یکشنبه
خرداد 23
 
  • افزایش اندازه متن
  • اندازه متن پیش فرض
  • کاهش اندازه متن

شیوه ها و ادبیات تفاهم (بخش دوم)

مقاله 9، دوره 3، شماره 9، بهار 1391، صفحه 19-23 XML اصل مقاله (419 K)
نوع مقاله: مقالات
نویسندگان
آیت الله محمد علی تسخیری
موضوعات
مقالات
اصل مقاله

موضوع گفت وگو موضوع گفت وگو باید عینی و واقعی باشد، چنان چه موضوعی وهمی یا از جمله امور غیرقابل درک برای طرف دیگر باشد، گفت وگو بی ثمر خواهد بود، در این حالت، بحث را باید متوقف کرد و به پرسش های مطرح شده، پاسخی نداد یا پاسخ هایی داد که خیلی کلّی باشد، آیاتی که در پی می آید در همین معنا مطرح شده اند: "یَسْأَلُونَکَ عَنِ الأهِلَّةِ قُلْ هِیَ مَوَاقِیتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ..."(از تو دربارۀ هلال ها می پرسند، بگو: آن تقویمی برای مردم و موسم حج است...).[24]

 "یَسْأَلُونَکَ عَنِ السَّاعَةِ أَیَّانَ مُرْسَاهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِنْدَ رَبِّی..." (از تو دربارۀ قیامت می پرسند که چه وقت برپا می شود؟ بگو: علم آن تنها نزد پروردگار من است...).[25]

"وَیَسْأَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی..."(و از تو دربارۀ روح می پرسند، بگو: روح از [عالم بالا و] فرمان پروردگار من است...).[26]

"وَیَسْأَلُونَکَ عَنِ الْجِبَالِ فَقُلْ یَنْسِفُهَا رَبِّی نَسْفًا"(و از تو دربارۀ کوه ها می پرسند، بگو: پروردگار من آن ها را [در قیامت] به طور کامل از هم می پاشد).[27]

قرآن کریم، همین موضع را در برابر کسانی که اقدام به طرح مسائل جدل انگیز یا نه چندان جدّی می کنند، در پیش گرفته است و به همین ترتیب، تنها باید به مسائل عملی و ملموس، پرداخته شود: "...فَأَمَّا الزَّبَدُ فَیَذْهَبُ جُفَاءً وَأَمَّا مَا یَنْفَعُ النَّاسَ فَیَمْکُثُ فِی الأرْضِ..."(...اما کف به کنار می رود، و آنچه مردم را سود می دهد، در زمین می-ماند...).[28]

امام غزالی می گوید: «اینکه ـ مناظره کننده باید ـ در موضوعی مهم یا دربارۀ مسئله ای قریب الوقوع، مناظره کند و توجه خود را به چنین اموری مبذول دارد».[29]

فضای گفت وگو برای آنکه گفت وگو اثر مثبتی در پی داشته باشد، باید مواردی چند در آن فراهم باشد: از جمله: رعایت اخلاق و ادبیات گفت وگو، و دیگر عدم به بکارگیری شیوه های تهدید و ارعاب که در این صورت جایی برای گفت وگویی منطقی و خردمندانه نخواهد بود. بهترین مثال در این باره، فضای انفعالی است که مشرکان در برابر پیامبر عظیم الشأن اسلام ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ پدید آوردند و او را به جنون متهم ساختند؛ در چنین فضایی استدلال کردن در ردّ این اتهام، معنایی نداشت؛ بنابراین قرآن کریم از آن حضرت می خواهد در وهلۀ اول با حذف چنین فضا و فاصله ای به منظور ایجاد جوّ تفکر و اندیشه، وارد مرحله بعدی شود: "قُلْ إِنَّمَا أَعِظُکُمْ بِوَاحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى ثُمَّ تَتَفَکَّرُوا مَا بِصَاحِبِکُمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلا نَذِیرٌ لَکُمْ بَیْنَ یَدَیْ عَذَابٍ شَدِیدٍ"(بگو: من فقط به شما یک اندرز می دهم که: دو به دو و یک به یک برای خدا قیام کنید سپس بیندیشید که این یار شما [مراد پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ است] هیچ جنونی ندارد. او صرفاً شما را از عذاب سختی که در پیش است، هشدار می دهد).[30]

 23ـ سورۀ مبارکۀ انعام، آیۀ شریفۀ 108.

24ـ سورۀ مبارکۀ بقره؛ آیۀ شریفۀ 189.

25ـ سورۀ مبارکۀ اعراف؛ آیۀ شریفۀ 187.

26ـ سورۀ مبارکۀ اسراء؛ آیۀ شریفۀ 85.

27ـ سورۀ مبارکۀ طه؛ آیۀ شریفۀ 105.

 28ـ سورۀ مبارکۀ رعد؛ آیۀ شریفۀ 17.

29ـ المحجة البیضاء، ج1، ص100.

 30ـ سورۀ مبارکۀ سبأ؛ آیۀ شریفۀ 46.

آمار
تعداد مشاهده مقاله: 346
تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 63
ارسال نظر در مورد این مقاله

شماره‌های پیشین مجله

MDB2 Error: unknown error