یکشنبه
خرداد 23
 
  • افزایش اندازه متن
  • اندازه متن پیش فرض
  • کاهش اندازه متن

جانمایه های وحدت راه‌کارهای وحدت آفرین (بخش پایانی)

مقاله 13، دوره 2، شماره 5، پاییز 1390، صفحه 30-33 XML
نوع مقاله: مقالات
نویسندگان
رضا وطن دوست
چکیده
جهت‌دهی به شعائر اسلامی
از آن‌رو که شعارها اغلب با نوعی حماسه همراه است و تبیین و عملی ساختن آن،‌احساسات دیگران را تحریک می‌کند، بر فرقه‌های اسلامی بایسته است تا آن‌جا که شرایط و موقعیت زمان اجازه می‌دهد، شعارهای مذهبی خود را تعدیل کنند و آن‌ها را به گونه‌ای طرح و عملی سازند که به تحریک دیگر فرق اسلامی نینجامد. به جای آن‌که مسلمانان، در دخل حوزه خودی، آن شعارها را در مقابل دیگر گروه‌ها سر دهند و به رخ دیگران بکشند، می‌باید در جهت تقویت شعارهایی مشترک مانند شعار «الله اکبر» و «لا اله إلا الله» تلاشی جدی مبذول دارند، چرا که دامن زدن افراطی به شعارها و شعائر فرقه‌ای در برابر دیگر مسلمانان، جز کینه و خون‌ریزی و صف‌آرایی فرق اسلامی در برابر یکدیگر، چیزی به همراه ندارد.
بنابراین، به جای این‌که مسلمانان شعارهای خود را در برابر دیگر فرقه‌های اسلامی مطرح کنند و به اقامه شعائر خود بپردازند، باید آن را با همان محتوای مشترک، در برابر بیگانگان سر دهند و شعائر اسلامی را با انگیزه الهی برپا دارند.
موضوعات
مقالات
اصل مقاله

همدلی در جوامع اسلامی

از کنار هم بودن بدن‌ها چه سود، آن‌گاه که دل‌ها از هم دور باشند، و از فاصلة جسم‌ها چه غم، آن‌گاه که میان دل‌ها پیوندی عمیق برقرار باشد. شریعت اسلام آمد تا به رغم تفاوت زبان‌ها و نژادها و تنوع رنگ‌ها و ملیت‌ها، میان مسلمانان الفت برقرار کند و دل‌های آنان را به یکدیگر مهربان و نزدیک سازد و به این وسیله، وحدتی فراگیر در جوامع اسلامی پدید آورد. امام علی(ع) در ضرورت همدلی میان مسلمانان که وحدتی پایدار در پی دارد، فرمود: «إنّه لا غَناء فی کثرة عدد کم مع قلّة اجتماع قلوبکم»؛ به یقین، فراوانی تعداد شما سودی ندارد، آن‌گاه که همدلی شما اندک باشد.

 

شناخت متقابل

آن‌گاه که سخن از وحدت و همگرایی در جامعة توحیدی است، شناخت درست مکتب اسلام و آشنایی با اعتقادات دیگر فِرَق اسلامی امری ضروری است؛ چرا که دین منهای علم وآگاهی، چیزی جز تفرقه و پراکدگی در دامن خود نمی‌پروراند، همان‌طور که هم‌زیستی فِرق اسلامی بدون شناخت یکدیگر، چیز جز کینه و دشمنی در پی ندارد. سخن امام علی(ع) دلیلی روشنبر این مطلب است که فرمود: «الناس أعداء‌ ما جهلوا»؛ مردم با آنچه که نمی‌داند دشمنی می‌کنند.

 بنابراین، اگر برادران اهل سنت، شیعیان و باورهایشان را به خوبی بشناسند و تمایز میان آنان و فرقه غُلات را بدانند، در خواهند یافت که نه خدای آنان علی(ع) است، نه قرآن شان مصحف فاطمه(س) است و نه قبلة آنان کربلا و نجف؛ هم چنان که اگر شیعیان نیز برادران اهل سنت را به خوبی بشناسند و تفاوت میان آنان و ناصبی‌ها را بدانند، خواهند فهمید که اهل سنت نز اهل بیت رسول خدا(ص) را قبول دارند و به آنان احترام ویژه می‌گذارند. بی‌جهت نیست که از دیرباز گفته‌اند: «المسلمون إذا تعارفوا تآلفوا».

 

گفت‌وگوی مثبت

وحدت و همدلی به معنای کنار گذاشتن تبادل افکار و اندیشه‌ها و پرهیز از اطلاع‌رسانی درست نیست، بلکه به معنای پرهیز از رفتارهای ناشی از تعصبات نژادی، قومی و قبیله‌ای و گشودن فضایی مناسب برای گفتمان درست است. بی‌گمان اگر این طرح، جدی گرفته شود و دربارة مسائل مورد اختلاف، به دور از هرگونه تعصبی گفت‌وگوی عالمان صورت گیرد، اختلافات به حداقل می‌رسد و بسیاری از بدبینی‌ها به خوش‌بینی تبدیل می‌شود و پراکندگی‌های دردآور جای خود را به همسویی مسرت‌بخش می‌دهد. چه زیباست که اندیشمندان فِرق اسلامی رفتار خردمندانة‌ دو عالم فرزانه شیخ سلیم بِشری و سیدعبدالحسین شرف‌الدین را الگوی خویش قرار دهند که نتیجة گفت‌وگوی عالمان و دوستانة آنها کتاب گران‌سنگ المراجعات شد؛ کتابی که حاوی دیدگاه‌های مشترک دو مذهب تشیع و تسنن است.

نکتة شایان توجه آن‌که هرچند این طرح، طرحی مثبت و مؤثر است، اصول و آدابی ویژه خود دارد که لازم است در هنگام گفت‌وگو مورد توجه دو طرف قرار گیرد. یکی از این آداب، رعایت شیوة درست گفتمان است. قرآن کریم درباره روش گفت‌وگو با صاحبان دیگر ادیان می‌فرماید: «جادِلهُم بِالَّتی‏ هِیَ أَحسَنُ»؛ با آنان به شیوه‌ای که نیکوتر است؛ مناظره و استدلال کن.

همان‌طور که از این آیه برمی‌آید،‌ به رغم آنکه حقانیت پیامبر و ناحق بودن طرف گفت‌وگویش آشکار است، پیامبر دستور یافته است تا به هیچ روی پا از جادة مجادلة‌ نیکو بیرون ننهد و همواره به مجادلة احسن بپردازد.

قرآن کریم در جای دیگر، درباره ضرورت به کارگیری این شیوه در گفت‌وگو با اهل کتاب،‌ هم به مجادلة‌ احسن دستور داده و هم آن را تفسیر کرده است:

«وَ لا تُجادِلُوا أَهلَ الکِتابِ إِلاَّ بِالَّتی‏ هِیَ أَحسَنُ... وَ قُولُوا آمَنَّا بِالَّذی أُنزِلَ إِلَینا وَ أُنزِلَ إِلَیکُم وَ إِلهُنا وَ إِلهُکُم واحِدٌ وَ نَحنُ لَهُ مُسلِمُونَ»؛ جز با شیوه‌ای که بهتر است،‌ با اهل کتاب مجادله نکنید... و بگویید: به آن چه بر ما و بر شما نازل شده است، ایمان آوردیم، و خدای ما و شما یکی است و ما تسلیم اوییم.

همان‌طور که از این آیه استفاده می‌شود،‌ گفت‌وشنود نیکو آن است که دو طرف گفت‌وگو بر نقاط مشترک تأکید ورزند و باورهای درست طرف مقابل را بپذیرند و سپس به گفت‌وگو در دیگر زمینه‌ها بپردازند.

یکی دیگر از اصول و آداب گفت‌وگو، داشتتن اطلاعات کافی در خصوص موضوع مورد گفت‌وگو است. گفت‌وگو کننده نباید وارد مقوله‌ای شود که از آن آگاهی لازم راندارد؛ زیرا تجربه نشان داده است که گفت‌وگوی فاقد مبنای علمی نه تنها هیچ کمکی به اتحاد نمی‌کند، که زمینه‌ساز اختلاف و پراکندگی است. از این را از قرآن کریم بیاموزیم که در ضرورت پرهیز از گفت‌وگوی بدون علم و آگاهی فرمود: «فَلِمَ تُحَاجُّونَ فیما لَیسَ لَکُم بِهِ عِلمٌ»؛ چرا درباره آن چه نمی‌دانید، گفت‌وگو می‌کنید؟

عینی بودن موضوع گفت‌وگو، هدفمند بودن گفت‌وگو، حسن برخورد و رعایت اخلاق اسلامی، اعتقاد به آزادی اندیشه، برخورداری از سعة صدر در شنیدن آرای مخالف، انعطاف‌پذیری و پذیرش دیدگاه حق، پرهیز از هرگونه تعصبات نژادی، قومی و جغرافیایی، طرح مسائل در فضایی سالم، پرهیز از برخوردهای احساسی، آشنایی با مبانی دیدگاه طرف مقابل و درک مقاصد او، وجود مجال کافی برای هر یک از طرف‌های گفت‌وگو به منظور تبیین دیدگاه خود و مانند آن از جملة‌اصول و آداب گفت‌وگوست.

 

تسامح در چندگرایی

این واقعیت را نباید انکار کرد که حیات بشر در تمام شئونش با نوعی تکثر در اندیشه و تنوع در عقیده رقم خورده است و این تفاوت‌ها و تمایزها چونان سیرت و صورت افراد، اجتناب ناپرند؛ چرا که هیچ دو انسانی را نمی‌توان یافت که در تمام باورها، اراده‌ها وعواطف، هم عقیده و هم ر‌فکر باشند. همین تفاوت‌هاست که سر منشأ بسیاری از اختلافات عقیدتی و احساسی است. از این رو، باید در ساحت حیات اجتماعی بشر، تنوع و تکثر را پذیرفت و با قومیت‌ها و دیدگاه‌های مختلف کنار آمد. شهید مطهری در اشاره به این واقعیت اجتناب‌ناپذیر، خود انسان را عاملی برای اختلاف می‌داند و در پاسخ به چرایی این حقیقت می‌گوید: «هر کسی به حکم غریزه و طبیعتی که دارد، ‌به دنبال منافع شخصی و دور کردن زیان‌ها از خود است و این خود، عاملی برای تصادم و اختلاف میان انسان‌هاست.»

جالب این است که قرآن کریم از وجود این تنوع و تکثر خبر داده و آن را در جوامع بشری امری طبیعی معرف کرده است: «وَ جَعَلناکُم شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا». قرآن حتی آن را مستند به خواست خدا دانسته، می‌فرماید: «وَ لَو شاءَ رَبُّکَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً واحِدَةً وَ لا یَزالُونَ مُختَلِفینَ»؛ اگر پروردگارت می‌خواست، همة مردم را در حالی که با هم اختلاف دارند، امتی واحد قرار می‌داد.

پیامبر اکرم(ص) در این‌باره که وجود اختلاف در جامعه امری طبیعی است، می‌فرماید:

«إنّ الله قضی الفرقة والاختلاف علی هذه الأمّة، و لو شاء لجمعهم علی الهدی حتّی لا یختلف اثنان من خلقه و لا یتنازع فی شیء من أمره و لایجحد المفضول ذا الفضل فضله؛ خداوند گروه گرایی و پراکندگی را بر این امت روا دانسته است. او اگر می‌خواست، همه را طوری بر شاهراه هدایت گرد می‌آورد که حتی دو نفر از بندگانش با یکدیگر اختلاف نکند و در هیچ امری به تنازع نپردازند و فرد دون‌مایه فضایل بالادست خویش را انکار نکند.

امام علی(ع) نیز در یکی از حکمت‌های خود به وجود اختلاف در جامعة اسلامی اشاره کرده است.

یکی از یهودیان به آن حضرت گفت: «هنوز پیامبرتان را دفن نکرده بودید که در او اختلاف کردید.» آن حضرت در پاسخ او فرمود: «ما دربارة آنچه از او رسیده است؛ اختلاف کردیم، نه در خصوص شخص او».

آنچه در این سخن جلب توجه می‌کند، این است که علی(ع) ضمن پذیرش وجود اختلاف در جامعه، محل اختلاف را به درستی نشان داد. آن حضرت با رد برداشت نادرست بیگانگان، هم به جامعة اسلامی کرامت بخشید و هم بر ضرورت تحمل عقاید و اندیشه‌های مختلف در جامعه تأکید کرد و از همه مهم‌تر آن که اماماین واقعیت را هویدا ساخت که اختلاف مسلمانان درباره شخص پیامبر(ع) و آیین او نیست، بلکه درباره روایاتِ رسیده از اوست.

 

نقد دور از توهین

هر جا اختلاف باشد، نقد نیز خواهد بود. بنابراین، توصیه به اتحاد به این معنا نیست که هیچ نقد وانتقادی نباشد، بلکه به این معناست که اگر نقد و انتقادی در میان است،‌ لازم است دور از هرگونه توهین و تمسخر باشد؛ زیرا همان‌طور که انتقادسازنده سومند است، به همان اندازه انتقاد توأم با توهین زیانبار است.

این را از قرآن بیاموزیم که از هر نوع بد دهنی نهی کرده است: «وَ لا تَسُبُّوا الَّذینَ یَدعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدواً بِغَیرِ عِلمٍ»؛ به آنان که جز خدا را می‌خوانند، ناسزا نگویید که آنان از روی دشمنی و نادانی، خدا را ناسزا خواهند گفت.

بنابراین، با استناد به این آیه و دیگر آموزه‌های اسلامی باید به باورها و دیدگاه دیگران احترام گذاشت و از هر گونه اظهار نظری که توهین به باورهای طرف مقابل تلقی شود و یا به تحقیر دیگران بینجامد، باید اجتناب ورزید. قرآن در این‌باره که چگونه باید با مخالفان مناظره کرد، به پیامبر اکرم(ص) آموخته است تا با حفظ احترام به عقاید و افکار طرف گفت‌وگو و پرهیز از هرگونه توهین به او، این چنین سخن بگوید: «إِنَّا أَو إِیَّاکُم لَعَلى‏ هُدىً أَو فی‏ ضَلالٍ مُبینٍ (24) قُل لا تُسئَلُونَ عَمَّا أَجرَمنا وَ لا نُسئَلُ عَمَّا تَعمَلُونَ»؛ در حقیقت ما یا شما بر هدایت یا گمراهی آشکاریم. بگو از آن‌چه ما مرتکب شده‌ایم، شما بازخواست نخواهید شد و ما نیز از آنچه شما انجام می‌دهید، بازخواست نخواهیم شد.

پیامبر اکرم(ص)‌ با آن‌که در شاهراه هدایت بود و هرگز گَردِ جُرم و گناه بر دامنش ننشسته بود،‌ هدایت و پاکدامنی خویش را به رخ مشرکان نکشید و آنان را گمراه و مجرم نخواند، بلکه به دور از هرگونه توهین به آنان و بدون متهم کردن آنها به بی‌دینی، به گفت‌وگو با آنان پرداخت.

امام علی(ع) که در مکتب متعالی قرآن پرورش یافته است، حتی آن‌گاه که درباره دشمنی سفاک مانند معاویه سخن می‌گوید، به گونه‌ای رفتار می‌کند که حتی ممکن است برخی بپندارند شاید دشمن آن حضرت بر حق باشد. علی(ع) در جریان انتخاب حَکَم، به حَکَمَین فرمود: «انظروا فإن کان معاویة أحقّ بها أثبتاه و إن کنتُ أولی بها فأثبتانی»؛ بنگرید که اگر معاویه را برای حکومت سزاوارتر یافتید، حکومت را به وی وانهید و اگر تشخیص دادی که من شایسته‌ترم، مرا در این امر تثبیت نمایید.

 

عفو و مدارا

گرچه به تناسب شرایط زمان گاه باید بر دشمن سخت گرفت و بر او ضرباتی کاری وارد آورد، اما اگر در میان مسلمانان اختلافی رخ دهد، نباید با مخالفان خشونت ورزید، بلکه باید به جای طرد این مخالفان، بدی‌های آنان را دور ساخت؛ چرا که حوزة‌ اسلام، کانونی است که بر مدار مهر و دوستی می‌چرخد و در آسمان این دین، صلای «رُحَماءُ بَینَهُم» و «خُذِ العَفوَ وَ أمُر بِالعُرفِ وَ أَعرِض عَنِ الجاهِلینَ» طنین انداز است.

قرآن شیوه برخورد با مخالفان را به همگان می‌آموزد: «وَ لا تَستَوِی الحَسَنَةُ وَ لاَ السَّیِّئَةُ ادفَع بِالَّتی‏ هِیَ أَحسَنُ»؛ هرگز نیکی و بدی یکسان نیست؛ بدی را با نیکی دفع کن. سپس این دستور را برهانی کرده، می‌فرماید: با این روش، کینه و دشمنی مخالفان به دوستی تبدیل می‌شود و آنان دوستان صمیمی خواهند گردید: «فَإِذَا الَّذی بَینَکَ وَ بَینَهُ عَداوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمیمٌ»؛ ناگاه همان که بین شما و او دشمنی است،‌گویی دوستی صمیمی خواهد شد.

 سیره پیامبر اسلام(ص) نیز همین‌طور بوده است؛ چنان‌که وقتی قریشیان با هدف برانداختن نخستین حکومت اسلامی،‌ به سوی مدینه لشکرکشی کردند، پیامبر با تمام قدرت مقاومت کرد که جنگ‌های احد و خندق گواه این مطلب است؛ اما آن‌گاه که در فتح مکه، مقاومت مکّیان را در هم شکست و زمینه اصلاح آنان را فراهم دید، غیر از چند نفر که قابل اصلاح و لایق رأفت آن حضرت نبودند، تمام مکّیان را بخشید و شعار انتقام‌جویانة «الیوم یوم الملحمة» (امروز روز انتقام است) را به شعار محبّت‌آمیز «الیوم یوم المرحمة» (امروز روز گذشت است) مبدل ساخت و چونان یوسف پیامبر فرمود: «لا تَثریبَ عَلَیکُمُ الیَومَ»؛ امروز خجل و متأثر نباشید.

حاصل رأفت پیامبر آن شد که مکّیان فوج فوج به اسلام گرویدند و به گفته امام صادق(ع) قریشیان چونان مردگان که در قیامت به یک‌باره از آرامگاه‌های خود بیرون می‌شوند و در ی جا گرد می‌آیند، از بی‌دینی دست کشیدند و به آیین اسلام درآمدند: «فخرج القوم کأنّما أنشروا من القبور و دخلو فی الإسلام».

 

پیراستگی

شیطان دشمنی آشکار برای انسان است. از این رو، قرآن کریم آدمی را از پیروی او بر حذر داشته، می‌فرماید: «لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیطانِ إِنَّهُ لَکُم عَدُوٌّ مُبینٌ». این بدان دلیل است که پیروی از او به دشمنی و پراکندگی میان مؤمنان می‌انجامد: «إِنَّما یُریدُ الشَّیطانُ أَن یُوقِعَ بَینَکُمُ العَداوَةَ وَ البَغضاءَ». از این رو هر قدر انسان شیطان را از خود دور کند، به همان اندازه به دیگر برادرانی ایمانی نزدیک می‌شود و هر قدر از خواسته‌های شیطانی دل بکند، به همان اندازه به جامعة ایمانی دل می‌بندد.

از برخی آیات قرآن چنین برمی‌آید که تقوا پیشگی عاملی مؤثر برای ایجاد وحدت و همگرایی است و از پراکندگی و واگرایی باز می‌دارد: «وَ إِنَّ هذِهِ أُمَّتُکُم أُمَّةً واحِدَةً وَ أَنَا رَبُّکُم فَاتَّقُونِ»؛ این امت شماست که امتی یگانه است و من یگانه پروردگار شمایم؛ پس، ‌از من پروا کنید.

هم چنین امام علی(ع) پیراستگی درونی فرشتگان را سبب مبرّا بودن آنان از اختلاف و پراکندگی شمرده است: «فرشتگان به دلیل عدم استیلای شیطان بر آنان، دربارة پروردگارشان اختلافی نمی‌کنند و به سبب عدم برخوردهای نادرست، راه جدایی در پیش نمی‌گیرند. کینه و حسد بر آنان چیره نگشته و انواع شک و تردید آنان را از هم جدا نمی‌سازد و تصمیم‌گیری‌های پنهان آنان را به تفرقه وا نمی‌دارد.»

 

عبرت از تاریخ

تاریخ بشر حاکی از این سنت الهی است که هرگاه قومی، یک‌دل و یک‌زبان گردند، سیادت می‌یابند، همان‌طور که اگر گرفتار تفرقه و پراکندگی شوند، ناگزیر از پذیرش زلت و خواری خواهند گشت. امام علی(ع) که بیش از هر کسی از پراکندگی مسلمانان رنج برده و زیان‌های دردآور آن را تحمل کرده است، در خصوص ضرورت عبرت‌گیری از تاریخ بخش می‌گوید:

«از بلاها و عقوبت‌هایی که بر امت‌های پیشین به کیفر کارهای ناپسندشان فرود آمد، بپرهیزید و حالات آنان را در خوبی‌ها و بدی‌هایشان به یاد آورید و از این‌که به سرنوشت آنان دچار شوید، بترسید. آن‌گاه که در دو حالت متفاوت آنان اندیشیدید، عهده‌دار آن حالتی شوید که عاملی برای تأمین عزت آنان بود، دشمنانشان را دور ساخت، عافیت و نعمت را برای آنان به ارمغان آورد و رشتة کرامت را به آنان ارزانی داشت. این حالت، همان بود که از تفرقه و جدایی پرهیز کردند، بر وحدت و همدلی همت گماشتند و یکدیگر را به همگرایی توصیه نمودند. و از آن حالتی که ستون فقران آنان را شکست و قدرتشان را تباه ساخت، پروا کنید. این حالت، کینه‌توزی، دشمنی متقابل، پشت کردن به یکدیگر و به یاری هم نشتافتن بود.»

آن حضرت همچنین در تحلیلی جامعه از اوضاع جامعة عصر خود می‌فرماید:

«بر کارگزاران من و خزانه‌داران بیت‌المال مسلمانان که در اختیار من بود و بر مردم شهری که در فرمان‌برداری و بیعت با من یک‌دست بودند، رخنه کردند و آنان را که وحدت کلمه داشتند، پراکنده ساختند و همبستگی آنان را در اطاعت از من به تباهی کشیدند و بر شیعیان من تاختند و گروهی از آنان را با نیرنگ کشتند.»

بنابراین، عبرت‌گیری از تاریخ پیشینیان عاملی مؤثر در ایجاد همگرایی میان مسلمانان است؛ چرا که اگر مسلمانان از ضرورت همگرایی غفلت ورزند و گوهر وحدت را از دست دهند، همان وضعیت شومی که گذشتگان را به تباهی کشید و دل امام علی(ع) را به درد آورد، زندگی آنان را نیز تهدید خواهد کرد.

آمار
تعداد مشاهده مقاله: 324
ارسال نظر در مورد این مقاله

شماره‌های پیشین مجله

MDB2 Error: unknown error