یکشنبه
خرداد 23
 
  • افزایش اندازه متن
  • اندازه متن پیش فرض
  • کاهش اندازه متن

از پیامبر(ص) بیاموزیم قسمت اول

مقاله 11، دوره 3، 3 (ویژه ائمه جمعه)، پاییز 1391، صفحه 33-34 XML اصل مقاله (327 K)
نوع مقاله: مقالات
نویسندگان
جواد محدثی
موضوعات
مقالات
اصل مقاله

نقش الگو در خودسازی

چه در خودسازی فردی و چه در تربیت‌های اجتماعی، «نمونه عملی» سهم عمده‌ای ایفا می‌کند.

مقصود، الگوها و سرمشق‌هایی است که تجسم آرمان‌ها و بُعد عینیّت یافته یک مکتب و مرام است.

در زبان قرآن، از این گونه سرمشق‌های کمال و الگوهای تزکیه و تربیت، به «اسوه» یاد شده است.

هم حضرت ابراهیم(ع) در مسیر مبارزاتی توحیدی خویش، الگوی موحّدان معرّفی شده است، (1) هم رسول گرامی اسلام(ص) در بعد اخلاق و معاشرت، اسوه مسلمان به حساب آمده است. (2)

در بحث‌های تربیتی و اخلاقی نیز، گاهی می‌توان به صورت «اخلاق نظری» تعالیم دین و قرآن را مطرح کرد و گاهی به شکل «اخلاق عملی».

هر دو شیوه، مطلوب و مفید است؛ اما آنچه به نظر، سازنده تر می‌رسد، پرداختن به سیره عملی و روش‌های رفتاری بزرگانی است که جنبه اسوه و الگویی دارند و نوعی «میزان» به حساب می‌آیند به همین دلیل، در این نوشتار در پی شناختن سیره اخلاقی پیامبرخدا(ص) و آشنایی با سنت‌های رفتاری اوییم و امیدواریم توفیق تأسی به آن اسوه پاک را خداوند به ما ارزانی دارد.

 رسول خدا(ص) اسوه کامل

اگر نسبت به سرمشق بودن هرکس دیگر، شبهه و تردیدی باشد، الگو بودن حضرت رسول(ص) بی هیچ تردیدی، از سوی خدای متعال تثبیت و امضا شده است واخلاق والای نبوی که عامل عمده محبوبیت او در میان امت، و سبب اصلی موفقیت اودردعوت دینی بوده، درقرآن کریم به صراحت ستوده شده است: «اِنَّکَ لَعَلی خُلُق عَظیم» (3) امت محمدی مأمورند تا از خصلتها و خلق و خوی فردی و اجتماعی آن حضرت، تبعیت کنند و آن پیامبر رحمت و الگوی کمال را «اسوه» خویش قرار دهند.

در تبعیت از اخلاقیات برجسته یک الگو، آشنایی با ریز و جزئیات زندگی و رفتار او ضروری است، تا هم از کلّی گویی پرهیز شود، هم آن ویژگی‌ها به صورت عینی و کاربردی سرمشق عمل قرار گیرد.

سیره عملی و رفتاری رسول خدا(ص) در کتب روایی و تاریخ و مجموعه‌های گوناگون دینی ثبت شده و در اختیار ماست.

به علاوه کسانی که در آن دوره، به نقل و بازگو کردن جزئیات شکلی و شمایلی و اخلاقی افراد، حساس و دقیق بودند و در تاریخ، به عنوان «وصّاف» (توصیفگر) شناخته می‌شدند، جزئیات دقیقی از همه ابعاد زندگی پیامبر(ص) ترسیم کرده‌اند.

 در خانه

رفتار هرکس در خانه، با همسر و فرزندان و بستگان، نشان دهنده شخصیت روحی و اخلاقی اوست.

به نمونه‌هایی از سیره پیامبر(ص) در داخل خانه اشاره می‌کنیم:

 1ـ تقسیم وقت

رسول خدا(ص) در خانه اوقات خود را به سه بخش تقسیم می‌کرد:

بخشی برای «خدا».

در این بخش به عبادت و نماز و تهجّد می‌پرداخت.

بخشی برای «خانواده» و گفتگو و انس گرفتن با آنان و تأمین نیازهای روحی و عاطفی و... بخشی هم برای «خود» و «مردم»، چون در اوقات حضور آن حضرت در خانه نیز، مراجعین با وی کار داشتند.

سؤال می‌کردند، مشکلاتی برای آنان پیش می‌آمد، و وی از بخشی از وقت درون خانه، برای رسیدگی به امور مردم و برآوردن نیازهای مختلف آنان استفاده می‌کرد.

«و کانَ اِذااَوی اِلی مَنْزِلِه جَزّءَ دُخُولَه ثَلاثَةَ اَجْزاء: جُزءاً لِله عزّوجَل، و جُزءاً لاِهلِهِ و جُزءاً لِنَفْسِه، ثُمّ جَزَّءَ جَزَئهُ بَیْنَه و بَیْنَ النّاسِ، فَیَرُدُّ ذلک عَلَی العامّةِ و الخاصّةِ و لا یَدَّخِرُ عَنْهُم شَیئاً» (4)

 2ـ کمک در خانه

از فضایل یک انسان خودساخته، آن است که در کارهای خانه، به همسر خود کمک کند چه در نظافت خانه و وسایل، چه در امور طبخ و خوراک و چه هر کار دیگری.

پیامبر خدا(ص) در خانه، کفش و لباس خود را وصله می‌کرد، در را می‌گشود، شیر گوسفند و شتر را می‌دوشید، همراه خادم خانه گندم آرد می‌کرد و اگر خدمتکار خسته می‌شد، به او کمک می‌کرد و وسایل وضوی خویش را خود برمی داشت و می‌گذاشت: «وَ کانَ یَخْصِفُ النَّعلَ، و یُرَقِّعُ الثَّوبَ، و یَفْتَحُ البابَ، و یَحْلِبُ الشاةَ و یَعْقِلُ البَعیرَ فَیَحْلِبُها، وَ یَطْحَنُ مَعَ الخادمِ اِذا اَعْیا، وَ یَضَعُ طَهورَهُ باللَیلِ بِیَدِهِ....» (5)

  3 ـ هم غذایی با اهل خانه

اینکه کسی تنها غذا بخورد، یا حاضر نباشد افراد خانواده و خدمتکاران، با او بر سر یک سفره بنشینند و غذا بخورند، اخلاقی جاهلانه است و نشان از روحیه استکباری می‌دهد.

اولیای خدا، متواضعانه با اهل خانه و خادمان هم غذا می‌شدند و بر سر یک سفره می‌نشستند.

رسول خدا(ع) همه رقم غذا می‌خورد و نسبت به نوع غذا و کیفیت طبخ، ایراد نمی گرفت و از آنچه خدا حلال کرده است، همراه با خانواده و خدمتکاران غذا می‌خورد، آن هم نشسته بر زمین، چه در خانه خود و چه در میهمانی، از هر چه آنان می‌خوردند و در هر چه و بر هر چه آنان طعام می‌خوردند.

اگر مهمان می‌آمد همراه با مهمان طعام می‌خورد.

محبوبترین غذا و سفره در نزد او، آن بود که افراد بیشتری سر سفره نشسته باشند:

«کانَ رَسولُ الله یأکُلُ کُلّ الاَصْناف مِنَ الطَّعامِ وَ کانَ یأکُلُ ما اَحَلَّ الله لَهْ مَعَ اَهْلِهِوَ خَدَمِهِ اِذا اَکَلُوا، وَ معَ مَنْ یَدْعُوهُ مِن المُسلِمین علی الأرضِ، وَ علی ما اَکَلوُا عَلَیْهِ وَ مِمّا اَکَلُوا، اِلاّ أَن یَنْزِلَ بِهِمْ ضَیْفٌ فَیَأکُلُ مَعَ ضَیْفِهِ وَ کانَ اَحَبُّ الطَّعامِ اِلَیهِ ما کانَ عَلی ضَفَف» (6)

 4 ـ رختخواب ساده

ساده زیستی، در همه مظاهر زندگی آن حضرت آشکار بود.

رختخواب او پوستی بود که داخل آن لیفه و پوشال خرما پر شده بود.

بالش او نیز چنین بود.

زیراندازش یک عبا بود، که گاهی هم آن را دولا می‌کرد و بر آن می‌نشست و یا می‌خوابید.

اغلب بر حصیری می‌خوابید و جز آن، زیر آن حضرت چیزی نبود و چون به رختخواب می‌رفت، به پهلوی راست می‌خوابید و دست راست خود را زیر صورت راست خود قرار می‌داد:

«کانَ فَراشُ رَسوُلِ الله (صلّی الله علیه وآله) عَبائَةٌ... و کانَ لَهُ فَراشٌ مِنْ أدْم حَشوُهُ لیفٌ، و کانَتْ لَهُ عَبائةٌ تُفْرَشُ لَهُ حَیْثُما إنْتَقَلَ وَ تُثَنّی ثِنْتَیْنِ وَ کانَ کثیراً ما یَتَوسَّدُ وَسادَةً لَهُ مِنْ أدمً حَشْوُها لیفٌ وَ یَجْلِسُ عَلَیْها... وَ کانَ یَنام عَلی الحَصیرِ لیسَ تَحْتَهُ شَْیءٌ...» (7)

 5 ـ خواب و بیداری

رسول خدا(ص) هرگاه از خواب برمی خاست به سجده در پیشگاه خدا می‌پرداخت.

هنگام خواب، مسواک را بالای سر خود می‌گذاشت.

همین که بیدار می‌شد، شروع می‌کرد به مسواک زدن... هر شب، سه بار مسواک می‌زد: یک بار قبل از خواب، یک بار وقتی از خواب برای نماز شب بیدار می‌شد، و یک بار هم وقتی که می‌خواست برای نماز صبح، از خانه به مسجد برود.

چون بیدار می‌شد می‌فرمود: «حمد خدایی را که پس از مرگم مرا زنده کرد.

پروردگارم آمرزنده و شکور است» (8)

 6 ـ احترام به واردین

حرمت نهادن به آن که بر انسان وارد می‌شود، شرط ادب است، و بی اعتنایی و برخورد متکبرانه، دور از اخلاق اولیای خداست.

رسول خدا(ص) به کسی که وارد بر آن حضرت می‌شد، احترام می‌کرد و یکی از نمودهای این احترام، آن بود که زیرانداز خود را در اختیار او می‌گذاشت و او را روی تشک خود می‌نشاند و اگر او قبول نمی کرد، آن حضرت آن قدر تأکید می‌فرمود تا بپذیرد: «وَ کانَ یُؤثِرُ الدّاخِلَ عَلَیْهِ بِالوَسادةِ الَّتی تَحْتَهُ، فَاِنْ اَبی اَنْ یَقْبَلها عَزَمَ عَلَیهِ حتّی یَفْعَل» (9)

هرگاه کسی وارد می‌شد و خدمت آن حضرت می‌نشست پیامبر هرگز از مجلس او برنمی خاست و نمی رفت، تا اینکه خود آن شخص برخیزد و برود:

«ما قَعَدَ اِلی رَسوُلِ اللهِ رَجُلٌ قَطُّ حتّی یقُومَ» (10)

از سلمان فارسی نقل شده است که: خدمت پیامبر اکرم(ص) رسیدم، او بر بالشی و زیراندازی نشسته بود، آن را به طرف من افکند (تا بر آن بنشینم).

آنگاه فرمود: «ای سلمان ! هیچ مسلمانی بر برادر مسلمانش وارد نمی شود و او به عنوان اکرام و احترام، زیرانداز برایش نمی گسترد، مگر آنکه خداوند او را می‌بخشاید». (11)

 پینوشت:

1. قَدْ کانَتْ لَکُم اُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فی اِبراهیمَ وَالَّذینَ مَعَهُ (ممتحنه، آیه 24).

2. لَقَدْ کانَ لَکُم فی رَسُولِ اللهِ اُسْوَةٌ حَسَنَةٌ (احزاب، آیه 21).

3. سوره قلم، آیه 4.

4. مکارم الاخلاق، طبرسی، ص 13.

5. بحار الانوار، علامه مجلسی، ج 16، ص 227.

6. مکارم الاخلاق، ص 26.

7. همان، ص 38.

8. مکارم الاخلاق، ص 39.

9. سنن النبی، علامه طباطبایی، ص 53.

10. همان، ص 51.

11. همان.

آمار
تعداد مشاهده مقاله: 317
تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 47
ارسال نظر در مورد این مقاله

شماره‌های پیشین مجله

MDB2 Error: unknown error