهدیه حاج قاضی همکار و همیار حاج توسلی بودند. همچنین با مرحوم پیشنماز(امام مسجد هراتی ها، علوی فعلی) رابطه بسیار خوبی داشته و مهاجرین شیعه هراتی را پناه داده و حمایت نمودند و زمینی برای مسجد هراتیها(علوی) را واگذار نمودند و هیئت هراتیها(علوی) نیز با مشورت آن مرحوم ساخته شد. با مرحوم حاج آقای واعظی از علمای شیعه نیز هم سن بوده و رفاقت فراوان و رفتاری بسیار محترمانه و دوستانه داشتند و به حاج آقای پیشنماز(رضائیان) نیز چون هم دوره فرزندان ایشان و از علماء بود بسیار محبت داشته و توجه می‌نمودند. با ازدواج شیعه و سنی مخالف نبودند و بسیاری از اینگونه عقدها را شخصاً انجام داده و یا ثبت می‌کردند. نفوذ کلام و معنویت ایشان به حدی بود که همگان به خصوص شیعیان قضاوت شرعی و حکم ایشان را می‌پذیرفتند و به ایشان رجوع می‌نمودند.

 

فهرست منابع و مآخذ:

1ـ مصاحبه مکتوب با حاج شرف الدین جامی الاحمدی نوه ی بزرگوار حاج قاضی محمد نعیم و امام جمعه فعلی تربت جام و تولیت مزار و با سپاس از پاسخ‌های مستدل و عالمانه ایشان که بخش اعظم این زندگی‌نامه بر‌اساس پاسخ‌های کتبی و اطلاعات ایشان تهیه شده است و دستخط‌های ایشان موجود است.

2ـ مصاحبه با معمرین و مصاحبان و همکاران وقت حاج قاضی محمد نعیم که خوش بختانه اندکی از آنان هنوز حیات دارند و سپاس از آنان که با وجود بیماری و سن بالا در مصاحبه‌های طولانی پاسخگو بودند به ویژه جنابان حاج شیخ محمود زنده فیلی، حاج رجبعلی دوست خواه احمدی، حاج معین جامی، حاج یعقوبی ندایی، صدیق جامی و بسیاری دیگر از مطلعین.

3ـ کتاب خاطرات یک سرباز، نوشته سرتیپ بیگلری

4ـ احوال و آثار شیخ جام از دکتر علی فاضل

5 ـ قیام افسران خراسان ـ ابوالحسن تفرشیان

6ـ تحقیقات میدانی و کسب اطلاعات نگارنده از منابع مختلف

 

 

آمار
تعداد مشاهده مقاله: 76
تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 42
ارسال نظر در مورد این مقاله

شماره‌های پیشین مجله

MDB2 Error: unknown error