یکشنبه
خرداد 23
 
  • افزایش اندازه متن
  • اندازه متن پیش فرض
  • کاهش اندازه متن

گزارشی از بازدید مدیران و اساتید مدارس علوم دینی اهل سنت از بیست و پنجمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران

مقاله 5، دوره 3، شماره 9، بهار 1391، صفحه 11-12 XML اصل مقاله (108 K)
نوع مقاله: گزارش خبری
نویسندگان
علی اکبر جهانگیری
چکیده
و... در اینجا همه چیز به کتاب ختم می شود ...
بعضی روزها و شب هاست که برای همیشه در گوشه خاطرات انسانها جای میگیرد و هیچ گاه پاک نمی شود برای من هم زمان برگزاری نمایشگاه کتاب امسال همین طور بود.
ازطرف مسئول فرهنگی دبیرخانه شورای برنامه ریزی مدارس دینی اهل سنت حجت الاسلام و المسلمین هاجری وظیفه داشتم که در طول برگزاری نمایشگاه کتاب مدیران، مدرسین وطلاب اهل سنت که میهمان دبیر خانه بودند را همراهی از چگونگی خدمات رسانی مطلع شده و نقاط قوت و ضعف و نارسایی ها را به اطلاع مسئولین برسانم تادر برنامه ها و مناسبت های آتی در جهت خدمت بهترو کاملتر به کار بندند.

موضوعات
گزارش
اصل مقاله

از همان ابتدای ورود به مجتمع آدینه محل استقرار میهمانان دبیرخانه در نگاه اولیه نشانه های محیط فرهنگی و دینی خودنمایی می کرد، ده ها تابلو از کلام بزرگان دین واندیشه از تمامی جهان درباره اهمیت کتاب و مطالعه، نظر هر تازه واردی را جلب می کرد و ناخودآگاه به طرف تابلوها کشیده می شد.

برنامه صبح روز اول رونمایی ازپایگاه اطلاع رسانی دبیرخانه شورای برنامه ریزی مدارس علوم دینی بود که برای برقراری ارتباط هرچه بیشتر و بهتر اعضاء بادبیرخانه و بالعکس طراحی شده است. دراین مراسم چحةالاسلام والمسلمین عرب نیا رئیس دبیرخانه استفاده حداکثری از فضای مجازی و فناوریهای نوین درجهت خدمت رسانی و اطلاع رسانی باید مورد استفاده قرار گیرد.

برنامه فردا دیدار ازنمایشگاه کتاب با تعدادی ازبرادران اهل سنت بود.

نمایشگاه بین المللی کتاب رویداد بزرگ فرهنگی کشور اکنون خود میزبان میهمانان دبیرخانه بود، وقتی به نمایشگاه کتاب رسیدیم هر یک از طلاب  به سویی روانه شدندتا  درجتسجوی کتاب مورد نیاز خود سالن هاو غرفه ها را بپیمایند.

طلبه جوانی که غرق درورق زدن کتاب و دقت در آن است و متوجه گرفتن عکس از خود نمی شود.

عزیزدیگری که درحال پرسیدن آدرس غرفه از هموطنش است.

یا برادری که در محل استقرار پست بیرون ازصحن مصلی  مشغول جابجایی کتاب وبسته بندی آنها ست تا به شهر خود بفرستد.

و....در اینجا همه چیز به کتاب ختم می شود.

بعد از ظهر کم کم آماده برگشت شدیم در راه با گپ و گفتی با دوستان داشتیم واز نمایشگاه پرسیدم، تقریبا همه راضی بودند اما از زمان یک روزه و ناکافی محل محاجه آنها بود یا گرانی کتاب موضوع دوم و پیدا نکردن برخی کتاب نیز مسأله ای بود که اشاره داشتند.

خاطره خوش از این سفر داشتندچرا که به قول خودشان دغدغه رفت و آمد و اسکان  وسایر موارد را نداشتند. و به همین دلیل تنها چیزی که فکر می کردند کتاب و خرید آن بود.

پس از شام و استراحت به رسم هر شب به چند اتاق رفتیم تا پای صحبت شان بنشینیم و از درد دل هایشان بشنویم. دریکی از اتاق ها بودیم که تلفن مولوی زنگ خورد و خبر از آمدن نماینده  سراوان و نماینده چابهار داد.

یکی ازبرکات این سفر دیدارنمایندگان مجلس با همشهریان خود بود تا نظرات  و دغدغه های علمای محل خود رادرمحیطی گرم وصمیمی  بشنوند تا به مسئولین مربوطه انتقال  دهند. انهاگرم صحبت بودند که ما خداحافظی کرده وبه اتاق خودمان برگشتیم.

 

 

بازدید از موزه عبرت

 

 

 یکی از برنامه های این سفر دو روزه بازدید از موزه عبرت بود، درطول راه ازآنها پرسیدم که این موزه رادیده اید یا اسمش را شنیده اید؟ همگی اظهار بی اطلاعی نموده و تعجب می کردند، البته این امر طبیعی است چرا که در همین تهران بسیاری هستند که ازوجود چنین مکان هایی بی خبرند و این به عدم اطلاع رسانی رسانه ها به ویژه رسانه ملی برمی گردد.

دم در موزه همگی پیاده شد، ساختمان هیچ نشانه ای از اینکه اینجا زندان است نداشت  و ازبیرون مانند سایر خانه ها بود. اگر تابلو بالای سردر وچند عکس روی دیوار را نمی دیدی متوجه زندان نمیشدی چرا که ما درفیلم ها داستان ها زندان ها رابابرج و بارو و درهای بزرگ با دیوارهای دندانه دار و بلند تصور می کنیم که هیچکدام در اینجا نیست.

پس لز پرداخت بلیط وارد راهرو یکی ازمخوفترین و بدترین  زندان ها و شکنجه گاههای دوران ستم شاهی پهلوی شدیم. که روی دیوار برای هرزندانی یک آجر اختصاص داده بودند که پلاکی بااسم و مشخصات زندانی روی آن نصب شده بود.

در انتهای راهرو اتومبیل ارتش بد فردوست همراه و دوست  دوران کودکی تا سقوط محمد رضا پهلوی خودنمایی میکرد، ارتشبد چند بار با ان تا کاخ همایونی رفته وفرمان قتل وشکنجه انقلابیون را از اعیلحضرت دریافته کرده است؟؟

رهنما یان و راویان موزه عبرت پیرمردانی هستند که خود طعم شکنجه و سختی رادراین زندان چشیده اند، حاج آقا سنجر و ختنی فر چنان با احساس  خاطرات ، شکنجه ها و رفتارهای زندان بانان را بازگو می کردند که همه در حال وهوای آن روزقرارمی گرفتیم.

دالان های تنگ و تاریک

اتاق های شکنجه دکترحسینی، دکتر منوچهری و... که همه از دانشگاه ستم شاهی دربار پهلوی دکترای شکنجه و اعتراف گیری را گرفته بودند و بهترین فرزندان این آب و خاک را شکنجه می کردند.

سلول های عمومی انفرادی همان جایی که کسانی چون رهبر معظم انقلاب، شهید بهشتی، ایت الله طالقانی ، دکتر شریعتی و... در آن روزها و سالها در بدترین شرایط به سربردند.

در انتهای بازدید همه براداران اهل سنت مانند من  دریک موضوع اتفاق نظر داشتیم و آن اینکه

اینجا آینه عبرت برای ستمگران وظالمان است که هیچ گاه ظلم پایدار نمی ماند.

برای این انقلاب و نظام اسلامی زحمات فراوانی کشیده شده باید در حفظ وحراست از آن تمام توان خود را بکارگیریم.

و درآخر اینکه "آزادی را رایگان به کسی نمی بخشند"

آمار
تعداد مشاهده مقاله: 350
تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 66
ارسال نظر در مورد این مقاله

شماره‌های پیشین مجله

MDB2 Error: unknown error