یکشنبه
خرداد 23
 
  • افزایش اندازه متن
  • اندازه متن پیش فرض
  • کاهش اندازه متن

آداب الطلاب (قسمت اول)

مقاله 8، دوره 2، شماره 4، پاییز 1390، صفحه 14-15 XML اصل مقاله (366 K)
نوع مقاله: مقالات
نویسندگان
مولوی غلام نبی نعمتی
موضوعات
مقالات
اصل مقاله

الحمد لله وکفی وسلام علی عباده الذین اصطفی اما بعد:

هر امر مهم در دنیا دارای دستورالعمل و قوانین خاص خود است که بدون رعایت آن ها فایده خود را نخواهد داد و هر قدر اهمیت شیء بیشتر باشد به همان میزان رعایت ضوابط و مقررات آن الزامی خواهد بود تا نتایج مطلوب به دست آید و بر عکس درصورت بی توجهی به آداب دستورات وی مضرت و نقصانات آن دامنگیر خواهد شد.

لذافراگیری دین و دستورات نجات بخش آن از هر چیز مهم تر و ارزشمندتر است و به طور خلاصه وراثت انبیاست.

(همان طور که خوراکی ها غذای جسم اند، علم و عمل بر دین مقدس اسلام هم غذای روح اند.

پس زندگی سالم با غذای سالم و در سایه علم و دانستن قوانین زندگی میسر خواهد بود، زیرا تشخیص مسیر بندگی و رضایت پروردگار بدون علم ممکن نیست و زندگی بدون علم زندگی حیوانی است که جزء به سیرکردن شکم و تکمیل خواهش ها به چیزی دیگر نمی اندیشند) .

برای دانش پژوهان و طلاب علوم دینی رعایت یک سری قوانین و آدابی الزامی است که در ادامه به برخی از آن ها اشاره می کنیم:

1-    تقوای الهی؛

 زیرا فزونی درتقوی وپرهیزگاری سبب فزونی علم می شود. بعضی ازطلاب می گویند ما هنوز کوچکیم، تقوای برای بزرگان است اما چنین نیست بلکه زمان کودکی وقت پختگی ورسیدن فرداست زیرا هر چیزی ازکودکی عادت گردد هرگز ترک نمی شود به همین منظور رسول اکرم (ص) می فرماید: ( مروا صبیانکم بالصلوه اذا بلغوا سبعاً) در حالی که نماز بعد ازبلوغ فرض می شود وآن هم اغلب در سنین پانزده سالگی است اما دستور نماز ازسن هفت سالگی است.

همچنین تقوی در زمان طلبگی مثل پاشیدن بذر است در فصل کاشت. برای توضیح بیشتر باید عرض کنم باید توجه داشت هر غذایی که مفیدتر ولذیذتر است زودتر بدبو و متعفن می گردد و همان طور که درحال درستی و سالم بودن نافع الوجود است درحال نادرستی مضر و خطر آفرین است. چنان چه گوشت رادر نظر بگیرید که ظاهراً بهترین غذای انسان هاست تا زمانی که سالم بماند و متعفن نگردد بسیار لذیذ وگوارا است لیکن وقتی بدبو و فاسد شد نه تنها خوردنش مفید نیست بلکه وجود آن در محیط بحدی خطرآفرین است که چه بسا احتمال سرایت مرض وبا درجامعه است که نابودی اجتماع را به دنبال دارد، لذا علما و طلاب هم در جامعه همانند گوشت اند که اگر سالم و درست باشند برای جامعه مفید و چراغ هدایت اند که همگان از نور و معرفت آنان بهره می برند اما اگر خدای نخواسته فاسد شدند و از تقوی و خداترسی فاصله گرفتند واز جاده شریعت منحرف شدند، به مراتب خطرناکتر از گوشت و غذای فاسد و مسموم خواهند بود. چون غذای فاسد خطر جانی دارد و خدای نخواسته عالم فاسد خطر دینی دارد و پر واضح است که خطر دینی به مراتب مهم تر از خطر جسمی است.

2-    یکی دیگر از آداب طالب العلم ترک مشتبهات است؛

 چنان چه علامه اشرفعلی تهانوی دریکی از آثار خود بنام تحفه العلماء ج 1ص189می نویسد رسول گرامی اسلام (ص) توصیه فرموده: "دع ما یریبک الی مالا یریبک" باید ازامور مشکوک و مشتبه اعراض نموده و امور یقینی اختیار شود، اموری که درآن ها هیچ گونه توهم مفسده ای نباشد، این طرز عمل ، عین ورع و تقوی و زیبنده اهل علم خصوصاً طلبه علوم دینی است و در حدیث دیگری هم رسول گرامی (ص) باهمین الفاظ تصریح فرمود: (لا یکمل ورع المؤمن حتی یدع ما لا بأس به حذراً مما به بأس اوکما قال) انسان زمانی می تواند از محرمات اجتناب نماید که از مشتبهات هم پرهیز کند.

3-    ترک عجب و خود بینی؛

چنان چه علامه تهانوی در فراز دیگری از بیانات خود در دنباله همین بحث می نویسد: "به عنوان قاعده کلیه توجه داشته باشید و این را معیار بدانید هرگاه شما در نظر خود خوب معلوم شدید بدانید که در نظر پروردگار بد و مذموم هستید وقتی به خاطر یک کمال یا جمال یا یک کتاب یا سخنرانی علمی خوب که ارائه کرده اید در درون خود احساس حسن خوبی نمودید و فکر خودبینی در شما ایجاد شد بدانید از آن لحظه از نظر خداوند افتاده و سقوط کرده اید و رمز مزمت عجب و خودبینی، توسط پیامبر اعظم (ص) همین نکته است، زیرا همین امر مقدمه کبر و تکبر است.

انسان متکبر اول خود رابزرگ و صاحب کمال می پندارد، بعداً دیگران را حقیر و پست می بینید و مقدمه شیء در حکم خودآن شیء است پس عجب و خود بینی صرف نظر از نصوص مستقل دیگر با همین دلیل هم حرام است.

چه بسا افرادی با خواندن چند کتاب عربی یا مکالمه چند جمله عربی در خود احساس غرور و فخر می کنند درحالی که شخصی هر چه هم عالم باشد حتی ابوالعلم هم باشد باز هم به پایه شیطان از لحاظ  کمال علمی نمی رسد، زیرا شیطان با علم خود علما را هم گول می زند و نه تنها علم داشت، بلکه در میدان عمل هم خود را به جمع فرشتگان معصوم الهی رسانده بود و از لحاظ  تکلم عربی هم هر کسی ادعای کمال در علم عربی کند باز هم به پایه ابوجهل از لحاظ مهارت در تکلم عربی نمی رسد، اما چون تکبر نمودند و حاضر نشدند تسلیم امر خدا و رسول شوند کارشان به جایی نرسید، شیطان ملعون گردید و ابوجهل همواره ابوجهل باقی ماند.

چنان چه در این مسئله باید به سیره سلف صالح تمسک جست در این مورد علامه اشرفعلی تهانوی حکایتی از خلیفه چهارم حضرت علی مرتضی(رض) نقل کرده که: یک مرتبه آن حضرت پیراهن نو وجدیدی به تن کرد که از آن در نفس خود احساس زیبایی و لذت نمود فوراً مقراضی برداشت و در آستین های آن سوراخ های کوچکی ایجاد کرد تا بد قیافه شود و احساس زیبایی از بین برود.

اسلاف بزرگوار از چیزی که برایشان حظ نفس ایجاد می کرد هم پرهیز می کردند، گرچه پوشیدن لباس خوب و جدید امری است مباح و جائز، اما ورع و پرهیزگاری امری است علی حده، که بزرگان ما به شدت به آن پایبند بودند و همین رمز موفقیت آنان بوده است.

آمار
تعداد مشاهده مقاله: 334
تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 46
ارسال نظر در مورد این مقاله

شماره‌های پیشین مجله

MDB2 Error: unknown error