یکشنبه
خرداد 23
 
  • افزایش اندازه متن
  • اندازه متن پیش فرض
  • کاهش اندازه متن

آسیب شناسی تحصیلی مدارس علوم دینى (قسمت اول)

مقاله 7، دوره 2، شماره 4، پاییز 1390، صفحه 5-8 XML اصل مقاله (379 K)
نوع مقاله: مقالات
نویسندگان
مولوی عبداله عبدالرزاقی
چکیده
آسیب شناسی ،علم شناسایی علائم  و علل بیماری هاست و آسیب شناسی تحصیلی مبحث بررسی و شناخت علائم ،علل و طبقه بندی مشکلات مختلف تحصیلی است. در این جا پس از ذکر مزایا و محاسن تحصیل در حوزه های علمیه، به بررسی و شرح آسیب ها و مزایا و معایب آن می پردازیم.

موضوعات
مقالات
اصل مقاله

حوزه های علمیه از سه رکن اساسی استاد، طلبه و مواد درسی تشکیل شده اند که برای بررسی و تحلیل آن باید همه جوانب را در نظر بگیریم تا در پایان نتیجه ای کاربردی و  رضایت بخش  را شاهد باشیم.

مزایای مدارس علوم دینى

در بررسی مزیت ها و نقاط قوت حوزه های علمیه لازم است در ابتدا این مزایا را از نظر استاد شهید مطهری  بر می شماریم:

«محیط حوزه هاى علوم دینى , محیط صفا و صمیمیت  و اخلاص و معنویت  است.

امتیازى که طلاب  براى یکدیگر مى شناسند، جز امتیاز علمى و تقوائى نیست.

در میان طلاب، فقیر و غنی، روستایی و شهرى و ... وجود دارد. در قدیم از طبقات اشراف و شاهزادگان هم بودند، اما تنها امتیازات تحصیلى و معنوى است که شخصیت طلاب را شکل می دهد و ارزش او را در نظر دیگران بالا مى برد.

محیط حوزه هاى علوم دینى محیط زهد و قناعت است، از اسراف و مجالس شب نشینى که در برخی طبقات است در آن خبرى نیست، و حتى اندیشه این گونه امور نیز در فکر یک محصل دینى پیدا نمى شود و اگر کسى کوچک ترین تمایلى به این امور نشان بدهد سقوطش قطعى است. روی هم رفته، طلاب، مردمى قانع و کم خرج اند و تحمیلى بر بودجه مردم به شمار نمى روند.

روابط  صمیمی استاد و شاگرد

شاگردان، احترام استادان خود را در حضور و غیاب با کمال ادب رعایت مى کنند و حتى بعد از فوت آنها همواره آنها را به نیکى و دعاى خیر یاد مى کنند. عادت طلاب بر این است که روى درسى که از استاد مى گیرند بعد خودشان فکر کنند. لذا درس خود را از روى کتاب مطالعه مى کنند. به علاوه بعد با یکى از همدرس هاى خود آن درس ها را مباحثه مى کنند. در درس هاى عالى آن چه را از استاد در مجلس درس فرا مى گیرند به ذهن مى سپارند و شب مى نویسند.

بنای طلاب  بر حفظ کردن و طوطى وارى یاد گرفتن نیست ، بر تعمق و تفکر و تجزیه و تحلیل است. و چون حق تدریس، انحصارى نیست و انتخاب  استاد با خود شاگردان است، براى هر کسى که استعدادى داشته باشد میسر است که کتابهاى پائین تر را تدریس کند.

 از این رو یک نفر دانشجوى دینى در عین حال که دانشجو است و درس مى خواند، ممکن است تدریس هم بکند. امتیاز متد تحصیلى طلاب  نسبت  به سایر متدها همین است که طلاب، درسى را که از استاد فرا مى گیرند، دقیقاً مطالعه مى کنند و سپس مباحثه مى کنند و مى نویسند و در همان حال دروس دیگر را تدریس مى کنند. این جهات سبب تقویت سطح مطالعاتی طلاب می شود.

هدف  طلاب  تحصیل دانشنامه نیست . نمرات  استاد معرف مقام شاگرد نیست. مجالس مباحثه، و اشکال و ایراد شاگرد در حوزه تدریس استاد و حوزه تدریس خود او و توجه قهرى استادان و طلاب  پائین تر، بهترین معرف یک دانشجوى علوم دینى است.»

 

از آنجایی که مسئله اصلی این نوشتار، پرداختن به نواقص و آسیب های حوزه های علمیه است نه مزایای آن، ما کمتر به مزایا می پردازیم. اما یک نکته مهم و قابل ذکر این که برخی از این مزایا در حال حاضر کمتر وجود دارد و کمرنگ شده و تبدیل به آسیب و نقطه ضعف شده است برای نمونه، استاد شهید مطهری، ساده زیستی و قناعت را یکی از مزایا بر می شمرد، اما به نظر می رسد یکی از آفات در این قشر در زمان کنونی البته نه در حد عموم، گرایش به رفاه طلبی و زندگی تجملاتی است که به گفته بزرگان دین از بزرگترین علل سقوط روحانیون است.

هم چنین عدم مدرک گرایی در حوزه در نظر شهید مطهری مزیتی دیگر است که این مورد را نیز امروزه باید در فهرست معایب و مشکلات نظام آموزشی حوزه بررسی کرد.

ضعف علمی و عدم پاسخگویی به مسائل مطروحه از مشکلات مشهود و محسوس حوزه هاست و نظام آموزشی معطوف به حل این معضل نیست.

 

آسیب های تحصیلی در حوزه های علمیه

 

1- محدودیت رشته های تحصیلی

یکی از مهم ترین مسائل در حوزه های علمیه و بارزترین آنها مسئله آموزش علمی است. قوام حوزه ها به علم آموزی و تدریس و قوت علمی است و به همان نسبت ضعف در اصل آن و شیوه اجرای آن و دیگر جوانب امر موجب نقصان نظام حوزه است.

یکی از مشکلات مهم در این موضوع مسئله محدودیت رشته های تحصیلی است که سبب می شود تا خروجی حوزه ها محدود باشد و طلاب نتوانند پاسخگوی مسائل متعدد روز باشند. متاسفانه یک تحقیق میدانی بیان خواهد کرد که بیش از همه چیز به فقه و آن هم به بخش خاصی از آن در حوزه ها اهمیت داده می شود و بخش های دیگر و رشته های دیگر مغفول و کمتر مورد توجه قرار گرفته اند:

رشته هاى تحصیلى علوم دینیه اخیراً بسیار به محدودیت گرائیده و همه رشته ها در فقاهت هضم شده و خود رشته فقه هم در مجرائى افتاده که از صد سال پیش به این طرف  از تکامل باز ایستاده است.

در گذشته حوزه هاى علمیه و روحانیون ما از لحاظ رشته هاى مختلف علوم از تفسیر و تاریخ و حدیث و فقه و اصول و فلسفه و کلام و ادبیات و حتى طب  و ریاضى، جامع و متنوع بودند و در دوره هاى اخیر تدریجا به محدودیت گرائیده است و به اصطلاح در گذشته به صورت جامع و دانشگاه بود و اخیراً به صورت کلیه و دانشکده فقه درآمده و سایر رشته ها از رسمیت افتاده است.

2- عدم تطابق دروس حوزوی با نیازهای جامعه

مسئله دیگر این است که دین مدعی اداره بشر و جامعه است و روحانیون به عنوان دین شناس و اسلام شناس و نماینده مذهب متکفل تفقه در دین و ارائه نظر از جانب شرع مقدس می باشند و از این جهت حتماً بایستی پیش بینی این امر در مواد تحصیلی و آموزشی حوزه ها شود و مسائل آن مطابق با نیازهای روز جامعه باشد.

 تجربه نشان داده است آنگاه که حوزه ها این مسئله را رعایت کرده اند امور دینی در جامعه پیشرفت کرده و آنگاه که غافل مانده اند امر دین با رکود مواجه شده است.

 شهید مطهری این انتقاد را بیان و می فرمایند:

« برنامه هاى تحصیلى ما مطابق احتیاجات تنظیم نمى شود.»

3- روش های نادرست آموزشی

موضوع مهم دیگر در ذیل موضوع آموزش، متد و روش غلط در آموزش است که بعضاً تمام زحمات را هدر می دهد.

 شهید مطهری معتقد است که برخی نقاط قوت دیگر در نظام آموزشی باعث جبران ضعف ها است، مثل مطالعه و مباحثه .

 ولی به هر حال رفع ضعف ها این بهره وری را مضاعف می کند. شهید مطهری این اشکال را در غالب یک مثال ملموس بیان می کند: در نتیجه: طلاب علوم دینى پس از سالها تحصیل ادبیات عرب با آنکه قواعد زبان عرب  را یاد مى گیرند خود زبان عرب را یاد نمى گیرند، نه مى توانند با آن تکلم کنند و نه مى توانند از عربى فصیح استفاده کنند یا به عربى فصیح بنویسند.»

یک مصداق دیگر در متد و روش آموزش که امروز در مهم ترین و قوی ترین نهادهای آموزشی لحاظ می شوند و بخصوص در حوزه های علمیه بسیار می تواند تاثیر گذار باشد توجه به توان و استعداد دانش پژوه است که ثمره آموزش را به حداکثر خواهد رساند؛ طلاب  استعداد یابى نمى شوند و در نتیجه ممکن است  کسى که استعداد فقاهت یا فلسفه یا کلام یا ادبیات  یا تاریخ یا تفسیر و غیره دارد، در غیر رشته اى که استعداد دارد بیفتد و استفاده کامل از وجودش نشود.

مساله دیگر افراط در برخی روش ها و عملکرد هاست که باعث فاصله گرفتن طلاب از فضای واقعی جامعه می شود:

افراط در مباحثه و شیوع علم اصول در عین این که یک نوع قدرت و هوشیارى در اندیشه طلاب ایجاد مى کند یک نقص دارد و آن اینست که طرز تفکر طلاب را از واقع بینى در مسائل اجتماعى دور مى کند و به واسطه این که حتى منطق تعقلى ارسطوئى نیز به قدر کافى تحصیل و تدریس نمى شود، روش فکرى طلاب بیشتر جنبه جدلى و بحثى دارد.

 و این بزرگترین عاملى است که سبب مى شود طلاب در مسائل اجتماعى واقع بینى نداشته باشند.

آمار
تعداد مشاهده مقاله: 321
تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 51
ارسال نظر در مورد این مقاله

شماره‌های پیشین مجله

MDB2 Error: unknown error