یکشنبه
خرداد 23
 
  • افزایش اندازه متن
  • اندازه متن پیش فرض
  • کاهش اندازه متن

آسیب شناسی تحصیلی مدارس علوم دینى (قسمت دوم)

مقاله 2، دوره 2، شماره 5، پاییز 1390، صفحه 6-8 XML اصل مقاله (478 K)
نوع مقاله: مقالات
نویسندگان
مولوی عبداله عبدالرزاقی
چکیده
عوام زدگی
اشکال عمده دیگر موضوع عوام زدگی است. شهید مطهری به این عنوان عنایت ویژه دارد، ایشان در این باره می فرماید:
«آفتى که جامعه روحانیت  ما را فلج کرده و از پا درآورده است «عوام زدگى» است  .
 « عوام زدگى از سیل زدگى، زلزله زدگى، مار و عقرب  زدگى بالاتر است.»
 در مجموع دو مشکل از میان دیگر مشکلات، در این نوشتار بیش از بقیه مورد توجه است. یکی عوام زدگی و دیگری مساله مالی.
در آخر بحث به علت تقدم و اهمیت بیشتر این دو علت و مبنایی بودن این دو اشاره خواهیم کرد.
موضوعات
مقالات
اصل مقاله

آسیب شناسی تحصیلی مدارس علوم دینى  (قسمت دوم)

 

در یک استدلال ساده و قابل فهم می گوئیم که عوام زدگی اگر در روحانیت وجود داشته باشد، باعث خواهد شد تا روحانیت به جای آن که در پی حق و عمل به آموزه های حقیقی الهی باشد، در پی مردم عوام باشد. و به جای آن که کلام خدا را در نظر بگیرد و برای مردم بیان کند آن چه را که مردم عوام می پسندد در نظر بگیرد و برای دیگران بیان کند.

اثر این مسله آن است که هیچ گاه اصلاح و پیشرفت صورت نخواهد گرفت، حرف جدید بیان نخواهد شد و باب انحراف و تحریف و بدعت و تغییر و تبدیل مفاهیم دینی باز خواهد شد:

«روحانیت ما در اثر آفت عوام زدگى نمى تواند چنان که باید، پیشرو باشد و از جلو قافله حرکت کند و به معنى صحیح کلمه، هادى قافله باشد، مجبور است  در عقب  قافله حرکت کند. خاصیت عوام این است که همیشه با گذشته و آن چه به آن خو گرفته پیمان بسته است، حق و باطل را تمیز نمى دهد. عوام هر تازه اى را بدعت یا هوا و هوس مى خواند، ناموس خلقت و مقتضاى فطرت و طبیعت را نمى شناسد، از این رو با هرچیز جدیدی مخالفت مى کند و همیشه طرفدار حفظ وضع موجود است.»

از نظر شهید مطهری عوام زدگی منشاء مشکلات و معضلات بزرگ و مهم و بسیار خطرناکی است که از جمله آن کتمان حقایق و عدم اصلاح و اتخاذ روش و منش غیر عقلانی است:

«روحانیت عوام زده ما چاره اى ندارد از این که آنگاه که مسئله اى اجتماعى مى خواهد عنوان کند، به دنبال مسائل سطحى و غیر اصولى برود و از مسائل اصولى صرف نظر کند، و یا طورى نسبت به این مسائل اظهار نظر کند که با کمال تأسف علامت تأخر و منسوخیت  اسلام به شمار رود و وسیله به دست دشمنان اسلام بدهد.»

هم چنین عوام زدگی مانع ارائه درست اسلام و تحقق هدف اصلی حوزه های علمیه است چرا که در اثر این آفت آن ها که حرف حق را در این راه می دانند سکوت کرده و موافق طبع دیگران حرکت می کنند:

«افسوس که این آفت عظیم دست و پاها را بسته است و اگر نه کاملا روشن مى شد که اسلام در هر عصر و زمانى واقعا تازه است... معلوم مى شد که حتى عمیق ترین سیستم هاى اجتماعى قرن ما قادر نیست با آن چه اسلام آورده رقابت کند.

روحانیت عوام زده ما چاره اى ندارد از اینکه همواره سکوت را بر منطق، سکوت را بر تحرک، نفى را بر اثبات ترجیح دهد، زیرا موافق طبیعت عوام است.»

البته باید ذکر کرد که شهید مطهری پس از بیان اهمیت بیش از بقیه این دو مقوله عوام زدگی را معلول نظام مالی می داند:

3-مسئله مالی

اساسی ترین مسئله و آسیب حوزه های علمیه و روحانیت مسئله مالی است.

«مهمترین نقصى که در دستگاه روحانیت ما فعلا به وجود آمده مربوط به بودجه و معاش و نظام مالى و طرز ارتزاق روحانیون و طلاب  است.»

از نظر شهید مطهری صحت و سلامت این ماده می تواند والاترین قدرت را به حوزه های علمیه اعطا کند و مشکلات دیگر را حل کند: «این ماده بهترین ضامن قدرت  و استقلال سازمان روحانیت  است.»

«اگر به خواست خدا مشکل مالى سازمان روحانیت  ما حل گردد سایر نواقص به دنبال آن حل خواهد شد.»

و نقصان و ضعف آن نیز می تواند علت العلل دیگر مشکلات و ام الفساد باشد

اما سؤال این است که منظور از مسئله مالی روحانیت چیست؟ آیا اساساً وجود آن غلط است یا این که شیوه اعمال آن به طرز صحیحی نیست و یا این که مشکلات جانبی در آن وجود دارد؟

دو مسئله مد نظر است؛ اتکاء بودجه به مردم و سازمان نداشتن بودجه.

«مقصود سنت و روشى است که تدریجا در طرز اجراء و استفاده از این ماده معمول شده و به دستگاه روحانیت ما سازمان مخصوصى داده و در نتیجه، این طرز سازمان، منشأ مشکلات و نواقص فراوانى شده است.»

خلاصه آنچه که استاد مطهری در این زمینه می فرمایند این است که:

 وجوه مالی روحانیت از دست مردم می رسد و لذا روحانیت در عملکرد خود طوری عمل می کند که این منبع قطع نشود و به عبارتی مردم را راضی نگه می دارد و عوام زدگی روحانیت از اینجا کلید می خورد.

و از این جهت و با لحاظ این وابستگی یک روحانی و زعیم دینی هر اندازه هم که روشن بین و مخلص باشد نمی تواند قدم بزرگی بردارد چرا که ناچار است سلیقه عوام را رعایت کند و حریت و آزادی در اندیشه و عمل نخواهد داشت.

 

4-نبود همکاری و همفکری، نداشتن روحیه تقسیم کار

«در دنیاى امروز دیگر فکر فرد و عمل فرد ارزش ندارد، از تک روى کارى ساخته نیست، علماء و دانشمندان هر رشته دائما مشغول تبادل نظر با یکدیگرند، محصول فکر و اندیشه خود را در اختیار سایر اهل نظر قرار مى دهند. حتى علمای قاره اى با علمای قاره دیگر همفکرى و همکارى مى کنند. در نتیجه این همکاری ها و همفکری ها و تبادل نظرها بین طراز اول ها اگر نظریه مفید و صحیحى پیدا شود زودتر منتشر مى شود و جا باز مى کند و اگر نظریه باطلى پیدا شود زودتر بطلانش روشن مى شود و محو مى گردد و دیگر سال ها شاگردان آن صاحب نظر در اشتباه باقى نمى مانند.

متأسفانه در میان ما هنوز نه تقسیم کار و تخصص پیدا شده، نه همکارى و نه همفکرى، و بدیهى است که با این وضع نباید انتظار ترقى و حل مشکلات داشت.»

5-ضعف نظارت و گزینش

عدم وجود نظارت و ضعف آن یکی از مهم ترین معضلات دستگاه و نظام روحانیت است که عواقب ناگواری همچون بدنامی عموم روحانیون را در پی داشته است. بدیهی است که اگر حوزه علمیه دارای یک سازمان منظم و تشکیلات قوی می بود، به راحتی می توانست نظارتی قوی را هم اعمال کند. نظارت در تمام عرصه های مرتبط با روحانیت لازم است. البته شیوه اعمال آن بسیار مهم است و با وجود برخی شیوه ها باید گفت که نبود آن بهتر می نماید!

«طلاب  علوم دینی، کنکور ورودى ندارند و لذا ممکن است کسى که صلاحیت ورود در این مؤسسه مقدس را ندارد وارد شود»

 

راه اصلاح:

پس از ذکر مشکلات اساسی حوزه های علمیه و دستگاه روحانیت و اثبات این که دو عامل عمده عوام گرایی و وضعیت مالی منشاء دیگر مشکلات هستند و اثبات اینکه عوام زدگی هم سرمنشأ آن به موضوع مالی برمی گردد، راه اصلاح این مشکلات را بیان می کنیم.

شهید مطهری راه اصلاح علت العلل همه مشکلات را سازماندهی و نظم بخشیدن به بودجه روحانیت می داند:

«راه اصلاح این نیست که روحانیت ما بودجه عمومى نداشته باشد و هرکس از دسترنج شخصى خود زندگى کند .

راه اصلاح یک چیز است  : سازمان دادن به بودجه فعلى روحانیت»

«راه اصلاح منحصرًا سازمان دادن به این بودجه است از راه ایجاد صندوق مشترک  و دفتر و حساب و بیلان در مراکز روحانیت  به طورى که احدى از روحانیون مستقیما از دست مردم ارتزاق نکند. هر کس به تناسب خدمتى که انجام مى دهد از آن صندوق که در اختیار روحانیون طراز اول حوزه هاى علمیه خواهد بود معاش خود را دریافت کند.

اگر این کار بشود مردم به حکم عقیده و ایمانى که دارند وجوه مال خود را مى پردازند و ضمنا حکومت و تسلط عوام، ساقط، و گریبان روحانیون از چنگال عوام الناس خلاص مى گردد.

در وضع و شرایط حاضر، روحانیون شهرستان ها چاره اى ندارند از این که روحانیت  را حرفه و مسجد را محل کسب  و کار خود قرار دهند.

اگر این وضع اصلاح شود هیچ شخصى مستقیما با مردم سر و کار نخواهد داشت، مساجد از صورت دکه کسب، خارج و به این وضع تأسف آور مساجد خاتمه داده خواهد شد.

البته مشکلات و موانع  دیگری نیز سد راه پیشرفت تحصیلی در حوزه های علمیه وجود دارد که در شماره های بعد به آن خواهیم پرداخت.

آمار
تعداد مشاهده مقاله: 343
تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 56
ارسال نظر در مورد این مقاله

شماره‌های پیشین مجله

MDB2 Error: unknown error