یکشنبه
خرداد 23
 
  • افزایش اندازه متن
  • اندازه متن پیش فرض
  • کاهش اندازه متن

خاورمیانه جدید اسلامی

مقاله 21، دوره 2، شماره 4، پاییز 1390، صفحه 34-39 XML اصل مقاله (310 K)
نوع مقاله: مقالات
نویسندگان
دکتر جلیل رحیمی جهان آبادی
اهل سنت حنفی مشهد استاد دانشگاه در رشته علوم سیاسی
چکیده
شاید کمتر منطقه‌ای از جهان همچون "خاورمیانه " معروف و مشهور و طی سالها و دهه‌ها  و حتی قرنها در محور مباحث سیاسی، مذهبی، نظامی و اقتصادی عالم قرار گرفته باشد. منطقه‌ای که اگر چه  در صدر اخبار جهانی بوده  و هست اما  یکی از ناشناخته ترین و در عین حال رمز آلود ترین مناطق جهان به حساب می‌آید.
موضوعات
مقالات
اصل مقاله

خاورمیانه مهد تولد ادیان  یهودیت، مسیحیت و اسلام است و  محل ظهور پیام آوران  آسمانی و  شاهد و ناظرحوادث  بی نظیر تاریخی  بوده است. حوادثی همچون  جاری شده سیل جهانی  وطوفان نوح، سرد شدن آتش نمرود بر ابراهیم پیامبر، زندگی سراسر اعجاب یوسف نبی، شکافته شدن رود نیل، سخن گفتن خداوند با موسی کلیم الله در طور سینا، غلبه داوود نبی بر جالوت،ظهورسلیمان نبی و حوادث عجیب دوران  ایشان، تولد مسیح و عروج ایشان به آسمان، واقعه بی نظیر عام الفیل و شکست مهاجمان به کعبه توسط پرندگان آسمانی، انتخاب آخرین واسطه آسمان و زمین از سوی خداوند و ظهور رسول آخرین محمد امین(ص) و واقعه بی مانند معراج پیامبر بزرگوار اسلام(ص)  و سفر آسمانی ایشان و دهها حادثه بی نظیر و کم نظیر دیگر که همگی تاریخ بشریت بی مانند و در خاورمیانه رخ داده‌اند.

این منطقه علاوه بر مهد ادیان، گهواره باستانی‌ترین تمدن‌های بشری همچون فینیقی‌ها، بابلی‌ها، آشوری‌ها، کلدانی‌ها، مادها، هیت‌ها، کنعانی‌ها؛ پارس‌ها و سایر قومیتهای کهن بشری نیز بوده است.  پس به گزاف نگفته‌ایم اگر خاورمیانه را خاستگاه اولیه تاریخ تمدن بشری در دین باوری،فرهنگ و زندگی اجتماعی بدانیم. منطقه‌ای که در جهان شاید نتوان به قدمت، عظمت، و شکوه تاریخی و اهمیت مذهبی و سیاسی‌اش، رقیبی برای آن جستجو کرد شاید به همین دلایل است که می‌توان این منطقه را امروزه "قلب زمین "نامید قلبی که اگر هر کس بر آن حاکم باشد بدون شک بر جهان  امروزحکومت خواهد کرد.

واژه شناسی

منطقه‌ای در شمال افریقا و غرب آسیا و شبه جزیره عربی را امروزه عربها با عنوان "الشرق الاوسط" و ایرانی‌ها "خاورمیانه "و غربی‌ها "Middle East" می‌نامند. واژه خاورمیانه با هر ترجمه‌ای که بیان شود یک اصطلاح غربی است چون غربی‌ها خود را طبق معمول محور جهان و مکان فرض کرده و فاصله خود را با شرق سنجیده اند و شرق آسیا را که به اروپا دور بوده "شرق دور" و منطقه ما را که نزدیکتر به اروپا بوده شرق میانه و مناطق نزدیکتر به خود را شرق نزدیک نامیده اند. گویا محور کائنات و جهان اروپاست و همه مناطق باید در قیاس با آنجا نام گذاری و فاصله گذاری گردد و واژه خاورمیانه هم سوغات همین تفکر خودمحورانه غربی‌ها برای منطقه ما و نام گذاری آن بوده است.

واژه خاورمیانه " Middle East" اولین بار توسط یک افسر نیروی دریایی امریکا به نام "آلفرد ماهان" در سال 1902 میلادی به کار گرفته شد  که منظورش از این اصطلاح مناطق اطراف خلیج فارس بود  او در نشریه  "Nation Review" با نوشتن مقاله‌ای این واژه جدید را پیشنهاد کرد. (جهت مطالعه بیشتر در این خصوص نگاه کنید به کتاب جغرافیای سیاسی خاورمیانه و شرق آفریقا نوشته آلاسدیر درایسدل و جرالد اچ.بلیک ترجمه دره میر حیدر مهاجرانی چاپ تهران انتشارات وزارت امور خارجه سال 1369 صفحه 20)

در همین دوران لرد کرزن (وزیر خارجه وقت بریتانیا ) در مجلس اعیان  کشورش ضمن اشاره به مقاله آلفرد ماهان در نشریه مذکور اظهار داشت که خاورمیانه اصطلاح مفیدی است و وی قصد دارد این عنوان را در مکاتبات رسمی دولت بریتانا به کار برد. در طول جنگ جهانی دوم نیز انگلیسیها  به بخشهایی از از شمال و شرق آفریقا و نیز غرب آسیا شامل ایران و ترکیه و کشورهای عربی واقع در شبه جزیره، عنوان منطقه خاورمیانه خطاب می‌کردند و کم کم این اصطلاح و واژه سیاسی و جغرافیایی رایج گردید.

تولد خاورمیانه جدید

زمانی که در دوران ریاست جمهوری جورج بوش پسر صحبت از خاورمیانه جدید به میان آمد و کاندولیزا رایس وزیر خارجه دولت امریکا (که خود دختر یک کشیش پروتستان  و یک صهیونیست مسیحی است) با لبخند از تحمل درد تولد خاورمیانه جدید  از سوی مسلمانان سخن می‌گفت شاید کمتر کسی گمان می‌کرد که این خاور میانه جدید با این سرعت متولد گردد و شکی نیست که حتی بوش و رایس هم گمان نمی کردند نوزاد متولد شده نه خاورمیانه امریکایی جدید که خاورمیانه اسلامی باشد.

رایس و بوش اگر امروز به صفحات تلویزیون‌های جهان بنگرند و فریاد الله اکبر و نماز جماعت مصری‌ها، تونسی‌ها؛ لیبیایی‌ها، یمنی‌ها و........ را در زیر باران گلوله و باتوم و شلاق حاکمان متحد امریکا در خاورمیانه ببینند اعتراف خواهند کرد که اگرچه نشانه‌های تولد خاورمیانه جدید را دیده بودند اما هرگز گمان نمی کردند که این تولد به کابوس آنان و رژیم اشغالگر قدس بدل شود و شاید اگر می‌دانستند چه کسی باید درد زایمان تولد خاورمیانه جدید را تحمل کند آنگونه با نیش و کنایه سخن نمی گفتند و برای همیشه لبخند از لبانشان محو می‌شد.

اگر چشمهایمان را باز کنیم و به آنچه  که این روزها می‌بینیم اعتماد کنیم باید اعتراف کنیم که سرزمین کهن و تاریخی خاورمیانه سرزمینی که بیداریش بیداری جهان و جنگش جنگ جهان و رکود و جمودش عقب ماندگی جهان بوده است این روزها از خوابی چند صد ساله بیدار شده و بیداری اسلامی بی نظیری را تجربه می‌کند بیداریی که خواب را از چشمان دیکتاتورها و ظالمان و مخالفان اسلام و آزادی مردم ربوده و متحدان غربی آنان را نیز در بحران عمیق سیاسی و تحلیلی فرو برده است.

تحولات بسیار سریعتر از انتظار اتفاق افتاد. یک خودسوزی اعتراض گونه در تونس به اعتراض عمومی تونسی‌ها بر علیه ظلم بن علی و خاندانش انجامید و سرنگونی سریع بن علی باتاثیری شگرف مردم مصر را به میدان التحریر کشاند و هنوز باور این اعتراض برای موافقان و مخالفان حسنی مبارک عادی نشده بود که دامنه شورش به یمن، اردن، بحرین و سرانجام لیبی رسید و‌ای بسا که به سایر کشورهای منطقه نیز که شرایطی مشابه کشورهای بحران زده دارند نیز این خیزش مردمی سرایت کند اما به راستی اگر عوامل کوتاه مدت و آنی این تحولات را عنوان کردیم ؛ریشه‌های این خیزش عمومی و مردمی در کدام حوادث است و به چه سرانجامی خواهد رسید.

تحولات خاورمیانه و پاسخ به یک ادعا

در خصوص چرایی حوادث اخیر در خاوریانه، نظریات و تحلیل‌های مختلفی مطرح می‌گردد و هر کشوری از منظر منافع ملی خود به حوادث و تحولات اخیر می‌نگرد اما با نگاهی به مجموع این نظریات و تحلیل‌ها می‌توان به طرح اصلی ترین ادعای تحلیلگران غربی اشاره نمود و به این ادعای توهین آمیز پاسخ داد

طرح ادعا : فقرمردم در خاورمیانه و کشورهای اسلامی ریشه ناآرامی ‌ها در این کشورهاست.

از سالها قبل در کتابها و مقالات متعدد منتشر شده پیرامون جنبش‌ها و حرکتهای مردمی در خاورمیانه به این مسئله پرداخته شده است که ریشه ناآرامی‌ها در این منطقه از جهان  فقر مردم و ناتوانی نظامهای سیاسی در تامین خواسته ‌های اولیه مردم در زندگی شان است. در نوشته‌های کسانی همچون ژیل کوپل  و هرایر دکمجیان می‌توان به مطالب متعددی اشاره نمود که تلاش نموده اند فقر و ناکارآمدی را چرایی بسیاری از حوادث و تحولات این منطقه معرفی نمایند. "ژیل کوپل" در  بخشی  ازکتاب "پیامبر و فرعون" که پیرامون جنبش‌های اسلامی مصر نوشته است می‌گوید"

"...مردمی که وجودشان علیرغم این روزنه‌های کوچک نارضایی روزمره، هنوز غیر قابل تحمل است به جانب شیوه‌های سنجیده تر مقاومت در برابر ستم و رنج روی می‌آورند یعنی همان..... هجرت و طغیان."

وی در این کتاب به فقر معلمانی اشاره می‌کند که در کشورهای اسلامی خوب تدریس نمی کنند چون نیازمند پول هستند و دانش اموزانی که خوب درس نمی خوانند چون پول کلاس خصوصی رفتن ندارند و کارگرانی که در انجام وظایفشان اهمال می‌کنند چون از شرایط اقتصادی خود راضی نیستند و سرانجام همه شورش‌ها و طغیان ها را به فقر و نداری نسبت می‌دهند.

در همین کتاب از فقر، بیکاری، گسترش ناکارمدی نظام سیاسی حاکم و نیازهای معیشتی مردم مصر به عنوان ریشه‌های طغیان و سرکشی یاد می‌شود.(جهت مطالعه بیشتر در این خصوص مرجعه نمایید به کتاب پیامبر و فرعون نوشته ژیل کوپل ترجمه حمید احمدی چاپ تهران انتشارات کیهان 1366  صفحه 286)

و یا هرایر دکمجیان در کتاب خود به توسعه نیافتگی و فقر مردم در برخی کشورهای شمال افریقا از جمله مصر اشاره می‌کند و ریشه اصلی گسترش اسلام خواهی را فقر مردم در خاورمیانه معرفی می‌کند

.(جهت مطالعه بیشتر در این خصوص مرجعه نمایید به کتاب  جنبش‌های اسلامی در جهان عرب نوشته  هرایر دکمجیان ترجمه حمید احمدی چاپ تهران انتشارات کیهان 1366  )

این تحلیل ها که عمدتا با دیدی توهین آمیز و مغرضانه سال هاست که به خورد مردم جهان داده می‌شود دلیل تحولات اخیر را نیز فقر می‌داند و اگر به شبکه‌های خبر رسانی برخی کشورهای غربی نگاه کنیم این توهین آشکار را که ریشه انقلاب های مردمی خاورمیانه فقر مردم آن است را تکرار می‌کنند. این در حالی است که نگاهی به آمار و ارقام منتشره از سوی منابع خود غرب در خصوص منطقه  نشان می‌دهد وضعیت کشورهایی که درگیر این تحرکات مردمی شده اند چندان نا مطلوب نبوده است.

ماجرای اخیر ابتدا از تونس آغاز شد اجازه بدهید نگاهی به وضع تونس داشته باشیم:

نرخ بیکاری این کشور در سال 2010 برابر13.3 درصد بوده است. هرچند این نرخ بیکاری، نرخ بیکاری مطلوبی نیست. اما اگر این نرخ بیکاری با نرخ بیکاری در کشورهای همسان تونس مقایسه شود، آن زمان می‌توان نسبت به چگونگی این نرخ حکم داد. این میزان از نرخ بیکاری در ردیف نرخ بیکاری کشورهایی نظیر اسپانیا(13.9درصد)، اردن(12.6 درصد)، گرجستان(13.6درصد)،  الجزایر و آلبانی(12.5درصد) قرار می‌گیرد. همچنین این نرخ بیکاری از نرخ بیکاری کشورهایی نظیر عمان و بحرین(15 درصد)، قرقیزستان(18 درصد)، گابن(21 درصد)، آفریقای جنوبی(23 درصد)، بوسنی، کامرون، لیبی، موریتانی و مالی(هریک30 درصد)، یمن(35 درصد)، افغانستان و کنیا(هریک 40 درصد)، ترکمنستان(60 درصد) و زیمبابوه(80 درصد) بسیار کمتر است. بنابراین هنگامی که تونس را با کشورهای همسایه و هم قاره‌ای اش یا همزبانش مقایسه می‌کنیم، مشخص می‌شود که نرخ بیکاری این کشور در حد متوسطِ هر یک از این جداول قرار می‌گیرد و هرچند به لحاظ تئوریهای اقتصادی نرخ بیکاری پایینی محسوب نمی شود، اما به لحاظ مقایسه‌ای نرخ بیکاری چندان بالایی هم نیست.

 

از سوی دیگر، همانطور که در نمودار شماره یک مشاهده می‌شود، نرخ بیکاری در این کشور رو به کاهش داشته و سیاست‌های اقتصادی اتخاذ شده اثرات مثبتی بر کاهش بیکاری در این کشور گذاشته بودند. بنابراین هرچند که بیکاری یکی از معضلات مهم مردم تونس به شمار می‌رفته است اما شدت آن در حدی به نظر نمی رسد که بتواند موجبات نارضایتی گسترده ودامنه دار مردمان این کشور را بوجود آورده باشد.

تولید ناخلاص داخلی تونس با شاخص برابری قدرت خرید در سال 2010 برابر 100 میلیارد دلار و با احتساب شاخص‌های اسمی برابر 44 میلیارد دلار بوده است. این ارقام، تولید ناخالص داخلی سرانه‌ای برابر 9500 دلار با شاخص برابری قدرت خرید و حدود 4000 دلار با شاخص‌های اسمی را به دست می‌دهد. این ارقام جایگاه تونس را در میانه جدول 230 کشوری به عنوان 114 امین کشور تثبت کرده است. بنابراین این رقم تولید ناخالص سرانه، رقمی در حد متوسط جهانی ارزیابی می‌شود. این رقم، تونس را پایین تر از کشورهایی نظیر آفریقای جنوبی(10 هزار دلار)، برزیل(10 هزار دلار)، ایران(11هزار دلار)، ترکیه(12 هزار دلار) و بالاتر از کشورهایی نظیر پرو(9200 دلار)، تایلند(8700 دلار)، الجزایر(7400 دلار)، چین(7400 دلار)، مصر(6200 دلار)، سوریه(4800 دلار)، اندونزی(4300 دلار) و همچنین بالاتر از بسیاری از کشورهای آفریقایی نشان می‌دهد.

همانطور که در نمودارهای  شماره 2 و 3 مشاهده می‌شود پس از روی کار آمدن بن علی در 1987؛ رشد تولید ناخالص سرانه تونس به طرز چشمگیری افزایش یافته است، در شکل شماره 3، بوضوح مشخص است در حالی که تولید ناخالص سرانه تونس قبل از 1987 روندی کند داشته است که این به معنی فقیرتر شدن هرچه بیشتر مردم این کشور است، پس از 1987 و روی کار آمدن بن علی، رشد اقتصادی این کشور شیب تندی به خود گرفت و با سرعت بسیار بالاتری افزایش یافت(نمودار شماره2) و تولید ناخالص سرانه نیز به تبع به طرز چشمگیری روند افزایشی به خود گرفت. بطوری که در 24 سال زمامداری بن علی، تولید ناخالص داخلی تونس به حدود 4 برابر دوران قبل از وی رسید.

 همانطور که در جدول شماره 2 و نمودار شماره 4 ملاحظه می‌شود،  جمعیت زیر خط فقر تونس در سال 2010 به کمتر از 4 درصد از کل جمعیت این کشور رسیده است که عددی مطلوب و مناسب است. یعنی بر طبق شاخص‌های جهانی، تنها کمتر از 4 درصد مردم این کشور فقیر محسوب می‌شوند که در میان کشورهای عربی و مسلمان و نیز کشورهای در حال توسعه رقمی بسیار خوب ارزیابی می‌شود. جالب است بدانید که این رقم برای همسایگان تونس یعنی الجزایر و لیبی به ترتیب برابر 20 و 7 درصد ارزیابی شده است. همچنین این رقم برای کشورهای در حال توسعه برزیل و ترکیه به ترتیب برابر با 30 و 20 درصد در سال 2009 ارزیابی شده است.

 نرخ تورم تونس بر اساس برآوردهای جهانی   برابر با 4.5 درصد بوده است که بازهم این کشور را در میانه کشورهای جهان از نظر این شاخص اقتصادی قرار می‌دهد. البته این نرخ تورم برای اقتصادی که حدود 4 درصد در سال 2010 رشد داشته است، نرخ تورم ایده آلی محسوب می‌شود. به عبارت دیگر برای اقتصاد در حال رشدی همانند تونس، نرخ تورم یک رقمی یک دستاورد است.(این روند موفقیت آمیز در کشورهای ترکیه و برزیل هم مشاهده می‌شود.)

اگر نگاهی به نمودار شماره 5 بیندازید، مشاهده می‌شود که از هنگام زمامداری بن علی در تونس، روند نرخ تورم نزولی بوده است. این در حالی است که قبل از آن نرخ تورم، روندی صعودی به خود گرفته بود. بنابراین شواهد می‌توان گفت دولت بن علی در زمینه کاهش نرخ تورم هم موفق عمل کرده است.

 ضریب جینی که نشان دهنده چگونگی توزیع درآمد در اقتصاد یک کشور است  برای تونس در سال 2010 برابر با 40 درصد بوده است که این کشور را تقریبا در حد بالایی کشورهای میانه جدول ضریب جینی قرار داده است. ضریب جینی شاخصی است که هرچه به صفر نزدیکتر باشد نشان از برابری درامدی بیشتری در کشور مربوط دارد.

 اگر بخواهیم تونس را در این شاخص با دیگر کشورهای همسان مقایسه کنیم، باید به ضریب جینی در کشورهای برزیل(56درصد)، شیلی(54 درصد)، مالزی(46 درصد)، آمریکا(45 درصد)، ایران(44درصد)، چین(41 درصد)، ونزوئلا و ترکیه(مشترکا 41 درصد) و الجزایر(35 درصد) مقایسه کرد. همانطور که پیداست، ضریب جینی تونس با توجه به درآمد سرانه اش در سطح نسبتا مناسبی قرار دارد. خصوصا این که این ضریب از 9 سال گذشته روند کاهشی داشته و نشان از عزم دولت بن علی برای کاهش اختلافات درآمدی دارد.

تونس در شاخص سهولت فضای کسب و کار رتبه 48 دنیا را دارد که این امر نشان از جایگاه نسبتا مطلوب این کشور در این شاخص دارد. همچنین این کشور حدود 90 هزار بشکه نفت در روز تولید می‌کند که همه آن در داخل این کشور به مصرف می‌رسد. از سوی دیگر تونس دومین کشوری است که پس از ترکیه، با اتحادیه اروپا قرارداد تجارت آزاد امضا کرده و بیش از هشتاد درصد تولیدات صنعتی اش را به خارج از کشور صادر می‌کند. از دیگر سو، این کشور به لحاظ شاخص رقابت پذیری اقتصادی جهانی  در سال 2010-2011 رتبه 32 جهانی را در میان 139 کشور، کسب کرده است که رتبه‌ای درخور و مطلوب است. در همین زمینه، تونس در میان کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا، به لحاظ شاخص رقابت پذیری، مقام چهارم را دارد. این رتبه این کشور را حتی از بسیاری از کشورهای صنعتی بالاتر قرار می‌دهد.

همچنین درصد باسوادی در تونس 74 درصد است که در میان کشورهای آفریقایی درصد مناسبی است.

جالب است بدانیم بر اساس آمارهای جهانی در آمد سرانه لیبی بیش از 4 برابر در آمد سرانه تونس و 6 برابر در آمد سرانه مصر می‌باشد

قذافی رهبری کشوری را بر عهده دارد که 6 میلیون و 420 هزار جمعیت دارد. در‌آمد سرانه لیبی هم 11 هزار و 852 دلار است. درآمدهای حاصل از فروش نفت لیبی در سال 2010 با 61 درصد افزایش نسبت به سال پیش از آن (2009) به 32 میلیارد و 430 میلیون دلار رسید.

بر پایه گزارش  خبرگزاریهای رسمی جهان، درآمدهای نفتی لیبی در سال 2009، 20 میلیارد دلار اعلام شده بود.

کل درآمدهای دولت لیبی در سال 2010 که 92 درصد از محل فروش نفت تامین شد با حدود 35 درصد افزایش نسبت به سال 2009 به 35 میلیارد دلار رسید.

لیبی بزرگ ترین ذخار نفت خام در آفریقا در اختیار دارد و پس از لغو تحریم‌های جامعه جهانی علیه لیبی، این کشور به تازگی برای توسعه ذخایر نفتی خود به دنبال جذب سرمایه شرکت‌های بین المللی است.

لیبی پس از نیجریه و آنگولا با تولید روزانه بیش از دو میلیون بشکه نفت خام به عنوان سومین تولید کننده بزرگ قاره آفریقا به شمار می‌رود.

این کشور آفریقایی در نظر داشت تا سال 2012 هدف تولید روزانه سه میلیون نفت خام را محقق سازد.

 جهت مطالعه بیشتر پیرامون  آمار تولید نفت لیبی مراجعه نمایید به ( http://www.shana.ir/164804-fa.html)

لیبی بخاطر داشتن نفت، در آمد سرانه اش نزدیک 12020 دلار میباشد که تقریبا از این نظر درآمد سرانه اش سطح کشور‌های اروپائی قرار دارد. علاوه بر آن باید درنظر داشت که در لیبی سقف قیمت کالاها و مواد غذائی اساسی ثابت بوده و حتی روزها ی اخیرپایئن تر هم آمده  بود

لیبی که یک کشور عضو اوپک و چهارمین تولید کننده بزرگ نفت در آفریقا بعد از نیجریه، الجزایر و آنگولا می‌باشد و هجدهمین تولیدکننده نفت از ۲۰ کشور بزرگ تولید کننده نفت در دنیا محسوب می‌شود. لیبی، دو درصد از کل صادرات نفت  جهان را دارا است.

 تولیدات نفت لیبی

  بنابر اداره اطلاعات انرژی آمریکا، در سال ۲۰۰۹، لیبی ۱.۷۸۹ (یک میلیون- و هفتصد وهشتادونه هزار) میلیون بشکه در روز تولید نفت کرده است که در پشت سر نیجریه با ۲.۲۱۱ (دو میلیون دویست و یازده‌هزار) میلیون بشکه در روز، الجزایر ۲.۱۲۵ (دو میلیون و صدوبیست‌و پنج هزار) میلیون بشکه در روز و آنگولا با ۱.۹۸۴ (یک میلیون و نهصد و چهل‌و هشت هزار) میلیون بشکه در روز قرار داشته است.

 ذخایر اثبات شده گاز طبیعی لیبی  در حدود ۱.۵۴۰میلیارد (یک میلیارد و پانصد و چهل- میلیون) مترمکعب است. لیبی همچنین با انعقاد قرارداد با کمپانیهای بزرگ انرژی  تا تولید گاز طبیعی خود را گسترش دهد.

 در فاصله بین سه سال لیبی، صادرات گاز- طبیعی خود را تقریباً دو برابر کرده است که از ۵.۴ میلیارد مترمعکب در سال ۲۰۰۵ به ۱۰ میلیارد مترمکعب در سال ۲۰۱۰ افزایش داده است.

 -درآمد ناخالص داخلی لیبی از ۱.۵میلیارد دلار(یک میلیارد و پانصد میلیون دلار) در سال ۱۹۶۵ به ۲۵.۴میلیارد دلار(بیست و پنج میلیارد و چهارصد میلیون دلار) در سال ۱۹۸۵ رفت و به دلیل جمعیت کم لیبی، متوسط درآمد سرانه مردم به یکی از بالاترین در جهان رسید.

 در سالهای ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰، لیبی برای اولین بار در تاریخ، یکی از- کشورهایی شد که مازاد بودجه داشت.( منابع: خبرگزاری فرانسه؛ آسوشیتدپرس )

حال آیا منصفانه است که ریشه تحولات اخیر را در فقر مردم خاورمیانه بدانیم و آیا طرح این ادعا مغرضانه و توهین آمیز نیست؟

آیا طرح کنندگان این دیدگاه‌ها نمی خواهند به اصلی ترین ریشه تحولات اخیر که  بدون شک بیداری اسلامی و شعورانسانی مردم خاومیانه است بی اعتنایی کنند؟ آیا طرح ادعای فقر به عنوان ریشه تحولات برای هدایت دولتهای جدید خاورمیانه برای تبعیت از نسخه‌های بانک جهانی و طرح‌های اقتصادانان و سیاستمداران غربی در ارائه توسعه مدل اقتصاد  سرمایه داری و نظام سیاسی لیبرال دموکراتیک  برای اینده خاورمیانه نیست؟

  اعتراضات مردمی خاورمیانه را فرا گرفته است اما اگر چشم بینا و گوش شنوایی در غرب بود باید می‌دانستند که این اعتراضات ناشی از فقر نیست بلکه فریاد اسلام خواهی و آزادی طلبی مردمی است که قرنها یا توسط غرب استثمار شده و منابعشان به نام استعمار و ابادانی به یغما رفت و یا  با سلطه دیکتاتورهای رنگارنگ مورد حمایت غرب، هر فریاد آزادی خواهی و حق طلبی در حلقوم  مردم خفه شد.

خاورمیانه جدید در حال تولد است اما این خاورمیانه  تولد دوباره خود را مدیون اسلام و بیداری اسلامی است و هویت گمشده و عظمت فراموش شده خاورمیانه  همان هویتی است که روزگاری مسلمین با آن باور و هویت پیشرو در آزادی بیان و آزادی اندیشه و سردمدار قدرت سیاسی و اقتصادی و فرهنگی جهان بودند و از روزی که از هویت اسلام دور شدند و عظمت خود را در  غیر اسلام جستجو کردند خوار و زبون گردیدند.

خاورمیانه جدید در حال تولد است اما نه خاورمیانه امریکایی و اسرائیلی و نه خاورمیانه بوش و رایس بلکه خاورمیانه اسلامی،خاورمیانه‌ای که فریاد اسلام خواهی و حق طلبی اش می‌تواند  پایان دوران تسلط امریکا را بر دولتها و جوامع جهان اسلام نوید دهد و شکوه فراموش شده این مردم را به انان بازگرداند اما لازمه این تحول بزرگ نگاهی جدی به اسیبهای احتمالی برای جنبش‌های بیداری اسلامی است که اگر خداوند توفیق دهد در فرصتی دیگر به ان خواهیم پرداخت

 منابع نگارش مقاله:

کتب:

- جغرافیای سیاسی خاورمیانه و شرق آفریقا نوشته آلاسدیر درایسدل و جرالد اچ.بلیک ترجمه دره میر حیدر مهاجرانی چاپ تهران انتشارات وزارت امور خارجه سال 1369.

-جنبش‌های اسلامی در جهان عرب نوشته  هرایر دکمجیان ترجمه حمید احمدی چاپ تهران انتشارات کیهان 1366.

 - پیامبر و فرعون نوشته ژیل کوپل ترجمه حمید احمدی چاپ تهران انتشارات کیهان 1366.

جنبش‌های اسلامی معاصر نوشته سید احمد موثقی تهران انتشارات سمت 1374.

 سایت‌های اینترنتی :

: http://www.rastak.com.  

http://www.mellatonline.ir

http://news.100barg.com/

http://www.shana.ir)

نمودارهای شماره‌های 2، 3 و 5 از منبع زیر استخراج شده است

http://Historic Growth Trend of Tunisia’s Economy, 2009

 

آمار
تعداد مشاهده مقاله: 365
تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 57
ارسال نظر در مورد این مقاله

شماره‌های پیشین مجله

MDB2 Error: unknown error